X
تبلیغات
مشاوره
و شاورهم شورا بینهم

راهبردهاي درماني دانش آموزان با ناتوانايي يادگيري
( حافظه شنيداري ، ديداري ، ادراك ديداري ، درمان بازپروري دلاكاتو ،......... )
حافظه شنیداری :
تمرینهای زیربرای تقویت حافظه شنیداری بسیارمفید می باشد:
1- سه کلمه برای کودک بیان کنیدوازوی بخواهید پس ازاینکه هرسه کلمه راگفتید،آنها رابازگوکند.سپس چهار کلمه وبه همین ترتیب پیش برویدتامطابق رشد سنی وطبیعی خویش ازحافظه شنوایی برخوردار شود.
2- یک جمله برای کودک بگو.یید واز او بخواهیدآن راتکرار کند.سپس دو جمله بگویید تا آنها را تکرار کندوبه همین ترتیب پیش برویدتاتوانایی وی به حد هنجار وطبیعی برسد.
3- تمرینات 1و2 راانجام دهید،امااین بار دانش آموز ترتیب گفتن کلمات راهم حتما رعایت کند.دراین صورت توانایی توالی شنوایی اونیز تقویت خواهد شد.
4- چند دانش آموز راکنار هم بنشانیدواز آنها بخواهید این بازی راترتیب دهند.نفراول یک کلمه بگوید،نفردوم همان کلمه را تکراروکلمه دیگری که مناسب است به آن اضافه کند،نفرسوم دوکلمه قبلی رابگویدوکلمه دیگری راکه مناسب است به آن اضافه کندوبه همین ترتیب پیش رود.
به عنوان مثال نفراول: من،نفردوم: من در،نفرسوم :من درحیاط....
5-همان بازی راترتیب دهیداما این باربه جای استفاده ازیک کلمه ،دانش آموزان ازیک جمله استفاده کنند.
به عنوان مثال نفراول:من درحیاط مدرسه بازی کردم. نفردوم:من درحیاط مدرسه بازی کردم وبعد به کلاس رفتم. نفر سوم:.....
6- به کودک چند دستور بدهید واز وی بخواهید آن دستورات را به ترتیب اجرا کند.این تمرین علاوه برحافظه شنوایی،توانایی(حرکتی-شنوایی) ونیز(توالی شنیداری )رابا هم تقویت می کند.
7-یک کلمه بیان کنید وپس از 30ثانیه ازاوبخواهید آن راتکرارکند. درتمرینهای بعدپس ازگذشت چند ثانیه ازاوبخواهیدکه نام شئ مخفی شده رابگوید.این تمرین را آنقدر ادامه دهید تابتواند درحدود 30 ثانیه شئ رادرحافظه کوتاه مدت خویش نگه دارد.
8-ابتدا برای او قصه های بسیار کوتاه بگوییدسپس داستانهای بلندتر بگوییدوبعدازاوبخواهید قصه های شما راتقلید کند وسرانجام خودش قصه بسازد.
9-ازاوبخواهید اشیای پیرامونش را نشان داده ونام ببرد.
10-کودک رایاری دهید تاتعدادی عدد یا لغات ساده را به خاطر بسپارد.
11-یادگیری لالایی ها،اشعار،مثل ها،.....
12-به کودکان دستورالعملهایی بدهید که قبل از اجرا آن را باخودتکرارکنند.
13-تعدادی حروف بی معنا رابرای کودکان تکرار نمایید تاآن رابه حافظه خودبسپارند.مثل حروف بابابابا ،ساساساسا،نانانانا...
14-کودکانت راتشویق کنید که با چشمان بسته به مترادفهای شنوایی گوش دهند،مثل بادوشاد
15-دستورالعملهایی که شامل مراحل متعدد است به کودکان عرضه نمایید.
16-کودکان راتشویق کنید که شماره تلفن بعضی ازموسسات خدماتی،مثل آتش نشانی وساعت گویا رایاد بگیرندوبه خاطر بسپارند.
17-تعدادی ازکلمات را برای کودکان با آهنگی خاص بخوانیدوازآنها بخواهید هرکلمه شنیده شده رابگویند.
18-ازدستورالعملهای شفاهی استفاده بکنید،به این ترتیب که پرتقالها راروی میز بگذار،سیب هارازیر میزبگذارومکعب های زرد را بالای میز بگذار.
19-یک برنامه تلویزیونی را انتخاب کرده،اجازه دهید که کودک آن رامشاهده کند.سپس ازاوسوال نمایید که صفحه تلویزیون چه تصویری را نشان می دهد.



حافظه دیداری:

تمرینهای زیربرای تقویت حافظه دیداری بسیارمفید می باشد:
- به کودک اجازه دهیدکه کلمه ای راباصدای بلند تکرارکندوسپس شمامی توانیدشکل کلمه رابصورت یک طرح برجسته ترسیم نمایید.
- ازکارتهای نوری که حروف تصاویر برروی آنها حک شده است استفاده کنید.بانزدیک کردن این کارتهای رنگی توجه کودک رابه تصاویر ریزوکوچک جلب نمایید.پس ازمشاهده ازاوبخواهیدتا شرح دهدکه چه چیزهایی راروی کارت نوری دیده است.
- ازکودکان درخواست کنید که به طرف پنجره کلاس رفته،محیط خارج را مشاهده کندونام سه شئ را که در بیرون موجود است برای آموزگار بازگوکنند سپس آموزگارسه شئ مزبور راروی تخته ترسیم کرده از کودکان درخواست می نماید که آنها رارنگ آمیزی کنند.
- تصاویرازاشیاء،حروف شماره هاراتهیه کرده،تعدادی ازآنها رادر جلوی کودک قراردهید تاوی آنها را خوب مشاهده کند.سپس ازوی بخواهید تاروی خود رابرگرداندویاچشمان خودراببندد.شما می توانید یک تغییر کوچک درجای تصاویرصورت دهیدوازکودک بخواهیدحدس بزند شما چه تغییری رابه وجود آورده اید.درمرحله بعد شما می توانید یک شکل خاص را به کودک نشان داده سپس او را ترغیب نمایید که تصویرآن شکل رادربین تصاویر مختلفی بیابد.
- دربازی به خاطر آوردن شماره یک تلفن که معلم تکرارکرده است وآن رامی نویسد،کودک نیز می تواند آن راتکرارکند وازروی نوشته معلم کپی کند.
- به کودک فرصت دهید که خطوطی را ازبالا به پایین وبالعکس رسم نماید.آموزگارمی تواند باحمایت کودک درزمینه ترسیم خطوط به هماهنگی حس لامسه وبینایی وی کمک نماید.
- یک طرح هندسی چهارگوش رابه کودک نشان داده;آن رادربین حروف وکلمات واعداد جاسازی نمکایید تاکودک آن راپیدا کند.
- تعداداشیاءرادرسبدبه کودک نشان دهیدوسپس بابستن چشمان کودک(بایک نوار)ازوی بخواهید تاهرشئ راکه شمانام می بریدبالمس کردن، ازسبد بیرون بیاورد.
- یک مقوای باریک راکه قسمت بندی شده است درجلوی کودک قرار دهید وسپس تعدادی ماشین اسباب بازی در اختیار وی قرار داده،ازکودک بخواهید که روی مقوای باریک،ماشینها راحرکت دهد.
- بازی بریدن حروف وچسباندن آن به یکدیگر:به کودک کلمه گل رانشان دهیدبعدباقیچی آن راازهم جداکرده بعد به هم بچسبانید.آنگاه کودک باید این فعالیت راازشماتقلیدکند.
- اشیایی راتهیه کرده ویکی یکی به او نشان دهیدوسپس پشت سرتان مخفی کنیدوبخواهید بلافاصله نام اشیای مخفی شده را بگوید.
- کودک رابا رنگهای مختلف آشنا کنید.اول رنگهای اصلی بعد رنگهای فرعی،برای این منظور می توانیدازمهره های پلاستیکی،جعبه مدادرنگی وامثال آن استفاده کرد.
- ابتدا چند سیم فلزي نازک باطولهای مختلف تهیه کنید،مثلا یک سیم به طول3 سانتی متر،دوسیم به طول5 سانتی متر،ویک سیم به طول 6 سانتی متر،حالا
- سیمها راروی هم بریزیدوازاوبخواهید بلندترین سیم ،کوتاهترین سیم وسیمهایی که طولشان مساوی است راپیداکند.سپس دو سیم مساوی را به شکل زیر کنار هم قرار دهید وازکودک سوال کنیداگرهرکدام ازاین خطها یک جاده باشد،مابخواهیم ازآن عبور کنیم کدام جاده کوتاهتر وکدام بلندتر است؟وقتی کودک جواب صحیح داد،سیم ها رابه شکل زیر قراردهیدوهمان سوال راتکرارکنید.

این آزمایشهاراآنقدرادامه دهیدتااومتوجه شودکه جابجایی سیم ها ونحوه قرارگرفتن آنهادرطول آنهاتاثیری ندارد.درمرحله بعدچندسیم باطول مساوی تهیه وبه شکل زیرکنارهم قراردهیدوبازهم سوال ها راتکرار نمایید. اگر کودک پاسخ صحیح دادسیم ها رامانند شکل زیرقراردهید وبازهم سوال کنید.
مشابه این آزمایش ها را آنقدرانجام دهیدتاکودک این نکته راکشف کندکه تغییرجهت سیم ها تاثیری درطول آنها نمی گذارد.درصورت شنیدن پاسخ صحیح از کودک،دوسیم باطولهای مساوی راانتخاب کرده ودرمقابل چشمان اویکی ازسیم هارابصورت مارپیچ خم کنیدودرکنارسیم دیگرقراردهید وازاوسوال کنیدکدام یک ازاین دوسیم بلندتر است؟ - ازتمرین 1 صفحه 48تاآخرتمرین11صفحه58-ازتمرین13صفحه59تاآخرتمرین14 صفحه60(کتاب اختلالات دیکته نویسی، دکترتبریزی)
رای اینکه تمرینهای گفته شده تاثیربسیارزیادی درحل مشکل دانش آموزداشته باشند،بایدبرای وی ایجاد انگیزه نمودتابارغبت به تمرینهای بیشتری بپردازد.درواقع همان حافظه طوطی واراست که به حافظه کوتاه مدت،سپس میان مدت وبعدبه بلندمدت تبدیل می شود.بسیاری ازاوقات اتفاق می افتد که حافظه دیداری تقویت می شود،اما بازهم دانش آموزمرتکب اشتباهاتی می شود که به ضعف حافظه دیداری یاکم دقتی نسبت داده می شود.درحالی که ممکن است وی درادراک دیداری دچارمشکل باشد.


ادراک دیداری:
ادراک بینایی شامل پنج زمینه است،که آزمون بینایی فراستینگ شامل تمرینهایی جهت تقویت واصلاح این زمینه هاست.این زمینه ها عبارتند از:
الف) توانایی هماهنگی حرکتی وچشمی ب)تشخیص شکل وزمینه ج)درک ثبات شکل د)ادراک فضایی ه)ادراک جزءوکل(تکمیل دیداری)
- جهت تقویت هماهنگی چشم ودست ازتمرینایی استفاده می شود که توانایی ترکیب وهماهنگ سازی حرکات بدنی ومهارت بینایی سنجیده وتقویت میشوددرآزمون بینای فراستیک تمرینهایی آمده که فاصله بین دو شئ به وسیله دو خط موازی مشخص شده ودانش آموز باید دوشئ انتهایی این دو خط موازی رابه هم متصل کند.به تدریج این دوخط موازی به هم نزدیکتر شده ودرنهایت دانش آموزخودش بین دوشئ خطی رسم می کند.
-درمورد ادراک شکل اززمینه نیز توانایی کودک درتشخیص تصاویراززمینه ارزیابی وتقویت می شود.همچنین توانایی کشف اشکال پنهان نیز سنجیده می شود.
- ثبات شکل بدان معنی است که شئ درهر حالتی همان شئ است.درآزمون فراستیک نیز تصاویری آمده است که دانش آموز را به این حقیقت برساند.کسب این مهارت دانش آموزراقادر می سازدکه بفهمدهر شکل صرف نظر ازاندازه،وضعیت،جنس،کوچکی یا بزرگی آن همان شکل است.درمورد کلمات نیز دانش آموزاین حقیقت را درمی یابد که کلمه چه بزرگ وچه کوچک ،چه چاپی وغیر چاپی و....همان کلمه است.
-ادراک فضایی:بطورخلاصه دانش آموزبااستفاده ازتمرینهای مختلف توانایی تعریف وضعیت خود رانسبت به اشیاء پیدا می کند.کودک در می یابد که شکلی رابه صورت وارونه یادرجهت مخالف نیزبه خوبی تمیزدهد.کودک در تشخیص نمادهای کلامی مخالف مانند
b وd
همچنین،محل نقاط حروف (درزبان فارسی) مانند"ب"و"ت"مهارت به دست می آورد.
- درمورد ادراک جزءازکل نیز کودک قادر به بازشناسی اشیاءونقص دراشکال وکلمات می شود.
تمرینهای زیادی جهت ترمیم واصلاح کودک باضعف ادراک دیداری ذکر شده است،که نمی توان آن رابه زمینه خاصی مربوط دانست.لازم به ذکراست که زمینه های ذکر شده باهم همپوشی دارندبه همین دلیل تمرینها جداسازی نشده است.
1-درکارتی که اشکال هندسی گوناگونی داردازکودک می خواهیم که دور شکل هندسی خاصی راخط بکشد(آزمون شماره دوفراستیک)
2-ازکارتهایی استفاده می کنیم که حروف الفبارادرجهات مختلف نوشته وازدانش آموزمی خواهیم حروف رابرای ما پیدا کند.
3-ازدانش آموزمی خواهیم شکل خاصی رادرزمینه ای مانند نقاشی درهم پیداکند.
4-ازکودک می خواهیم که دور حروف خاصی را دریک صفحه کتاب یابرگه روزنامه خط بکشد.
5-کودک درکارتهایی که واژه هارابصورت سایه دار وناقص نوشته واژه هارابازشناسی کند.
6-کودک شکل های مختلف هندسی راکه بخشی ازآن رسم نشده راکامل کند.
7-کودک طرح حیوانات را که یکی ازاندامهای آن حذف شده تکمیل کند.
8-کودک حروف ناقصی راکه درکارتها نوشته شده کامل کند.
9-کودک اشکال هندسی راکه بصورت نقطه چین نوشته شده کامل کند.
10-کارتهایی را که حروف الفبا درجهات مختلف نوشته به دانش آموزنشان داده وازوی می خواهیم بدون چرخاندن کارت،یکی ازحروفی که ماتعیین می کنیم راشناسایی یادور آن خط بکشد.
11-نقاشی یا طرحهایی راکه درآنها تصاویرپنهان وجود داردبه دانش آموزداده وازوی می خواهیم تصویر مورد نظر راپیدا کند.
12-کارتهایی مقوایی که حروف رابه صورت درهم نوشته دراختیار کودک قرارداده ازوی می خواهیم دورحروف خاصی راخط بکشد.
13-تمرین تن آگاهی : ازکودک می خواهیم اندامی راکه نام می بریم نشان دهد.
14- آدمکی که اعضای آن جداازهم هستندوبه وسیله دکمه به هم متصل شده اند رابه کودک نشان داده،پس ازحرکت دادن دست،گردن وسایر اندامهایش آدمک ازدانش آموزمی خواهیم حرکات راتقلید کند.
15-مربی روبروی دانش آموزایستاده حرکاتی راانجام می دهدودانش آموزتقلید می کند.
16-ازدانش آموزمی خواهیم که نقاطی راکه به اشکال گوناگون به هم متصل شده انددرپایین صفحه رسم نماید.(آزمون فراستیک)
17-ازتمرینهایی استفاده می کنیم که دانش آموزبامفهوم چپ وراست، بالاوپایین،زیرورو و...آشناشود.
18-ازآزمونهای فراستیک که دانش آموزشکلی متفاوت رادراشکال شبیه به هم پیدا می کنداستفاده می کنیم.
19-شکلهاوتصاویری ازاشیاءگرد،چهارگوش،سه گوش و...ازروزنامه درآورده به کودک نشان می دهیم سپس ازوی می خواهیم اشیاءووسایل هم شکل باآن طرحها رابیابدونشان دهد.
20-استفاده ازپازل
21-ازکودک می خواهیم اشکال هندسی مختلف بارنگهای مختلف که دراختیارکودک قرارداده رابرحسب رنگ یاشکل طبقه بندی کند.
22-می توانیم جهت درک بهتر دانش آموزهنگام نوشتن کلمات شکل آن رابه وی نشان دهیم.
- تمرینهایی جهت اصلاح ادرک شنیداری:
1-دستورالعملی به کودک عرضه می شود واز وی خواسته می شود آن را تکرار کند.
2-کودک رابرای شنیدن وتوجه تشویق می کنیم.
3-عرضه دستورالعملها به دانش آموزازیک دستورالعمل آغازشود.
4-داستانی رابرا ی کودک تعریف کرده ازجزئیاتش سوال می کنیم.
5-سه کلمه که دوتای آنها شبیه به هم هستندبه دانش آموزگفته وازدانش آموزمی خواهیم کلمه متفاوت را تشخیص دهد.
6-ازکودک می خواهیم جمله ناقصی را که می شنود تکمیل کند.

درمان وبازپروری دلاکتو:

- مرحله یک:
1-خزیدن یک طرفه:(5 دقیقه
حدود80 بار)
ازکودک بخواهید سینه خیز رفتن را تمرین کند.به این صورت که روی یک سطح صاف روی شکم بخوابد ودست وپایش را به جلو وعقب بکشد تا بتواند روی زمین سائیده شده وجلو برود.(رجوع به جزوه اختلالات خواندن دکتر تبریزیصفحه155)
2-الگوی مناسب خوابیدن:
هرشب چند بار خوابیدن او رابه شکل صحیح فرم دهید.اول عادتش دهید به روی شکم بخوابد بعد وضعیت بدن ودست وپای او رادرالگوی صحیح قرار دهید واین تمرین را هر شب یک بارانجام دهید.(صفحه157)
3-تمرین شنوایی(8 دقیقه)
ازدانش آموزبخواهید باانگشت یا پنبه سوراخ گوش راستش را ببنددتافقط با گوش چپ بشنود سپس به گونه ای بااوحرف بزنید تامجبورباشدپاسخ دهد.حالااین عمل راباگوش چپش انجام می دهیم.این تمرین را به مدت 1 دقیقه و4باردرروز انجام می دهیم کل زمان برای این تمرین 8 دقیقه است. (صفحه157)

4-تمرین بینایی:(8 دقیقه)
ازکودک می خواهیم با دست چپ چشم چپش را ببنددویک چراغ قوه یا یک وسیله جالب دیگردست راستش بگیردودرحالی که زاویه آرنج باز است ازاوبخواهیم که دستش رادرجهات مختلف بالا،پایین،دایره وار، طرفین وبازوایای مختلف حرکت دهدوهمزمان با حرکت دستش باچشم راستش نور را تعقیب کند.اوباید باچشم برترنور چراغ قوه را تعقیب کند وباتکرار این تمرین دست وچشمش راهماهنگ نماید.(صفحه158)
- مرحله دوم:
1-چهار دست وپارفتن با الگوی تقاطعی:(30 دقیقه)
برای انجام این تمرین برای کودک زانو بند وکفش نرم تهیه کنیدوچهار دست وپا رفتن صحیح رابه اونشان دهید سپس ازاوبخواهیدمانند شما عمل کند.(رجوع به صفحه159)
2-تمرین شنوایی:
کودک روی صندلی وسط اتاق بنشیندودرحالی که شما آرام آرام در اطراف اتاق قدم می زنیدبا او صحبت ومکالمه کنید،طوری که گاهی شما را ببیندوگاهی نتواند ببینداین تمرین را 4 دقیقه درروزانجام دهید.
3- تمرین بینایی:
چراغ قوه رابه دستی که می نویسد بدهیدتادرحالی که دستش کشیده وآرنج صاف است آن رابه هر سوحرکت داده وبه آن نگاه کند. (رجوع به صفحه160 )

-مرحله سوم:
1-راه رفتن با الگوی تقاطعی:(20 دقیقه)
الف-نخست خودتان به طرز صحیح راه بروید
ب-ازکودک بخواهید راه برودوبه او یاد دهید که باپای چپ یک گام برداشته وبادست راست به آن اشاره کند.
ج- سپس باپای راست گام برداشته وبا دست چپ به آن اشاره کند.
د-ازاوبخواهید که پنجه هایش را به سمت خارج هدایت کند.
س- پاها با هم برخورد نکنند و25 سانتی متر فاصله داشته باشند.
ش- سرعت را به تدریج کم کرده وبه سرعت طبیعی برگردید.
ص- تمرین راباپای برهنه یاجوراب انجام دهید.
تمرین را20 دقیقه دردوره های 10 دقیقه ای برای حداقل 3 هفته ادامه دهید.
2- تمرین شنوایی:
الف-تمرین باچشم بسته:چشم کودک را بسته روی صندلی دروسط اتاق بنشانید سپس درحالی که قدم می زنیددراطرافش،بااوصحبت کنیدتااوبه شمااشاره کندومحلی راکه هستید حدس بزند.
ب-تمرین با چشم باز:حالا درهمان موقعیت باچشمان بازپشت سرش بایستیم وازاوبخواهیم کلماتی راکه می گوییم تکرارکند.(رجوع به صفحه163)
3- تربیت بینایی:الف-دنبال کردن مسیر نور چراغ قوه با چشم
ب-دست خودراتانزدیک چشم کودک ببریم وکودک مسیر دست را با چشم خوددنبال کند.
ج-اشیاءاطراف رانام ببریم وکودک آنها رابا چشم ودیدن پیداکند.
4-هماهنگی عمومی:
باکودک درخارج خانه بازیهایی که او راوادار به پریدن ودویدن می کند انجام دهیم .مانند:دویدن،راه رفتن،پریدن،دوچرخه سواری،وبازیهای آزمون فراستیک
5-جهت یابی راست وچپ:
وقتی که کودک با الگوی تقاطعی راه می رود یا می دودبگویید به راست،راست ویا به چپ،چپ طوری رفتار کنید که قصد فریب وگول زدن او راداریداوباید سعی کند هوشیاری خودراحفظ کند.روزانه 10 دقیقه این تمرین را انجام دهید.
- مرحله چهارم:
نکته:درزمان انجام تمرینهای این مرحله،گوش کردن به موسیقی،آوازخوانی وزمزمه کردن آهنگ رابرای کودک ممنوع کنید.کلیه فعالیتهایش ازجمله ورزش،ازیک طرف بدنش استفاده کند.
1-فعالیتهای برتری طرفی:
الف)خوردن:ازاوبخواهید که لوازم سفره رامانندقاشق،چنگال،لیوان و...رابادست برترش بگیرد.
ب)آشامیدن:لیوان رابادست برترش بگیرد.
ج) مسواک زدن:مسواک رادردست برترش بگیرد.
د)برداشتن اشیاء
ح)حس لامسه)چشمانش راببندد ویک شئ کوچک مانند کاغذ،سنجاق و...دردست برترش بگذاریدوازاوبپرسید نام شئ چیست.فقط ازطریق لمس کردن بگو.


2-نوشتن:
نوشتن باگچ وخط درشت روی تخته سیاه شروع وبه نوشتن بامدادروی کاغذ ادامه می یابدمدت10 دقیقه روزی4 بار.
3-پرتاب کردن:
توپ پلاستیکی رابا دست راستش گرفته وازبالای شانه به سمت شماپرتاب کند.(رجوع به صفحه168 )
4-برتری پا:
الف)برداشتن مهره با انگشت پایی که تصمیم به برترکردنش دارید.
ب)باقراردادن مدادبین انگشت شصت پاوانگشت بعدی ازکودک بخواهیم مطلبی روی کاغذ بنویسد.
5-برتری گوش:
گوش غیر برتر راببندیدونزدیک گوش برتر بنشینیدوبااوصحبت کنیدیاداستان بگوئید.به تدریج صحبتهاآرامترشودتا به شکل نجوا درآید.این تمرین روزی دو بار،هربار5 دقیقه انجام شود.
6-برتری چشم:
الف)برای برترکردن چشم، ازچشمک زدن،نگاه کردن ازروزنه استفاده میکنیم.این تمرین را4 بارهرباریک دقیقه.
ب)پاییدن:کاغذی رابه صورت لوله درست کرده چشم غیر برترراببندیدوباچشم برترازلوله به بیرون نگاه کند.
ج)نشانه گیری:یک
x
روی یک کاغذ سفید کشیده درانتهای اتاق نصب می کنیم چشم غیربرتر راببندیم تاکودک باچشم برترنشانه رادیده باانگشت سبابه یاتفنگ اسباب بازی به سوی هدف شلیک کند.(صفحه170 )
د)نگاه کردن ازروزنه:یک سوراخ دروسط کاغذ ایجادکرده کاغذ راازصورت دورنگه داشته ازسوراخ وسط کاغذ به بیرون واشیاءاطراف نگاه می کند.
-کارهایی که باتوجه به کتاب اختلالات دیکته نویسی دکتر تبریزی می توان انجام داد.
1- تن آگاهی:
دانش آموزبایداندامهارابشناسدبرای این کار اندامها رانشان می دهیم اونام می برد.
2-آدمکی بامقوادرست می کنیم که اندامهایش حرکت می کند.اندامهایش راحرکت می دهیم ودانش آموزتقلید می کند.
3-روبروی دانش آموز بایستیم وهرحرکتی انجام دهیم دانش آموزتقلید کند.
4-ازتصاویر1تا8 آزمون 5 فراستیک استفاده کند.(صفحه88 و92 آزمون فراستیک)
فعالیتهایی که جهت افزایش حس جهت یابی مکانی وفضایی می توان انجام داد.
1-تمرینات گام
2-تمرینات زمینی
3-تمرینات چوب موازنه
4-تمرینات حرکتی بزرگ
*تمرینات گام:
الف)گام به جلو ب)گام به عقب ج)گام به پهلو د)حرکات گوناگون ر)تقلیدراه رفتن حیوانات ز)تقلیدحرکت درفضا ف)راه رفتن متقاطع ق)عبورازروی نشانه ها
ک)بازی قوطی گ)گذشتن ازکنار خطوط ل)عبورازنردبان
*تمرینات زمینی:
الف)حرکت دادن دستها وپاها ب)سینه خیزرفتن ج)خزیدن بامانع
*تمرینات پرتاب کردن وگرفتن:
1-پرتاب به سوی هدف 2-گرفتن 3-بازی باتوپ 4-بازی باتیوپ تایر
*تمرینات هماهنگی چشم ودست:
1-ترسیم........ 2-کنترل آب 3-بریدن باقیچی 4-نمونه سازی
5-بندبستن 6-بازی وردنه یانورد 7-بازیهای ابتدایی 8-تمرینات مداد وکاغذ 9-آدمک خیمه شب بازی 10-گیره های لباس 11-کپی طرحها 12-تاکردن کاغذ
*تمرینات روی تخته سیاه:
1-تمرینات نقطه به نقطه 2-ترسیم دوایر 3-اشکال هندسی
4-حروف واعداد
*تمرینات حرکات چشم: کپارت می گویدقبل ازحرکات چشمی بایدبنیه قوی وکارکردحرکتی قابل قبولی داشته باشد.
1-گام به جلو 2-گام به عقب 3-گام زدن کناری 4-حرکتهای گوناگون
*تمرینات حرکتی بزرگ:
1-اسکیت برد 2-نشستن وبرخاستن 3-چرخ وپرش 4-لی لی کردن 5-تمرینات جستن وپیچ پیچک 6-گام های سرعت 7-پرش باجفت 8-بازیهای هوپ 9-مهارتهای طناب
*تمرینات تن آگاهی:
1-اشاره به اندامها 2-آدمک متحرک 3-بازی بابام می گه 4-اجزاءفراموش شده 5-معمای قطعات 6-نقاشی دراندازه طبیعی 7-شناخت اندامهای بدن 8-پانتومیم 9-پیگیری دستورات 10-پیچ وتاب حرکات 11-بیان چهره ای 12-بازی درآب 13-برآورد
............
1-استفاده ازدوتصویر شبیه به هم که دریک یاچندمورد جزئی تفاوت دارندودانش آموزتفاوتهای دوتصویررابیابد(باتصاویرمختلف)
2- استفاده ازکارتهای 7*5که درآن کلماتی به صورت ناقص (نقطه، حرف،دندانه و...) نوشته شده باشدودانش آموزاشکال آن رابگوید.
3- استفاده ازکارتهای 7*5که درآن کلماتی نوشته شده باشد که قسمتی اضافه داشته باشد(نقطه، حرف،دندانه و...) نوشته شده باشدودانش آموزاشکال آن رابگوید.
4-تصحیح دیکته دانش آموزان دیگر
5-درتمامی تمارین مختلف جهت برطرف کردن مشکلات دانش آموز (دقت وتوجه)جزءجدایی ناپذیرآن است لذاتمامی تمرینها درقسمتهای دیگردردقت وتوجه کودک موثراست.درتمامی فعالیتهای آموزشی کارهایی انجام دهیدکه باذوق وعلایق کودک همخوانی داشته باشد (نقاشی،خطاطی،ماهیگیری و...)
6-لازم است که درهنگام اجرای تکالیف،دانش آموزکارهایی راکه انجام می دهد بیان کند.
7-برای افزایش تاثیر آموزش بهتراست ازچندحس استفاده شود،تادقت دانش آموزدراجرابالا رود.
8-استفاده ازپازل های مختلف
9-استفاده ازقیچی وکاغذ
10-انواع تمارین تست فراستیک درتمرین دقت موثر است.
*دقت وتوجه:
- برنامه روزانه یکنواخت داه شود
-برنامه تدریس انفرادی(
IEP)
- ایستادن پهلوی کودک،گذاشتن دست روی شانه،برقراری ارتباط چشمی وپرسیدن دائمی سوالات مستقیم ازاو
- دستورات اجرایی به کودک ساده ودقیق باشد
- دادن تکالیف درواحدهای کوچک وبعد افزایش آن
- استفاده اززمان سنج برای اجرای تمارین کلاسی و...مثلا5 دقیقه5 تمرین جهت هماهنگی ودقت بیشتر
- استفاده ازمکانهای حفاظت شده جهت دوری ازحواسپرتی(مثل کتابخانه ، جلوی میزونزدیک معلم،اطاقک مطالعه همراه بادوری ازاحساس جداسازی جهت تنبیه کودک ،به جهت خودپنداره بسیارپایین)
- ازوسایل اضافی درکلاس ،پوستروتجهیزات غیرضروری دوری شود
- فضای آزاداصلاتوصیه نمی شود
- استفاده ازتشویقهای فراوان مختلف درجهت پیش بردتوانایی کودک بسیار مهم است.زیراکه درجهت برطرف کردن ضعف خود پنداره گام برمی دارد.
*درمنزل:
- برنامه ریزی یکنواخت روزانه بسیاردقیق همراه بازمان
- درهنگام خواستن اجرای دستوری توسط والدین،بایدبا کودک ارتباط چشمی داشته ،اسم راصدازده تاعوامل حواسپرتی رادرآن لحظه ازیاد ببردوبعد به اودستورات مورد نظرراداد.(خاموش کردن تلویزیون یاجداکردن اوهنگام بازی جهت دادن دستور مورد نظر)
-هیچگاه به کودک نمی گوئیم اتاقت راتمیز کن بلکه این دستور رامرحله به مرحله به او می دهیم مثلا:لباسهایت راجمع کن،اسباب بازی هایت رادرکمد قراربده،رختخوابت رامرتب کن،....)
-نظارت براجرای دستورات وتکالیف باید بطور مداوم صورت بگیرد.
-درهنگامی که عدم دقت وتوجه بابیش فعالی همراه است دارو درمانی نیز باید اجراشود.

(درمان اختلالات
Lتمیزدیداری حافظه توالی دیداری رياضي اختلالات خواندن دكتر تبريزي)
*3 یا4 نفردانش آموزرامعرفی می کنیم سپس وی به ترتیب آنها رانشان بدهد.
*جلودانش آموزچندحرکت بدنی انجام می دهیم وازوی می خواهیم حرکتها رابه ترتیب انجام دهد.
*یک کارت مقوایی راکه روی آن 3 یا4 حرف نوشته ایم به وی نشان می دهیم سپس کارت رامخفی کرده وازوی می خواهیم حروفی که دیده بود به ترتیب ازسمت راست به چپ نام ببردوسپس کارت دیگر باحروف بیشترنشان می دهیم ومانند دفعه قبل عمل می کنیم.
* کارت مقوایی که روی آن3 کلمه نوشته شده رابه وی نشان می دهیم سپس آن رامخفی کرده وازدانش آموز می خواهیم کلمات رابه ترتیب بازگوکندوسپس کارتی باکلمات بیشتر تمرین می شود.
*پریدن دانش آموزروی موزائیکهایی که حروف الفبا روی آن نوشته شده است ودانش آموزان ترتیب حروف رابیان کنندجدول صفحه 82
*نقاشی سگ بالا کامل است نقاشی های دیگرراکامل کرده صفحه90
*برگهایی شبیه برگی که دردست داردپیداکند(ازمیان برگها)
*اشکال زیرصفحه رابریده وروی تصویر بالائی بچسباندصفحه94و97
*شکلهایی مثل شکل بالا راپیداورنگ بزندصفحه90
*شکلهای مشابه راپیداکند باتفاوتهای جزئی بین تصاویرصفحه96
*حرف آخرکلمه راشناسایی کندوبگویدباحرف آخرکدامیک ازکلمات روبرو مشابه است.
* حرف اول کلمه راشناسایی کندوبگویدباحرف اول کدامیک ازکلمات روبرو مشابه است.
*طبقه بندی کردن اشیاءدرریاضی وفارسی حروف وکلمات
*تشخیص مشابهت هادرشکلی مشابه سمت راست
*تشخیص تفاوتها(اشکال تقریبا مشابه هم)
*پازل-جورکردن تصاویر تکه تکه
*نقص تصویر
*ترتیب اشیاءبه مانند مدل بالا
*تناظریک به یک
*تطبیق تعدادباتصویر مربوطه
*تشخیص اندازه صفحه78
*تشخیص وزن صفحه78
- تمیز دیداری(دوز-زود)،(خانه- جانه)،(زور-روز)،(دوس-دوش)،(بتر-تبر)
-توانایی تشخیص(س-ش)
*تصاویر آزمون شماره4 فراستیک راالگو قرارداده شکل صفحه65و66
*اشکال هندسی رادریک صفحه می کشیم وازدانش آموز می خواهیم دورشکل راخط بکشد.
*کارتهای مقوایی به ابعاد10*7سانتی متر تهیه می کنیم درستون سمت راست کارت یک حرف را می نویسیم آن حرف رادرسمت چپ بین حروف دیگر بیابید.صفحه67 اختلالات دیکته جدول
*کارتهای مقوایی به ابعاد10*7سانتی متر تهیه می کنیم درستون سمت یککلمه می نویسیم آن کلمه رادرسمت چپ بین کلمات دیگر که تقریبا شبیه است بیابیدجدول صفحه67 اختلالات دیکته
-ادراک نقش درزمینه
*پیدا کردن "ت"درکلمات زیر(شستشو- مسبب- مستاجر- مستاصل)
*آزمون شماره 2 فراستیک راالگوقرار می دهیم،شکل خاصی که تعیین می کنیم دایره رسم کند.
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف الفبا راروی آن درجهات مختلف می نویسیم بدون چرخاندن کارت حروفی که تعیین کرده ایم شناسایی نماید.صفحه69اختلالات ديكته
*تصاویر،نقاشی وطرحهایی تدارک می بینیم که یک یاچند تصویر خاص درآن پنهان شده است.تصویرموردنظررابیابید.صفحه 73 و70،71،72 اختلالات ديكته
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف رادرهم می نویسیم دورحرف خاص دایره رسم کند.صفحه74 اختلالات ديكته
*دورحرف خاصی که نام می بریم دریک صفحه ازکتاب یاروزنامه دایره رسم کند.(یک متن درسی)
-اکمال دیداری
*کارتهایی تهیه می کنیم که واژه های سایه دارونسبتا ناقص درآن نوشته شده باشدکلمات رابازشناسی کندصفحه75اختلالات ديكته
*شکلهای هندسی که بخشی ازآن رسم نشده دراختیارکودک قرر می دهیم تا تکمیل کند.
*طرحهایی ازحیوانات مختلف را که تکمیل نشده است در اختیارکودک قرار می دهیم تاآنهاراتکمیل کند.
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف رابصورت ناقص روی آن می نویسیم وازدانش آموزمی خواهیم کامل کند.صفحه78
-هماهنگی دیداری حرکتی
*آزمون شماره 5 فراستیک راالگوقرارداده وازاو می خواهیم اشکال مشابه رارسم کند.صفحه79

تمیزشنیداری
اختلالات دیکته(مصطی تبریزی)
1-ساختن وسایل صداسازتاباانواع صداهاآشناشود.
-قرقره کوچک وبزرگ که بادکنک تکه تکه رابرداریدسپس هریک ازتکه ها رابه سرقرقره بکشیدوبه تنه قرقره ببندید.(صفحه90 اختلالات دیکته نویسی)
-اشیایی باگل رس بسازیدودربخشی ازآنها بااستفاده ازمیخ 2سوراخ ایجادکنید که به هم راه داشته باشند بافوت کردن به آن صداایجاد می شود
-چند وسیله صداسازدرست کنندوصدای آنها راباهم مقایسه نمایند
-قاشق چوبی ودوتار ساختن
-صدای حیوانات رادرنوارکاست ضبط کرده وگوش دهدوصداها راتشخیص بدهد ونام ببرد.
-صداهای مختلف مثل (گریه،خنده،سرفه،چک چک آب،انگشت به شیشه، برخوردتوپ بازمین )راضبط کنیم.صدای هرکدام راتشخیص دهد.
-چندقوطی خالی پلاستیکی یک شکل ویک اندازه تهیه می کنیم وچیزهایی ازقبیل(برنج،نخود،لوبیا سنگ)می ریزیم نوع صدا راتشخیص دهد.
-بااستفاده ازقوطی های جفت شده تشابه صدا راتشخیص دهد
-صداهای مختلفی رادرنوار کاست ضبط می کنیم وبرای هرصدا تصویری مناسب تهیه می کنیم دانش آموزباگوش دادن وتشخیص صداها باید تصویر مربوطه راجدا کند.
-چشمان دانش آموز رابسته واز همکلا سیهایش می خواهیم نام او رابگویندواوتشخیص دهد که چه کسی صدایش کرده است.
-تمرین بالا راازطریق تلفن انجام دهیم.(تشخیص صدا)
-صدای نتهای موسیقی رابنوازیدبعد یکی ازنتها رانواخته ازوی می خواهیم نت نواخته شده راتشخیص دهد.
-ازسخن گفتن بسیار بلندوبلند کردن صدای رادیو وتلویزیون درخانه ومدرسه خودداری شود.
-معلم به هنگام دیکته گفتن ازصدای معمول استفاده کندویک بارکلمات وجملات رابگوید.
-واژه هایی انتخاب شوند که حرف اول آنها ازحروفی باشد که کودک درشنیدن آن کاملا حساس نیست(کلمات راضبط وپخش می کنیم تاصدای اول آنها راتشخیص دهد)
-کلماتی که به صدای آنها حساس نیست(باران،قندان،گلدان)
-کلماتی که صدای وسط آنهاحرفی است که به آن حساس نیست.
-مثلا عدد3 راکه شنیدی دست بزن یاعلامت بده
کلمه ای که حرف"...."دارددربین کلماتی که برای اوتلفظ می کنیم تشخیص دهد.
-نام وسیله ای که دردست گرفته ایم غلط تلفظ کنیم اواشتباه هاراشناسائی کند.
-کلماتی که تمکایز شنیداری بیشتری دارندانتخاب کرده ابتدا تلفظ صحیح را می آموزیم وبعدبازی می کنیم،هرموقع اشتباه گفتم اصلاح کن. (کبریت- کربیت)،(دیوار-دیفار)،(عسک-عکس)،(ابو-ابرو)، (نق-نقل)، (یاحت-راحت)،(مزه-مژه)،(بب-لب)،(سام-شام)،(ششته-شسته)،(ترهان-تهران)
- گفتن کلماتی که صدای اول آنها مثل هم است دریک ردیف(باران
لب-بادام-گلدان)
-آزمون وپمن واستفاده ازکلمات آن جدول صفحه97 وکلمات جدول99
-ازصداهای آهسته وبلند استفاده شود درحالی که صدابلند است مستقیم وراست راه بروند ووقتی صدا آهسته شددولادولا راه بروند
-قطع ووصل کردن صدا:درزمانی که صدا پخش می شوددورصندلی بچرخندووقتی صدا قطع شد روی صندلی بنشینند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:18  توسط مرادی زاده | 

راهبردهاي درماني دانش آموزان با ناتوانايي يادگيري
( حافظه شنيداري ، ديداري ، ادراك ديداري ، درمان بازپروري دلاكاتو ،......... )
حافظه شنیداری :
تمرینهای زیربرای تقویت حافظه شنیداری بسیارمفید می باشد:
1- سه کلمه برای کودک بیان کنیدوازوی بخواهید پس ازاینکه هرسه کلمه راگفتید،آنها رابازگوکند.سپس چهار کلمه وبه همین ترتیب پیش برویدتامطابق رشد سنی وطبیعی خویش ازحافظه شنوایی برخوردار شود.
2- یک جمله برای کودک بگو.یید واز او بخواهیدآن راتکرار کند.سپس دو جمله بگویید تا آنها را تکرار کندوبه همین ترتیب پیش برویدتاتوانایی وی به حد هنجار وطبیعی برسد.
3- تمرینات 1و2 راانجام دهید،امااین بار دانش آموز ترتیب گفتن کلمات راهم حتما رعایت کند.دراین صورت توانایی توالی شنوایی اونیز تقویت خواهد شد.
4- چند دانش آموز راکنار هم بنشانیدواز آنها بخواهید این بازی راترتیب دهند.نفراول یک کلمه بگوید،نفردوم همان کلمه را تکراروکلمه دیگری که مناسب است به آن اضافه کند،نفرسوم دوکلمه قبلی رابگویدوکلمه دیگری راکه مناسب است به آن اضافه کندوبه همین ترتیب پیش رود.
به عنوان مثال نفراول: من،نفردوم: من در،نفرسوم :من درحیاط....
5-همان بازی راترتیب دهیداما این باربه جای استفاده ازیک کلمه ،دانش آموزان ازیک جمله استفاده کنند.
به عنوان مثال نفراول:من درحیاط مدرسه بازی کردم. نفردوم:من درحیاط مدرسه بازی کردم وبعد به کلاس رفتم. نفر سوم:.....
6- به کودک چند دستور بدهید واز وی بخواهید آن دستورات را به ترتیب اجرا کند.این تمرین علاوه برحافظه شنوایی،توانایی(حرکتی-شنوایی) ونیز(توالی شنیداری )رابا هم تقویت می کند.
7-یک کلمه بیان کنید وپس از 30ثانیه ازاوبخواهید آن راتکرارکند. درتمرینهای بعدپس ازگذشت چند ثانیه ازاوبخواهیدکه نام شئ مخفی شده رابگوید.این تمرین را آنقدر ادامه دهید تابتواند درحدود 30 ثانیه شئ رادرحافظه کوتاه مدت خویش نگه دارد.
8-ابتدا برای او قصه های بسیار کوتاه بگوییدسپس داستانهای بلندتر بگوییدوبعدازاوبخواهید قصه های شما راتقلید کند وسرانجام خودش قصه بسازد.
9-ازاوبخواهید اشیای پیرامونش را نشان داده ونام ببرد.
10-کودک رایاری دهید تاتعدادی عدد یا لغات ساده را به خاطر بسپارد.
11-یادگیری لالایی ها،اشعار،مثل ها،.....
12-به کودکان دستورالعملهایی بدهید که قبل از اجرا آن را باخودتکرارکنند.
13-تعدادی حروف بی معنا رابرای کودکان تکرار نمایید تاآن رابه حافظه خودبسپارند.مثل حروف بابابابا ،ساساساسا،نانانانا...
14-کودکانت راتشویق کنید که با چشمان بسته به مترادفهای شنوایی گوش دهند،مثل بادوشاد
15-دستورالعملهایی که شامل مراحل متعدد است به کودکان عرضه نمایید.
16-کودکان راتشویق کنید که شماره تلفن بعضی ازموسسات خدماتی،مثل آتش نشانی وساعت گویا رایاد بگیرندوبه خاطر بسپارند.
17-تعدادی ازکلمات را برای کودکان با آهنگی خاص بخوانیدوازآنها بخواهید هرکلمه شنیده شده رابگویند.
18-ازدستورالعملهای شفاهی استفاده بکنید،به این ترتیب که پرتقالها راروی میز بگذار،سیب هارازیر میزبگذارومکعب های زرد را بالای میز بگذار.
19-یک برنامه تلویزیونی را انتخاب کرده،اجازه دهید که کودک آن رامشاهده کند.سپس ازاوسوال نمایید که صفحه تلویزیون چه تصویری را نشان می دهد.



حافظه دیداری:

تمرینهای زیربرای تقویت حافظه دیداری بسیارمفید می باشد:
- به کودک اجازه دهیدکه کلمه ای راباصدای بلند تکرارکندوسپس شمامی توانیدشکل کلمه رابصورت یک طرح برجسته ترسیم نمایید.
- ازکارتهای نوری که حروف تصاویر برروی آنها حک شده است استفاده کنید.بانزدیک کردن این کارتهای رنگی توجه کودک رابه تصاویر ریزوکوچک جلب نمایید.پس ازمشاهده ازاوبخواهیدتا شرح دهدکه چه چیزهایی راروی کارت نوری دیده است.
- ازکودکان درخواست کنید که به طرف پنجره کلاس رفته،محیط خارج را مشاهده کندونام سه شئ را که در بیرون موجود است برای آموزگار بازگوکنند سپس آموزگارسه شئ مزبور راروی تخته ترسیم کرده از کودکان درخواست می نماید که آنها رارنگ آمیزی کنند.
- تصاویرازاشیاء،حروف شماره هاراتهیه کرده،تعدادی ازآنها رادر جلوی کودک قراردهید تاوی آنها را خوب مشاهده کند.سپس ازوی بخواهید تاروی خود رابرگرداندویاچشمان خودراببندد.شما می توانید یک تغییر کوچک درجای تصاویرصورت دهیدوازکودک بخواهیدحدس بزند شما چه تغییری رابه وجود آورده اید.درمرحله بعد شما می توانید یک شکل خاص را به کودک نشان داده سپس او را ترغیب نمایید که تصویرآن شکل رادربین تصاویر مختلفی بیابد.
- دربازی به خاطر آوردن شماره یک تلفن که معلم تکرارکرده است وآن رامی نویسد،کودک نیز می تواند آن راتکرارکند وازروی نوشته معلم کپی کند.
- به کودک فرصت دهید که خطوطی را ازبالا به پایین وبالعکس رسم نماید.آموزگارمی تواند باحمایت کودک درزمینه ترسیم خطوط به هماهنگی حس لامسه وبینایی وی کمک نماید.
- یک طرح هندسی چهارگوش رابه کودک نشان داده;آن رادربین حروف وکلمات واعداد جاسازی نمکایید تاکودک آن راپیدا کند.
- تعداداشیاءرادرسبدبه کودک نشان دهیدوسپس بابستن چشمان کودک(بایک نوار)ازوی بخواهید تاهرشئ راکه شمانام می بریدبالمس کردن، ازسبد بیرون بیاورد.
- یک مقوای باریک راکه قسمت بندی شده است درجلوی کودک قرار دهید وسپس تعدادی ماشین اسباب بازی در اختیار وی قرار داده،ازکودک بخواهید که روی مقوای باریک،ماشینها راحرکت دهد.
- بازی بریدن حروف وچسباندن آن به یکدیگر:به کودک کلمه گل رانشان دهیدبعدباقیچی آن راازهم جداکرده بعد به هم بچسبانید.آنگاه کودک باید این فعالیت راازشماتقلیدکند.
- اشیایی راتهیه کرده ویکی یکی به او نشان دهیدوسپس پشت سرتان مخفی کنیدوبخواهید بلافاصله نام اشیای مخفی شده را بگوید.
- کودک رابا رنگهای مختلف آشنا کنید.اول رنگهای اصلی بعد رنگهای فرعی،برای این منظور می توانیدازمهره های پلاستیکی،جعبه مدادرنگی وامثال آن استفاده کرد.
- ابتدا چند سیم فلزي نازک باطولهای مختلف تهیه کنید،مثلا یک سیم به طول3 سانتی متر،دوسیم به طول5 سانتی متر،ویک سیم به طول 6 سانتی متر،حالا
- سیمها راروی هم بریزیدوازاوبخواهید بلندترین سیم ،کوتاهترین سیم وسیمهایی که طولشان مساوی است راپیداکند.سپس دو سیم مساوی را به شکل زیر کنار هم قرار دهید وازکودک سوال کنیداگرهرکدام ازاین خطها یک جاده باشد،مابخواهیم ازآن عبور کنیم کدام جاده کوتاهتر وکدام بلندتر است؟وقتی کودک جواب صحیح داد،سیم ها رابه شکل زیر قراردهیدوهمان سوال راتکرارکنید.

این آزمایشهاراآنقدرادامه دهیدتااومتوجه شودکه جابجایی سیم ها ونحوه قرارگرفتن آنهادرطول آنهاتاثیری ندارد.درمرحله بعدچندسیم باطول مساوی تهیه وبه شکل زیرکنارهم قراردهیدوبازهم سوال ها راتکرار نمایید. اگر کودک پاسخ صحیح دادسیم ها رامانند شکل زیرقراردهید وبازهم سوال کنید.
مشابه این آزمایش ها را آنقدرانجام دهیدتاکودک این نکته راکشف کندکه تغییرجهت سیم ها تاثیری درطول آنها نمی گذارد.درصورت شنیدن پاسخ صحیح از کودک،دوسیم باطولهای مساوی راانتخاب کرده ودرمقابل چشمان اویکی ازسیم هارابصورت مارپیچ خم کنیدودرکنارسیم دیگرقراردهید وازاوسوال کنیدکدام یک ازاین دوسیم بلندتر است؟ - ازتمرین 1 صفحه 48تاآخرتمرین11صفحه58-ازتمرین13صفحه59تاآخرتمرین14 صفحه60(کتاب اختلالات دیکته نویسی، دکترتبریزی)
رای اینکه تمرینهای گفته شده تاثیربسیارزیادی درحل مشکل دانش آموزداشته باشند،بایدبرای وی ایجاد انگیزه نمودتابارغبت به تمرینهای بیشتری بپردازد.درواقع همان حافظه طوطی واراست که به حافظه کوتاه مدت،سپس میان مدت وبعدبه بلندمدت تبدیل می شود.بسیاری ازاوقات اتفاق می افتد که حافظه دیداری تقویت می شود،اما بازهم دانش آموزمرتکب اشتباهاتی می شود که به ضعف حافظه دیداری یاکم دقتی نسبت داده می شود.درحالی که ممکن است وی درادراک دیداری دچارمشکل باشد.


ادراک دیداری:
ادراک بینایی شامل پنج زمینه است،که آزمون بینایی فراستینگ شامل تمرینهایی جهت تقویت واصلاح این زمینه هاست.این زمینه ها عبارتند از:
الف) توانایی هماهنگی حرکتی وچشمی ب)تشخیص شکل وزمینه ج)درک ثبات شکل د)ادراک فضایی ه)ادراک جزءوکل(تکمیل دیداری)
- جهت تقویت هماهنگی چشم ودست ازتمرینایی استفاده می شود که توانایی ترکیب وهماهنگ سازی حرکات بدنی ومهارت بینایی سنجیده وتقویت میشوددرآزمون بینای فراستیک تمرینهایی آمده که فاصله بین دو شئ به وسیله دو خط موازی مشخص شده ودانش آموز باید دوشئ انتهایی این دو خط موازی رابه هم متصل کند.به تدریج این دوخط موازی به هم نزدیکتر شده ودرنهایت دانش آموزخودش بین دوشئ خطی رسم می کند.
-درمورد ادراک شکل اززمینه نیز توانایی کودک درتشخیص تصاویراززمینه ارزیابی وتقویت می شود.همچنین توانایی کشف اشکال پنهان نیز سنجیده می شود.
- ثبات شکل بدان معنی است که شئ درهر حالتی همان شئ است.درآزمون فراستیک نیز تصاویری آمده است که دانش آموز را به این حقیقت برساند.کسب این مهارت دانش آموزراقادر می سازدکه بفهمدهر شکل صرف نظر ازاندازه،وضعیت،جنس،کوچکی یا بزرگی آن همان شکل است.درمورد کلمات نیز دانش آموزاین حقیقت را درمی یابد که کلمه چه بزرگ وچه کوچک ،چه چاپی وغیر چاپی و....همان کلمه است.
-ادراک فضایی:بطورخلاصه دانش آموزبااستفاده ازتمرینهای مختلف توانایی تعریف وضعیت خود رانسبت به اشیاء پیدا می کند.کودک در می یابد که شکلی رابه صورت وارونه یادرجهت مخالف نیزبه خوبی تمیزدهد.کودک در تشخیص نمادهای کلامی مخالف مانند
b وd
همچنین،محل نقاط حروف (درزبان فارسی) مانند"ب"و"ت"مهارت به دست می آورد.
- درمورد ادراک جزءازکل نیز کودک قادر به بازشناسی اشیاءونقص دراشکال وکلمات می شود.
تمرینهای زیادی جهت ترمیم واصلاح کودک باضعف ادراک دیداری ذکر شده است،که نمی توان آن رابه زمینه خاصی مربوط دانست.لازم به ذکراست که زمینه های ذکر شده باهم همپوشی دارندبه همین دلیل تمرینها جداسازی نشده است.
1-درکارتی که اشکال هندسی گوناگونی داردازکودک می خواهیم که دور شکل هندسی خاصی راخط بکشد(آزمون شماره دوفراستیک)
2-ازکارتهایی استفاده می کنیم که حروف الفبارادرجهات مختلف نوشته وازدانش آموزمی خواهیم حروف رابرای ما پیدا کند.
3-ازدانش آموزمی خواهیم شکل خاصی رادرزمینه ای مانند نقاشی درهم پیداکند.
4-ازکودک می خواهیم که دور حروف خاصی را دریک صفحه کتاب یابرگه روزنامه خط بکشد.
5-کودک درکارتهایی که واژه هارابصورت سایه دار وناقص نوشته واژه هارابازشناسی کند.
6-کودک شکل های مختلف هندسی راکه بخشی ازآن رسم نشده راکامل کند.
7-کودک طرح حیوانات را که یکی ازاندامهای آن حذف شده تکمیل کند.
8-کودک حروف ناقصی راکه درکارتها نوشته شده کامل کند.
9-کودک اشکال هندسی راکه بصورت نقطه چین نوشته شده کامل کند.
10-کارتهایی را که حروف الفبا درجهات مختلف نوشته به دانش آموزنشان داده وازوی می خواهیم بدون چرخاندن کارت،یکی ازحروفی که ماتعیین می کنیم راشناسایی یادور آن خط بکشد.
11-نقاشی یا طرحهایی راکه درآنها تصاویرپنهان وجود داردبه دانش آموزداده وازوی می خواهیم تصویر مورد نظر راپیدا کند.
12-کارتهایی مقوایی که حروف رابه صورت درهم نوشته دراختیار کودک قرارداده ازوی می خواهیم دورحروف خاصی راخط بکشد.
13-تمرین تن آگاهی : ازکودک می خواهیم اندامی راکه نام می بریم نشان دهد.
14- آدمکی که اعضای آن جداازهم هستندوبه وسیله دکمه به هم متصل شده اند رابه کودک نشان داده،پس ازحرکت دادن دست،گردن وسایر اندامهایش آدمک ازدانش آموزمی خواهیم حرکات راتقلید کند.
15-مربی روبروی دانش آموزایستاده حرکاتی راانجام می دهدودانش آموزتقلید می کند.
16-ازدانش آموزمی خواهیم که نقاطی راکه به اشکال گوناگون به هم متصل شده انددرپایین صفحه رسم نماید.(آزمون فراستیک)
17-ازتمرینهایی استفاده می کنیم که دانش آموزبامفهوم چپ وراست، بالاوپایین،زیرورو و...آشناشود.
18-ازآزمونهای فراستیک که دانش آموزشکلی متفاوت رادراشکال شبیه به هم پیدا می کنداستفاده می کنیم.
19-شکلهاوتصاویری ازاشیاءگرد،چهارگوش،سه گوش و...ازروزنامه درآورده به کودک نشان می دهیم سپس ازوی می خواهیم اشیاءووسایل هم شکل باآن طرحها رابیابدونشان دهد.
20-استفاده ازپازل
21-ازکودک می خواهیم اشکال هندسی مختلف بارنگهای مختلف که دراختیارکودک قرارداده رابرحسب رنگ یاشکل طبقه بندی کند.
22-می توانیم جهت درک بهتر دانش آموزهنگام نوشتن کلمات شکل آن رابه وی نشان دهیم.
- تمرینهایی جهت اصلاح ادرک شنیداری:
1-دستورالعملی به کودک عرضه می شود واز وی خواسته می شود آن را تکرار کند.
2-کودک رابرای شنیدن وتوجه تشویق می کنیم.
3-عرضه دستورالعملها به دانش آموزازیک دستورالعمل آغازشود.
4-داستانی رابرا ی کودک تعریف کرده ازجزئیاتش سوال می کنیم.
5-سه کلمه که دوتای آنها شبیه به هم هستندبه دانش آموزگفته وازدانش آموزمی خواهیم کلمه متفاوت را تشخیص دهد.
6-ازکودک می خواهیم جمله ناقصی را که می شنود تکمیل کند.

درمان وبازپروری دلاکتو:

- مرحله یک:
1-خزیدن یک طرفه:(5 دقیقه
حدود80 بار)
ازکودک بخواهید سینه خیز رفتن را تمرین کند.به این صورت که روی یک سطح صاف روی شکم بخوابد ودست وپایش را به جلو وعقب بکشد تا بتواند روی زمین سائیده شده وجلو برود.(رجوع به جزوه اختلالات خواندن دکتر تبریزیصفحه155)
2-الگوی مناسب خوابیدن:
هرشب چند بار خوابیدن او رابه شکل صحیح فرم دهید.اول عادتش دهید به روی شکم بخوابد بعد وضعیت بدن ودست وپای او رادرالگوی صحیح قرار دهید واین تمرین را هر شب یک بارانجام دهید.(صفحه157)
3-تمرین شنوایی(8 دقیقه)
ازدانش آموزبخواهید باانگشت یا پنبه سوراخ گوش راستش را ببنددتافقط با گوش چپ بشنود سپس به گونه ای بااوحرف بزنید تامجبورباشدپاسخ دهد.حالااین عمل راباگوش چپش انجام می دهیم.این تمرین را به مدت 1 دقیقه و4باردرروز انجام می دهیم کل زمان برای این تمرین 8 دقیقه است. (صفحه157)

4-تمرین بینایی:(8 دقیقه)
ازکودک می خواهیم با دست چپ چشم چپش را ببنددویک چراغ قوه یا یک وسیله جالب دیگردست راستش بگیردودرحالی که زاویه آرنج باز است ازاوبخواهیم که دستش رادرجهات مختلف بالا،پایین،دایره وار، طرفین وبازوایای مختلف حرکت دهدوهمزمان با حرکت دستش باچشم راستش نور را تعقیب کند.اوباید باچشم برترنور چراغ قوه را تعقیب کند وباتکرار این تمرین دست وچشمش راهماهنگ نماید.(صفحه158)
- مرحله دوم:
1-چهار دست وپارفتن با الگوی تقاطعی:(30 دقیقه)
برای انجام این تمرین برای کودک زانو بند وکفش نرم تهیه کنیدوچهار دست وپا رفتن صحیح رابه اونشان دهید سپس ازاوبخواهیدمانند شما عمل کند.(رجوع به صفحه159)
2-تمرین شنوایی:
کودک روی صندلی وسط اتاق بنشیندودرحالی که شما آرام آرام در اطراف اتاق قدم می زنیدبا او صحبت ومکالمه کنید،طوری که گاهی شما را ببیندوگاهی نتواند ببینداین تمرین را 4 دقیقه درروزانجام دهید.
3- تمرین بینایی:
چراغ قوه رابه دستی که می نویسد بدهیدتادرحالی که دستش کشیده وآرنج صاف است آن رابه هر سوحرکت داده وبه آن نگاه کند. (رجوع به صفحه160 )

-مرحله سوم:
1-راه رفتن با الگوی تقاطعی:(20 دقیقه)
الف-نخست خودتان به طرز صحیح راه بروید
ب-ازکودک بخواهید راه برودوبه او یاد دهید که باپای چپ یک گام برداشته وبادست راست به آن اشاره کند.
ج- سپس باپای راست گام برداشته وبا دست چپ به آن اشاره کند.
د-ازاوبخواهید که پنجه هایش را به سمت خارج هدایت کند.
س- پاها با هم برخورد نکنند و25 سانتی متر فاصله داشته باشند.
ش- سرعت را به تدریج کم کرده وبه سرعت طبیعی برگردید.
ص- تمرین راباپای برهنه یاجوراب انجام دهید.
تمرین را20 دقیقه دردوره های 10 دقیقه ای برای حداقل 3 هفته ادامه دهید.
2- تمرین شنوایی:
الف-تمرین باچشم بسته:چشم کودک را بسته روی صندلی دروسط اتاق بنشانید سپس درحالی که قدم می زنیددراطرافش،بااوصحبت کنیدتااوبه شمااشاره کندومحلی راکه هستید حدس بزند.
ب-تمرین با چشم باز:حالا درهمان موقعیت باچشمان بازپشت سرش بایستیم وازاوبخواهیم کلماتی راکه می گوییم تکرارکند.(رجوع به صفحه163)
3- تربیت بینایی:الف-دنبال کردن مسیر نور چراغ قوه با چشم
ب-دست خودراتانزدیک چشم کودک ببریم وکودک مسیر دست را با چشم خوددنبال کند.
ج-اشیاءاطراف رانام ببریم وکودک آنها رابا چشم ودیدن پیداکند.
4-هماهنگی عمومی:
باکودک درخارج خانه بازیهایی که او راوادار به پریدن ودویدن می کند انجام دهیم .مانند:دویدن،راه رفتن،پریدن،دوچرخه سواری،وبازیهای آزمون فراستیک
5-جهت یابی راست وچپ:
وقتی که کودک با الگوی تقاطعی راه می رود یا می دودبگویید به راست،راست ویا به چپ،چپ طوری رفتار کنید که قصد فریب وگول زدن او راداریداوباید سعی کند هوشیاری خودراحفظ کند.روزانه 10 دقیقه این تمرین را انجام دهید.
- مرحله چهارم:
نکته:درزمان انجام تمرینهای این مرحله،گوش کردن به موسیقی،آوازخوانی وزمزمه کردن آهنگ رابرای کودک ممنوع کنید.کلیه فعالیتهایش ازجمله ورزش،ازیک طرف بدنش استفاده کند.
1-فعالیتهای برتری طرفی:
الف)خوردن:ازاوبخواهید که لوازم سفره رامانندقاشق،چنگال،لیوان و...رابادست برترش بگیرد.
ب)آشامیدن:لیوان رابادست برترش بگیرد.
ج) مسواک زدن:مسواک رادردست برترش بگیرد.
د)برداشتن اشیاء
ح)حس لامسه)چشمانش راببندد ویک شئ کوچک مانند کاغذ،سنجاق و...دردست برترش بگذاریدوازاوبپرسید نام شئ چیست.فقط ازطریق لمس کردن بگو.


2-نوشتن:
نوشتن باگچ وخط درشت روی تخته سیاه شروع وبه نوشتن بامدادروی کاغذ ادامه می یابدمدت10 دقیقه روزی4 بار.
3-پرتاب کردن:
توپ پلاستیکی رابا دست راستش گرفته وازبالای شانه به سمت شماپرتاب کند.(رجوع به صفحه168 )
4-برتری پا:
الف)برداشتن مهره با انگشت پایی که تصمیم به برترکردنش دارید.
ب)باقراردادن مدادبین انگشت شصت پاوانگشت بعدی ازکودک بخواهیم مطلبی روی کاغذ بنویسد.
5-برتری گوش:
گوش غیر برتر راببندیدونزدیک گوش برتر بنشینیدوبااوصحبت کنیدیاداستان بگوئید.به تدریج صحبتهاآرامترشودتا به شکل نجوا درآید.این تمرین روزی دو بار،هربار5 دقیقه انجام شود.
6-برتری چشم:
الف)برای برترکردن چشم، ازچشمک زدن،نگاه کردن ازروزنه استفاده میکنیم.این تمرین را4 بارهرباریک دقیقه.
ب)پاییدن:کاغذی رابه صورت لوله درست کرده چشم غیر برترراببندیدوباچشم برترازلوله به بیرون نگاه کند.
ج)نشانه گیری:یک
x
روی یک کاغذ سفید کشیده درانتهای اتاق نصب می کنیم چشم غیربرتر راببندیم تاکودک باچشم برترنشانه رادیده باانگشت سبابه یاتفنگ اسباب بازی به سوی هدف شلیک کند.(صفحه170 )
د)نگاه کردن ازروزنه:یک سوراخ دروسط کاغذ ایجادکرده کاغذ راازصورت دورنگه داشته ازسوراخ وسط کاغذ به بیرون واشیاءاطراف نگاه می کند.
-کارهایی که باتوجه به کتاب اختلالات دیکته نویسی دکتر تبریزی می توان انجام داد.
1- تن آگاهی:
دانش آموزبایداندامهارابشناسدبرای این کار اندامها رانشان می دهیم اونام می برد.
2-آدمکی بامقوادرست می کنیم که اندامهایش حرکت می کند.اندامهایش راحرکت می دهیم ودانش آموزتقلید می کند.
3-روبروی دانش آموز بایستیم وهرحرکتی انجام دهیم دانش آموزتقلید کند.
4-ازتصاویر1تا8 آزمون 5 فراستیک استفاده کند.(صفحه88 و92 آزمون فراستیک)
فعالیتهایی که جهت افزایش حس جهت یابی مکانی وفضایی می توان انجام داد.
1-تمرینات گام
2-تمرینات زمینی
3-تمرینات چوب موازنه
4-تمرینات حرکتی بزرگ
*تمرینات گام:
الف)گام به جلو ب)گام به عقب ج)گام به پهلو د)حرکات گوناگون ر)تقلیدراه رفتن حیوانات ز)تقلیدحرکت درفضا ف)راه رفتن متقاطع ق)عبورازروی نشانه ها
ک)بازی قوطی گ)گذشتن ازکنار خطوط ل)عبورازنردبان
*تمرینات زمینی:
الف)حرکت دادن دستها وپاها ب)سینه خیزرفتن ج)خزیدن بامانع
*تمرینات پرتاب کردن وگرفتن:
1-پرتاب به سوی هدف 2-گرفتن 3-بازی باتوپ 4-بازی باتیوپ تایر
*تمرینات هماهنگی چشم ودست:
1-ترسیم........ 2-کنترل آب 3-بریدن باقیچی 4-نمونه سازی
5-بندبستن 6-بازی وردنه یانورد 7-بازیهای ابتدایی 8-تمرینات مداد وکاغذ 9-آدمک خیمه شب بازی 10-گیره های لباس 11-کپی طرحها 12-تاکردن کاغذ
*تمرینات روی تخته سیاه:
1-تمرینات نقطه به نقطه 2-ترسیم دوایر 3-اشکال هندسی
4-حروف واعداد
*تمرینات حرکات چشم: کپارت می گویدقبل ازحرکات چشمی بایدبنیه قوی وکارکردحرکتی قابل قبولی داشته باشد.
1-گام به جلو 2-گام به عقب 3-گام زدن کناری 4-حرکتهای گوناگون
*تمرینات حرکتی بزرگ:
1-اسکیت برد 2-نشستن وبرخاستن 3-چرخ وپرش 4-لی لی کردن 5-تمرینات جستن وپیچ پیچک 6-گام های سرعت 7-پرش باجفت 8-بازیهای هوپ 9-مهارتهای طناب
*تمرینات تن آگاهی:
1-اشاره به اندامها 2-آدمک متحرک 3-بازی بابام می گه 4-اجزاءفراموش شده 5-معمای قطعات 6-نقاشی دراندازه طبیعی 7-شناخت اندامهای بدن 8-پانتومیم 9-پیگیری دستورات 10-پیچ وتاب حرکات 11-بیان چهره ای 12-بازی درآب 13-برآورد
............
1-استفاده ازدوتصویر شبیه به هم که دریک یاچندمورد جزئی تفاوت دارندودانش آموزتفاوتهای دوتصویررابیابد(باتصاویرمختلف)
2- استفاده ازکارتهای 7*5که درآن کلماتی به صورت ناقص (نقطه، حرف،دندانه و...) نوشته شده باشدودانش آموزاشکال آن رابگوید.
3- استفاده ازکارتهای 7*5که درآن کلماتی نوشته شده باشد که قسمتی اضافه داشته باشد(نقطه، حرف،دندانه و...) نوشته شده باشدودانش آموزاشکال آن رابگوید.
4-تصحیح دیکته دانش آموزان دیگر
5-درتمامی تمارین مختلف جهت برطرف کردن مشکلات دانش آموز (دقت وتوجه)جزءجدایی ناپذیرآن است لذاتمامی تمرینها درقسمتهای دیگردردقت وتوجه کودک موثراست.درتمامی فعالیتهای آموزشی کارهایی انجام دهیدکه باذوق وعلایق کودک همخوانی داشته باشد (نقاشی،خطاطی،ماهیگیری و...)
6-لازم است که درهنگام اجرای تکالیف،دانش آموزکارهایی راکه انجام می دهد بیان کند.
7-برای افزایش تاثیر آموزش بهتراست ازچندحس استفاده شود،تادقت دانش آموزدراجرابالا رود.
8-استفاده ازپازل های مختلف
9-استفاده ازقیچی وکاغذ
10-انواع تمارین تست فراستیک درتمرین دقت موثر است.
*دقت وتوجه:
- برنامه روزانه یکنواخت داه شود
-برنامه تدریس انفرادی(
IEP)
- ایستادن پهلوی کودک،گذاشتن دست روی شانه،برقراری ارتباط چشمی وپرسیدن دائمی سوالات مستقیم ازاو
- دستورات اجرایی به کودک ساده ودقیق باشد
- دادن تکالیف درواحدهای کوچک وبعد افزایش آن
- استفاده اززمان سنج برای اجرای تمارین کلاسی و...مثلا5 دقیقه5 تمرین جهت هماهنگی ودقت بیشتر
- استفاده ازمکانهای حفاظت شده جهت دوری ازحواسپرتی(مثل کتابخانه ، جلوی میزونزدیک معلم،اطاقک مطالعه همراه بادوری ازاحساس جداسازی جهت تنبیه کودک ،به جهت خودپنداره بسیارپایین)
- ازوسایل اضافی درکلاس ،پوستروتجهیزات غیرضروری دوری شود
- فضای آزاداصلاتوصیه نمی شود
- استفاده ازتشویقهای فراوان مختلف درجهت پیش بردتوانایی کودک بسیار مهم است.زیراکه درجهت برطرف کردن ضعف خود پنداره گام برمی دارد.
*درمنزل:
- برنامه ریزی یکنواخت روزانه بسیاردقیق همراه بازمان
- درهنگام خواستن اجرای دستوری توسط والدین،بایدبا کودک ارتباط چشمی داشته ،اسم راصدازده تاعوامل حواسپرتی رادرآن لحظه ازیاد ببردوبعد به اودستورات مورد نظرراداد.(خاموش کردن تلویزیون یاجداکردن اوهنگام بازی جهت دادن دستور مورد نظر)
-هیچگاه به کودک نمی گوئیم اتاقت راتمیز کن بلکه این دستور رامرحله به مرحله به او می دهیم مثلا:لباسهایت راجمع کن،اسباب بازی هایت رادرکمد قراربده،رختخوابت رامرتب کن،....)
-نظارت براجرای دستورات وتکالیف باید بطور مداوم صورت بگیرد.
-درهنگامی که عدم دقت وتوجه بابیش فعالی همراه است دارو درمانی نیز باید اجراشود.

(درمان اختلالات
Lتمیزدیداری حافظه توالی دیداری رياضي اختلالات خواندن دكتر تبريزي)
*3 یا4 نفردانش آموزرامعرفی می کنیم سپس وی به ترتیب آنها رانشان بدهد.
*جلودانش آموزچندحرکت بدنی انجام می دهیم وازوی می خواهیم حرکتها رابه ترتیب انجام دهد.
*یک کارت مقوایی راکه روی آن 3 یا4 حرف نوشته ایم به وی نشان می دهیم سپس کارت رامخفی کرده وازوی می خواهیم حروفی که دیده بود به ترتیب ازسمت راست به چپ نام ببردوسپس کارت دیگر باحروف بیشترنشان می دهیم ومانند دفعه قبل عمل می کنیم.
* کارت مقوایی که روی آن3 کلمه نوشته شده رابه وی نشان می دهیم سپس آن رامخفی کرده وازدانش آموز می خواهیم کلمات رابه ترتیب بازگوکندوسپس کارتی باکلمات بیشتر تمرین می شود.
*پریدن دانش آموزروی موزائیکهایی که حروف الفبا روی آن نوشته شده است ودانش آموزان ترتیب حروف رابیان کنندجدول صفحه 82
*نقاشی سگ بالا کامل است نقاشی های دیگرراکامل کرده صفحه90
*برگهایی شبیه برگی که دردست داردپیداکند(ازمیان برگها)
*اشکال زیرصفحه رابریده وروی تصویر بالائی بچسباندصفحه94و97
*شکلهایی مثل شکل بالا راپیداورنگ بزندصفحه90
*شکلهای مشابه راپیداکند باتفاوتهای جزئی بین تصاویرصفحه96
*حرف آخرکلمه راشناسایی کندوبگویدباحرف آخرکدامیک ازکلمات روبرو مشابه است.
* حرف اول کلمه راشناسایی کندوبگویدباحرف اول کدامیک ازکلمات روبرو مشابه است.
*طبقه بندی کردن اشیاءدرریاضی وفارسی حروف وکلمات
*تشخیص مشابهت هادرشکلی مشابه سمت راست
*تشخیص تفاوتها(اشکال تقریبا مشابه هم)
*پازل-جورکردن تصاویر تکه تکه
*نقص تصویر
*ترتیب اشیاءبه مانند مدل بالا
*تناظریک به یک
*تطبیق تعدادباتصویر مربوطه
*تشخیص اندازه صفحه78
*تشخیص وزن صفحه78
- تمیز دیداری(دوز-زود)،(خانه- جانه)،(زور-روز)،(دوس-دوش)،(بتر-تبر)
-توانایی تشخیص(س-ش)
*تصاویر آزمون شماره4 فراستیک راالگو قرارداده شکل صفحه65و66
*اشکال هندسی رادریک صفحه می کشیم وازدانش آموز می خواهیم دورشکل راخط بکشد.
*کارتهای مقوایی به ابعاد10*7سانتی متر تهیه می کنیم درستون سمت راست کارت یک حرف را می نویسیم آن حرف رادرسمت چپ بین حروف دیگر بیابید.صفحه67 اختلالات دیکته جدول
*کارتهای مقوایی به ابعاد10*7سانتی متر تهیه می کنیم درستون سمت یککلمه می نویسیم آن کلمه رادرسمت چپ بین کلمات دیگر که تقریبا شبیه است بیابیدجدول صفحه67 اختلالات دیکته
-ادراک نقش درزمینه
*پیدا کردن "ت"درکلمات زیر(شستشو- مسبب- مستاجر- مستاصل)
*آزمون شماره 2 فراستیک راالگوقرار می دهیم،شکل خاصی که تعیین می کنیم دایره رسم کند.
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف الفبا راروی آن درجهات مختلف می نویسیم بدون چرخاندن کارت حروفی که تعیین کرده ایم شناسایی نماید.صفحه69اختلالات ديكته
*تصاویر،نقاشی وطرحهایی تدارک می بینیم که یک یاچند تصویر خاص درآن پنهان شده است.تصویرموردنظررابیابید.صفحه 73 و70،71،72 اختلالات ديكته
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف رادرهم می نویسیم دورحرف خاص دایره رسم کند.صفحه74 اختلالات ديكته
*دورحرف خاصی که نام می بریم دریک صفحه ازکتاب یاروزنامه دایره رسم کند.(یک متن درسی)
-اکمال دیداری
*کارتهایی تهیه می کنیم که واژه های سایه دارونسبتا ناقص درآن نوشته شده باشدکلمات رابازشناسی کندصفحه75اختلالات ديكته
*شکلهای هندسی که بخشی ازآن رسم نشده دراختیارکودک قرر می دهیم تا تکمیل کند.
*طرحهایی ازحیوانات مختلف را که تکمیل نشده است در اختیارکودک قرار می دهیم تاآنهاراتکمیل کند.
* کارتهای به ابعاد10*7سانتی متر تهیه وحروف رابصورت ناقص روی آن می نویسیم وازدانش آموزمی خواهیم کامل کند.صفحه78
-هماهنگی دیداری حرکتی
*آزمون شماره 5 فراستیک راالگوقرارداده وازاو می خواهیم اشکال مشابه رارسم کند.صفحه79

تمیزشنیداری
اختلالات دیکته(مصطی تبریزی)
1-ساختن وسایل صداسازتاباانواع صداهاآشناشود.
-قرقره کوچک وبزرگ که بادکنک تکه تکه رابرداریدسپس هریک ازتکه ها رابه سرقرقره بکشیدوبه تنه قرقره ببندید.(صفحه90 اختلالات دیکته نویسی)
-اشیایی باگل رس بسازیدودربخشی ازآنها بااستفاده ازمیخ 2سوراخ ایجادکنید که به هم راه داشته باشند بافوت کردن به آن صداایجاد می شود
-چند وسیله صداسازدرست کنندوصدای آنها راباهم مقایسه نمایند
-قاشق چوبی ودوتار ساختن
-صدای حیوانات رادرنوارکاست ضبط کرده وگوش دهدوصداها راتشخیص بدهد ونام ببرد.
-صداهای مختلف مثل (گریه،خنده،سرفه،چک چک آب،انگشت به شیشه، برخوردتوپ بازمین )راضبط کنیم.صدای هرکدام راتشخیص دهد.
-چندقوطی خالی پلاستیکی یک شکل ویک اندازه تهیه می کنیم وچیزهایی ازقبیل(برنج،نخود،لوبیا سنگ)می ریزیم نوع صدا راتشخیص دهد.
-بااستفاده ازقوطی های جفت شده تشابه صدا راتشخیص دهد
-صداهای مختلفی رادرنوار کاست ضبط می کنیم وبرای هرصدا تصویری مناسب تهیه می کنیم دانش آموزباگوش دادن وتشخیص صداها باید تصویر مربوطه راجدا کند.
-چشمان دانش آموز رابسته واز همکلا سیهایش می خواهیم نام او رابگویندواوتشخیص دهد که چه کسی صدایش کرده است.
-تمرین بالا راازطریق تلفن انجام دهیم.(تشخیص صدا)
-صدای نتهای موسیقی رابنوازیدبعد یکی ازنتها رانواخته ازوی می خواهیم نت نواخته شده راتشخیص دهد.
-ازسخن گفتن بسیار بلندوبلند کردن صدای رادیو وتلویزیون درخانه ومدرسه خودداری شود.
-معلم به هنگام دیکته گفتن ازصدای معمول استفاده کندویک بارکلمات وجملات رابگوید.
-واژه هایی انتخاب شوند که حرف اول آنها ازحروفی باشد که کودک درشنیدن آن کاملا حساس نیست(کلمات راضبط وپخش می کنیم تاصدای اول آنها راتشخیص دهد)
-کلماتی که به صدای آنها حساس نیست(باران،قندان،گلدان)
-کلماتی که صدای وسط آنهاحرفی است که به آن حساس نیست.
-مثلا عدد3 راکه شنیدی دست بزن یاعلامت بده
کلمه ای که حرف"...."دارددربین کلماتی که برای اوتلفظ می کنیم تشخیص دهد.
-نام وسیله ای که دردست گرفته ایم غلط تلفظ کنیم اواشتباه هاراشناسائی کند.
-کلماتی که تمکایز شنیداری بیشتری دارندانتخاب کرده ابتدا تلفظ صحیح را می آموزیم وبعدبازی می کنیم،هرموقع اشتباه گفتم اصلاح کن. (کبریت- کربیت)،(دیوار-دیفار)،(عسک-عکس)،(ابو-ابرو)، (نق-نقل)، (یاحت-راحت)،(مزه-مژه)،(بب-لب)،(سام-شام)،(ششته-شسته)،(ترهان-تهران)
- گفتن کلماتی که صدای اول آنها مثل هم است دریک ردیف(باران
لب-بادام-گلدان)
-آزمون وپمن واستفاده ازکلمات آن جدول صفحه97 وکلمات جدول99
-ازصداهای آهسته وبلند استفاده شود درحالی که صدابلند است مستقیم وراست راه بروند ووقتی صدا آهسته شددولادولا راه بروند
-قطع ووصل کردن صدا:درزمانی که صدا پخش می شوددورصندلی بچرخندووقتی صدا قطع شد روی صندلی بنشینند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:6  توسط مرادی زاده | 

 

   مقدمه :

با توجه به يا فته هاي جديد در مورد يادگيري  برخي از ناتوا ناييها كه تبديل به توانايي كامل نمي شود را مي توان به اصلاح اختلالات ياد گيري به كار برد اين گونه افراد ممكن ممكن است از نظر هوشي در حد متوسط يا با لا با شند . اما به دلايلي از جمله اشكلا تي كه در برخي از فرايند هاي رواني پايه (ادراك ديداري شنيداري زبان شفا هي وكتبي ) وجود دارد بين ميزان پيشرفت تحصيلي و توانايي ايشان تفاوت زيادي به وجود آمده باشد . تا آنجا ئيكه نمي توانيد كتابهاي درسي علوم رياضي و 000را بخواند در نتيجه با مشكلا تي رو به رو مي شوند و متاسفا نه به بسياري از اين دانش آموزان بر چسب كودن كم ذهن عقب مانده و امثال آن زده شده ميشوند كه نه تنها مشكل اين دانش آموزان را برطرف نمي كندبلكه موجب ياس و دلمردگي و سرخوردگي و از بين رفتن علاقه در دانش آموزان مي گردد.براي آنكه تمرينهاي پيشنهادي تاثير بسيار زيادي را در حل مشكل دانش آموزان داشته باشد بايد از طريق(( تشويق آنچه ميدانند نه تنبيه آنچه نمي داند ))در ايشان ايجاد انگيزه كنيم تابا رغبتبه انجام اين تكا ليف و تمرينها بپر دازد .اميد است با كمك هم وبا استفاده از روشهاي پيشنهادي كه در ذيل گرد آوري شده بتوانيم بخشي از مشكلات آمو زشي اين گروه را برطرف بسازيم .همچنين تمرينهاي مؤثر در رابطه با يادگيري و تقويت املا دانشآموزان در شماره ي بعدي آورده خواهد شد.

 

اولين جلسه توجيهي املاء

 از آنجا ئيكه يكي از عوامل مؤتر دررسيدن به مو فقيت در دانش آموزان ايجاد انگيزه كافي كا في براي انجام هر فعاليت آموزشي مي باشد ميتوان از طريق بحث گرو هي در كلاس سريعتر و بهتر به نتيجه مورد دست يافت.

كه برخي ا ز نتايج عبارتندز :

1 يادداشت كردن مطالب مهم به خصوص  در سالهاي بالاتر تحصيلي .

2 براي برقراري ارتباط  مفيد كتبي با ديگران و بيان در ست مطاب در غالب كلمات.

3 ارتباط درس ديكته با دروس ديگر .

4 ايجا دمهارت و هماهنگي بين اعضا ء بدن .

5 نوشته هر كس نماينده ي شخصيت ا وست 0

6 بيشتر مشاغلي كه افراد تحصيل كرده در اجتماع دارند به صحيح و دقيق نوشتن  نياز دارند.

 

علامت ضعف دانش آموزان در درس ديكته

1 - به علت اينكه مفهوم كلمه را نمي فهند يا قبلا نفهمييده اندآنرا درست نمي نويسيد.

 2 كلمات از جانب معلم درست تلف تلفظ نمي شود(آموزشي)

3 دانش آموزان هنگام نوشتن ديكته كلمات را تكرار و هجي ميكند(دقت)

4 وجود نقص شنوايي در برخي از دانش آموزان در هنگام نوشتن املا وبي خبري معلم از وجود اين نقص باعث مي شود بعضي از كلمات را جا مي اندازد يا از كلاس عقب ميافتد(حافظه شنوا يي حساسيت شنوايي)

5 به علت كمبود فضاي آموزشي و كمبود ميز و نيمكت دا نش آموزان در اثرخستگي ودرست نشيدن كلمات را غلط مي نويسيد 0 (آموزشي)

6 متناسب نبودن متن ديكته از نظر(كميت و مقدا ر) با سن پا يه تحصيلي آنان باعث مي شود دانش آموزان بعد از نوشتن مقداري ا زآن خسته شوند و غلط نويسي آغاز مي گر دد.(آموزشي)

7 در بعضي اوقات دانش آموزان به علت مشكلات رواني هنگام نو شتن ديكته  در افكار خود غو طه ور مي شوند  و از نوشتن باز مي مانند0

8  - وجود حروف هم صدا در ادبيات فا رسي مانند (ص-ث-س)

9 تند گفته شدن ديكته ا ز سوي  معلم باعث خستگي وكم شدن دقت در دانش آموزان مي گردد.

10 ضعف درمهارتهاي حركتي (نارسا نويسي) بيقراري و تند خويي خطا د رادراك بصري حروف (حافظه ديداري )- فقر آموزش و عدم تسلط معلم به شيوه هاي آموزشي مطلوب در هنگام تعليم نوشتن نشناختن حروف و قوائد نوشتن توسط دانش آموزان نداشتن تمرين لازم و كافي براي نوشتن املا خود مي تواند موجب ضعف و نارسايي فراگير در كسب مهارت نوشتن مي شود .

انواع اشكالات موجود در دكيته دانش آوزان را پس از تجربه و تحليل مي توان به دو گرو طبقه بندي كرد. يك گروه از اشكالات به مشكلات آموزشي مربوط هستند و از طريق روش تدريس مي توان حل كرد و گروه ديگر را از طريق تمرينهاي خاصي كه مي توان به جاي رو نويسي هاي معمول در مدارس در نظر گرفت تا ضمن جلوگيري از هدر رفتن وقت و استعداد دانش آموزان در برطرف كردن اشكالات ديكته بسيار موثر باشند.

 

روشهاي تدرسي آموزش املا

1- روش آزمون مطالعه آزمون

در اين روش در ابتدا يك متن را به عنوان ديكته براي دانش آموزان مي خوانيم و بعد از تصحيح آن را به دانش آموزان باز مي گردانيم سپس دانش آموزان باز مي گردانيم سپس دانش آموزان تا جلسه بعدي املا صحيح كلمات غلط موجود در املا خود را تمرين مي كنند. در جلسه بعد ار آن متن دوباره ديكته كفته مي شود كه معمولا بدن غلط و يا با غلط هاي محدودي همراه است.

البته بايد توجه داشت كه متن دوم را با كمك كلماتي از متن اول كه از ارزش املايي بر خوردارند( اما در قالب جملات جديد) مي توان تهيه نمود تا ميزان پيشرفت دانش آموزان در زمينه حافظه ديداري هم سنجيده شود.

 

2- روش مطالعه و آزمون

ابتدا درس يا درسهاي جهت گفتن از ديكته انتخاب مي شود و دانش آموزان روي لغات مشكل آن به صورت ديكته پاي تختخ و تكاليفي نظيز نوشتن كلمات با حروف رنگي و ............... تمرين مي كنند سپس از آن درس يا درسها ديكته گفته مي شود كه البته بهتر است متن دقيقا مانند كتاب نباشد.

 

3- روش نمايش:

به منظور تقويت بيشتر حافظه ديداري در رابطه با آموزش حروف هم صدا مانند(ص- ث- س ) ابتدا لغات مورد نظر را روي طاقهاي شفاف مي نويسيم سپس آنها را با استفاده لز اورهد روي پرده نمايش مي دهيم متلا كلمه(( صابون)) سپس روي حرف (ص) را مي پوشانيم و از دانش آموزان مي خواهيم يكي از سه حرف (س، ث، ص) را انتخاب كرده و كلمه را كامل كنند . سپس كلمه را كامل نشان      مي دهيم تا اگر غلط حدس زده بودند آن را اصلاح كنند و درستش را كنارش بنويسيد . از اين روش به هنگام ديكته پاي تخته اي هم مي توان استفاده كرد وجود دستگاه اورهد الزامي نيست.

دانش آموزان ابتدا كلمه را در دفتر خود بنويسيد بعد به تخته نگاه كنند و در صورت اشتباه درست آن را بالاي كلمه بنويسند.

 

4- روش تصحيح انفرادي :

 

 به دانش آموز ديكته گفته مي شود به عنوان تكليف منزل از او خواسته مي شود ديكته خود را با استفاده از كتاب تصحيح كند و از اين طريق متوجه غلطهايش مي شود و آنها را تمرين كند.

 

5- روش چند حسي:

در اين روش چند حس بينايي - شنوايي- لامسه به كمك يادگيري املا كلمه مورد نظر مي آيند . اين روش بيشتر قبل از ديكته به منظور تمرين كلمات مشكل درس به كار گرفته مي شود.

 

الف) از دانش آموز خواسته مي شود با دقت به كلمه ي مورد نظر ( اين كلمه از متن ديكته اي كه بعداًَ گفته خواهد شد انتخاب مي شود) كه پاي تابلو نوشته شده نگاه كند.

 

ب) آن را بخوانند و كلمه مورد نظر را در هوا به صورت ذهني و با استفاده از انگشت خود بنويسد.

 

ج) سپس آن را در جمله اي مناسب به كار برد . از اين طريق معناي كلمه را بهتر درك مي كند.

 

و) كلمه را از پاي تابلو پاك كرده و به آنها فرصت مي دهيم تا كلمه را بدون خطا از روي حافظه بنويسند.

 

د) كلمه را روي تابلو نوشته تا دانش آموزان آنها را با هم مطابقت دهد و به درستي يا نادرستي نوشته خود پي ببرد . حرفي از كلمه را كه از ارزش املاي برخوردار است قرمز نوشته و پاي تابلو مي نوسيم مانند ص در تصميم . از اين روش به عنوان يك تمرين و تكليف هم جهت تقويت حافظه ديداري دانش آموزان مي توان استفاده نمود.

 

6- كاربرد جمله سازي در زنگ املاء:

 

آموزگار 20 جمله از 5 درس را كه داراي اهميت هستند انتخاب كرده و در هر جمله جاي يك كلمه با ارزش املايي خالي گذاشته مي شود تا دانش آموزان به تكميل آن بپردازند.

 

(( بارم هر كلمه يك نمره است))

1- خورشيد به قله ي .............................. نزديك مي شد.

 

7-آشنا كردن دانش آمزان با متن املاء:

 

به منظور ياد آوري شكل كلمه هاي خوانده شده لازم است قبل از نوشتن املاء آموزگار يك بار آن متن را زا اول تا آخر بخواند و شاگردان به اين امر عادت داده شوند كه شكل كلي كلمه هاي خوانده شده را در ذهن خود مجسم كنند و آنها را به ياد آورند و گاهي هنگام خواندن متن املا آموزگار به شاگردان اجازه دهد كه بگويند نوشتن چه كلمه اي را نمي توانند و معلم راجع به آن كلمه توضيح آموزشي بدهد تا دانش آموزان بدهد تا دانش آموزان شكل نوشتاري كلمه ي مورد نظر را ياد آمورند ، از اين طريق ، شكل كلمه در ذهن شاگرد بيشتر تثبيت مي گردد و ياد گيري عميق تر مي شود.  

نحوه قرائت املاء در كلاس

 

 

هنگام قرائت و آمزان املاء بايد به نكات زير توجه شود.

1- از تمام درسهاي كتاب فارسي ، اعم از شغر و غير شعر بايد املاء گفته شود ولي مقدار و زمان آن نبايد از حد معيني تجاوز كند.

 

2- آموار بايد با توجه به هدفهايي كه براي گفتن هر متن املا دارد، متن و مقدار آن را از قبل مشخص كند.

 

3- هر كلمه يا عبارت فقط يك يا دو بار گفته شود و دانش آموزان بايد عادت كنند با گوش دادن به صداي آموزگار  مشكل كلي نوشتن كلمه را در ذهن خود پيدا و آن را زير لب زمزمه كنند و بنويسند.

 

4- سرعت گفتن املاي كلمه با توان نوشتن دانش آموزان متناسب باشد.

 

5- حركت كردن آموزگار در هنگام گفتن املاء نبايد باعث حواس پرتي دانش آموزان شود.

 

روش بررسي اشكالات موجود در ديكته دانش آموزان

 

 

براي دستيابي به يك راه حل ساده و اميدوار كننده، اگر كودك در ساير درسها و فعاليت هايش مثل ساير كودكان معمولي باشد، به اجراي آزمون هوش نياز نداريم . بعد از اطمينان از عادي بودن هوش دانش آموزان، بايد اشتباهات ديكته هاي متعدد دانش آموزان از روي دفتر وي ياد داشت كنيم و پس از يافتن علت آن ، براي رفع هر اشكال تكاليف خاصي را در بگيريم.

 

جدول بررسي اشكالات املايي

نوع اشتباه

درست

غلط

رديف

حافظه ديداري

منظور

منزور

1

حافظه ديداري

حيله

هيله

2

حافظه ديداري

صبر

سبر

3

حساسيت شنوايي

زنبور

زمبور

4

حساسيت شنوايي

صبح

صب

5

حساسيت شنوايي

رفتند

رفتن

6

حساسيت شنوايي

بشقاب

بشكاب

7

حساسيت شنوايي

دنبال

دمبال

8

دقت

شغال

شعال

9

دقت

داستان

داسبتان

10

دقت

بيزار

بنزار

11

دقت

سپرده

سرده

12

آموزشي

شده ام

شوده ام

13

آموزشي

مي گفت

مي گوفت

14

آموزشي

اصحاب

اصحابه

15

حافظه توالي ديداري

مادر

مارد

16

حافظه توالي ديداري

درخت

ردخت

17

تميز ديداري- دقت

زود

دوز

18

تميز ديداري دقت

خانه

جانه

19

حافظه شنوايي

مثلاً آمد

كلمه جا افتاده

20

 

 

نام خداوند جان‌ آفرين                                                        حكيم سخن در زبان آفرين

مي‌شنوم فراموش مي‌كنم

مي‌بينم به خاطر مي‌سپارم

و عمل مي‌كنم ياد مي‌گيرم

پس: بايد فراگيرم، تمرين كنم تا ياد بگيرم

مقدمه

نوشتن برقراري ارتباط و انتقال، اطلاعات و عقايد از طريق نظامي، از نشانه‌هاي توشتاري است يعني نوشتن يك آفرينش و خلاقيت است كه در يك طرف آن خلق افكار وانديشه‌ها و در طرف ديگر خلق و نظم بخشي اين انديشه‌ها در قالب‌هاي زباني مورد نظر است.

نوشتن يكي از مهارت‌هاي چهارگانه زبان اموزي است كه كليد يادگيري دانش‌آموزان به ويژه دردو دوره ابتدايي محسوب مي‌شود. نوشتن مهارت و دانش است توانايي‌ها و تجربه‌هاي زبان براي شنيدن، صحبت كردن و خواندن مقدم بر مهارت نوشتاري است پس هرگونه اختلال در زمينه‌هاي زباني بر فراگيري زبان و نوشتار تاثير خواهد گذاشت.

عواملي با اختلالات زبان نوشتاري ارتباط دارد كه از جمله آن مي‌‌توان به ناراحتي‌هاي گفتاري، مشكلات تركيب شنيداري و مسائل تلفظ زبان ... اشاره نمود.

بيشتري اشكالاتي كه غالباً در زبان نوشتاري پديد مي‌آيد در سه زمينه نوشتن با دست، هجي كردن و بيان نوشتاري است. براي نوشتن سه پديده بايد به تعادل برسند.

1- گرفتن با ثبات مداد

2- رستگاري و كاربرد ابزار نوشتاري

3- حركت ابزار نوشتاري

بازي، ابزار مهمي براي يادگيري مهارت نوشتن است. نوشتن و خوب نوشتن يك نوع توانايي است و كسي جز معلم و ياددهنده نمي‌تواند نقشي در ايجاد اين توانايي در كودكان ايفا كند تا پيش از ابداع خط، انسان‌ها فقط از دو مهارت زباني يعني گفتن و شنيدن براي ايجاد ارتباط استفاده مي‌كردند اما از حدود ده هزار سال پيش كه اولين خطوط نوشتاري ابداع شد توانايي جوامع انساني در ايجاد ارتباط صد چندان شد خط به عنوان يك وسيله ثانوي براي نمايش عناصر آوايي زبان به وجود آمد.

اگر زبان را داراي دو جنبه‌ي گفتاري و نوشتاري بدانيم خط مربوط به جنبه‌ي نوشتاري زبان است وخط را معمولاً مهم‌تر از زبان گفتاري مي‌دانند زيرا نوشتار سنجيده‌تر از گفتار است و به هنگام تفكر سنجش و تجديد نظر وجود دارد. و از طرف ديگر آثار معتبر ادبي ومتون مذهبي و ميراث فرهنگي از طريق نوشتاري در دسترس جامعه قرار مي‌گيرد. اهميت خط تا حدي كه تاريخ ابداع آن عامل تقسيم دوره‌هاي جهان به دوران قبل از تاريخ و دوران تاريخي شده است.

خط فارسي باستان

مركب از نشانه‌هاي حرفي به شكل ميخ بوده و به همين دليل به خط ميخي معروف شده كه ويژگي‌هاي اين:

1- خط از چپ به راست نوشته مي‌شد.

2- جزء نظام‌هاي نوشتاري هجايي- الفبايي محسوب مي‌شد.

3- برخي از صامت‌ها با توجه به مصوت بعدي هر كدام نشانه‌هاي جداگانه‌اي به كار مي‌رفت.

4- در خط علامتي به نام (واژه جداكن) وجود داشت.

خط يا نظام نوشتاري فارسي امروز

نظام نوشتاري امروز از راست به چپ نوشته مي‌شود اين نظام داراي دونوع نشانه است نشانه‌هاي زير و زبري. حرفي‌ها همان حروفي كه به يك شكل نوشته مي‌شوند حرف‌گونه مي‌ناميم. نشانه‌هاي زير وزبري مانند تنوين علامت همزه كه براي نشان دادن فرآيند توليد ناقص قرار مي‌گيرد.

انواع خطوط خوش نويسي فارسي

آموزش خوش‌نويسي در مقاطع مختلف تحصيلي به ويژه در دوره راهنمايي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است چرا كه يكي از نيازهاي روزانه افراد نوشتن به صورت خوانا و زيباست كه بايد آموزش آن به صورت جدي موردنظر معلمين در دوره ابتدايي قرار گيرد. كتاب‌ها و روزنامه‌ها با خط نسخ نگارش مي‌شود. در صورتي كه در همه‌‌جا به هنگام نوشتن از خط نستعليق يا تحريري استفاده مي‌كنيم

پس بايد دانش‌آموزان با نوشتن و خواندن اين خط آشنا شوند. خط تحريري اگر قواعد آن به درستي رعايت شود از خط نسخ زيباتر است.

خطوط خوش‌نويسي فارسي انواع دارد.

1- خط نسخ و خط ثلث كه از قرن سوم تا حدود قرن نهم هجري به همراه خط ثلث رايج‌ترين نوع خط خوشنويسي در ميان ايرانيان بود كه براي خط قرآني استفاده مي‌شود و بيشتر كشورهاي عرب مورد استفاده قرار مي‌دهند مبتكر اين خط ابن‌مقله بيضاويي شيرازي است كه آن را از خط كوفي استخراج كرده.

2- خط ثلث كه زيبايي خاص خود را داراست به دليل پيچيدگي زياد امروزه فقط براي تزئين ونوشتن كتيبه‌هاي مساجد وامان مذهبي استفاده مي‌شود.

خط نستعليق

در قرن هفتم هجري در دوره اوج خط ثلث و نسخ خطي به وجود آمد كه به آن تعليق مي‌گفتند و به دليل پيچيدگي‌ها و مشكلات زياد دوام نياورد كه پس از امروز زمان تلفيق وتركيب خط نسخ و تعليق خطي با عنوان نسختعليق همان نستعليق مشهور شد كه از زيبايي خاصي برخوردار است و به عنوان خط خوشنويسي امروزه در مدارس ايران رايج مي‌باشد.

اصول آموزش درست نويسي و خوشنويسي در دوره دبستان

اصول آموزش درست نويسي در پايه اول در نوشتن درست‌نويسي و درك شكل حروف الف با و اتصالات حروف براي ساختن كلمه در اولويت مي‌باشد و خوشنويسي درمرحله بعدي قرار دارد. پس معلم كلاس اول بايد اصولي را به دانش‌آموزان خود بياموزد كه درست و راحت بنويسند اهم اين اصول عبارتند از:

1- روش به دست گرفتن قلم

2- روش نشستن در هنگام نوشتن

3- فاصله چشم از كاغذ و روش قرار دادن كاغذ

4- ميزان نور در هنگام نوشتن

1- روش به دست گرفتن قلم

يكي از مسائل عمده‌اي كه در جامعه ما باعث بد خطي افراد شده نادرست گرفتن قلم مي‌باشد قلم بايد بين انگشتان به صورت آزاد و راحت‌ قرار گيرد و انگشتان نبايد هيچ فشاري برآن وارد كنند زيرا باعث خستگي و بدخطي دانش‌آموز مي‌گردد قلم بايد بين انگشت شست و نشانه نبايد خميدگي زياد پيدا كند و بايد در امتداد انگشت نشانه قرار بگيرد.

2- روش نشستن در هنگام نوشتن

دانش‌آموز در مرحله رشد قرار دارد و اگر هنگام نوشتن كمر خود را زياد خم كند ستون فقرات آواز حالت طبيعي خارج مي‌شود و در آينده به خطر مي‌افتد بايد دانش‌آموز به هنگام نوشتن كمر و گردن خود را مستقيم و راست نگه دارد و از خميدگي بيش از اندازه ستون فقرات بپرهيزد.

3- فاصله چشم از كاغذ

هنگام نوشتن چشم بايد حدود 30 سانتي‌متر با كاغذ فاصله داشته باشد رعايت نكردن اين فاصله باعث خستگي چشم شده و در صورت طولاني به چشم و بينايي صدمه مي‌زند. يكي از مواردي كه معلم مرتب بايد آموزش بدهد اين است كه به هنگام نوشتن كاغذ به طور كج گرفته نشود.

كودكان از راه‌هاي متفاوت مهارت نوشتن را كسب مي‌كنند. و به همين ترتيب از راه‌هاي متفاوت دانسته‌هاي خود را از اين مهارت نشان مي‌دهند اگر كودك در محيط خوداحساس امنيت و ارزش كند وبه لحاظ روحي آرامش داشته باشد به بهترين وجه مهارت نوشتن را مي‌آموزد.

آموزش خوشنويسي در مدارس كشور از پايه اول آغاز مي‌شود. معلم پايه اول است كه با برنامه‌‌ريزي صحيح دانش‌آموز را به خوش‌نويسي و يادگيري اندازه كلمات تشويق مي‌كند دانش‌آموز ضمن تمرين مراحل يادگيري نوشتن احساس مسئوليت مي‌كند زيرا معلم نوشته او را كنترل نموده معلم مي‌تواند با نوشتن كلمه‌هاي تشويق‌آميز به منظور پيشرفت خط آن‌ها آن ديوار بلندي را كه دانش‌آموز در مقابل خود براي نوشتن تصور مي‌كند از ميان بردارد.

در پايه دوم نوشتن را به خوبي آموخته و بايد كم كم خوشنويسي را بياموزد كه در اين پايه هم مداد توصيه مي‌شود در اين پايه بايد تمرين شود و به همان‌گونه كتاب كه يك سطر به صورت پررنگ و دو سطر به صورت كمرنگ نوشته شده و چند خط زمينه براي تمرين گذاشته شده است.در سطر پررنگ دانش‌آموز چگونگي خطوط خوشنويسي را مشاهده مي‌كند در سطر كمرنگ دانش‌آموز عملاً خطوط خوشنويسي را با حركات دست خود تقليد مي‌كند در سطور خالي دانش‌آموز به صورت مستقل خطوط خوشنويسي را خلق مي‌كند.

خوش‌نويسي يك موضوع درسي است بايد در كلاس آموخته شود و مورد كنترل مداوم قرار گيرد كودكان يادگيرندگان علاقه‌مند فعال و انعطاف‌پذيري هستند كه مي‌توانند نوشتن را به طور مستقيم زير نظر معلم از همان كلاس اول كه پايه آموزش رسمي است فرا بگيرند.

ليكن حمايت خانواده در امر آموزش خوش‌نويسي ضروري است بر معلم زحمت‌كش است كه تنها به غلط‌گيري اكتفا نكند بلكه به آموزش صحيح خواندن همت گمارد و به تدريس اثربخش خط فارسي بپردازد و او را با خواندن ونوشتن درگير كند.

در ايجاد محيط يادگيري مناسب براي آموزش نوشتن مربي بايد عوامل موثر در پيشرفت مهارت نوشتن را بررسي كند و به عوامل غيرقابل كنترل توجه داشته باشد چرا كه خوب نوشتن نوعي توانايي است و معلمان نقش مهمي در ايجاد اين توانايي در كودكان ايفا مي‌كنند.

بين مهارت نوشتن و خواندن كه از مهارت‌هاي زبان آموزي است تفاوت عمده وجود دارد خواندن براي دانش‌آموز جنبه‌ي خود زايشي دارد مثلاً كودك مي‌گويد بابا آمد. كلمه بابا را با فعل آمد تلفظ مي‌كند و فعل آمدن را مي‌تواند مشاهده نمايد اما نوشتن را معلم بايد بياموزد تا او بتواند با ايجاد ارتباط بين اصوات و حروف نوشتن را ياد بگيرد.

پس مي‌توان گفت نوشتن در واقع شبيه‌سازي و قياسي است وليكن خواندن خود زايشي و كاربردي است نوشتن را معلم بايد ياد بدهد بازخورد دهد و كنترل نمايد پس نوشتن در واقع فرآيندي فرامهارتي است و از جمله مهارت‌هاي ارتباطي متنوع‌تر به شمار مي‌رود. تا زماني كه فراگير از ارتباط نزديك بين يادگيري و خوش‌نويسي بهره نگيرد سواد در جامعه در سطح كاربردي رشد نمي‌كند و يادگيري بيشتر جنبه‌ي آزمايشي به خود مي‌گيرد.

4- ميزان نور هم عاملي موثر در درست‌نويسي دارد بهترين نور، نور طبيعي روز از پنجره است البته كمبود نور را مي‌توان از لامپ‌هاي مناسب جبران نمود. در پايه اول ابتدايي هدف از نوشتن، يادگيري شكل اصلي حروف و چگونگي اتصالات آن‌ها براي ساختن كلمات است پس در اين پايه بايد از قواعد زيبانويسي وخوشنويسي تا حدودي صرف نظر كرد گرچه كتاب جديد شباهتي به خوشنويسي نسخ دارد و در خط نستعليق هدف زيبايي است اما در خط نستعليق تحريري، به ترتيب اولويت با خوانايي سرعت و در آخر زيبايي است.

مراحل يادگيري نوشتن

يادگيري نوشتن شامل

الف- توانايي نوشتن حروف الفبا و تركيب صحيح حروف.

ب- توانايي نوشتن صحيح عناصر زباني از حفظ.

ج- توانايي ساخت كلمه.

د- مهارت بيان پيام از طريق جمله‌نويسي، متن نويسي يا به ياد سپاري ياد گرفته‌ها در ذهن.

ذ- توانايي رسم شكل نوشتاري هر حرف و كلمه

ه- داشتن حافظه ديداري

ر- داشتن توان هماهنگي حركتي بين چشم و دست.

«دونقو» طي تحقيقي ارزشمند به اين نتيجه رسيده كه چند عامل بر پيشرفت مهارت نوشتن تاثير مثبت دارند.

1- گنجايش ذهني كه هرچه بيشتر باشد بهتر است.

2- موفقيت در مهارت خواندن

3- سطح كلاسي سن. هرچه بالاتر باشد بهتر است.

4- تفاوت جنس زيرا دخترها بيشتر از پسرها مي‌نويسند.

5- مهارت در زبان گفتاري

با توجه به اين مسائل معلم در هنگام آموزش بايد مواردي را مدنظر داشته باشد.

1- يادگيري نوشتن بايد چالش برانگيز باشد.

2- به دليل ارتباط بين نوشتن و خواندن بايد سطح خواندن كودك در حد بالاتري باشد.

3- محيط آموزشي مهارت‌هاي زباني بايد فرصت‌هاي كافي را براي تمرين و گسترش مهارت‌هاي زبان شفاهي داشته باشد.

4- مهارت نوشتن به همه حوزه‌هاي رشد وابسته است.

5- نوشتن مهارتي تكاملي است كه در توالي نسبتاً منظمي رخ مي‌دهد.

6- مهارت نوشتن در هر كودك به ميزان متفاوتي ايجاد مي‌شود.

7- يادگيري نوشتن مستلزم آن است كه فراگير فعال باشد و از دانش فيزيكي اجتماعي و فرهنگي خود براي نوشتن استفاده كند.

8- بازي ابزار مهمي براي يادگير نوشتن است.

و بدين ترتيب نوشتن پيچيده‌ترين و سخت‌ترين مهارت زبان‌آموزي است و اين پيچيدگي‌ به دليل انواع متفاوت آن است و هم به دليل وجود جنبه‌هاي گوناگون.

يكي از انواع نوشتن همان رونويسي است كه دانش‌آموز از روي يك نوشته ديگر تقليد مي‌كند گرچه تاحدودي در پايه اول مي‌تواند موثر باشد اما در پايه‌هاي بالاتر بايد اين روش كنار گذاشته شود زيرا در غير اين صورت باعث تقليد كور كورانه مي‌شود و همين كه اين طريقه نوشتن او را بدون ابتكار بار مي‌آورد و قدرت تفكر و استقلال را از او گرفته دقت و انگيزه را كم مي‌كند و ايجاد بدخطي و غلط نويسي مي‌شود.

نوع ديگر مهارت زباني نوشتن به صورت املا است كه معادل فرانسوي يعني ديكته و داراي معاني زيادي است پركردن مهلت دادن به تبع ديگران نوشتن...

در مهارت زباني املا عملي است كه دانش‌آموز به تبع گفته ديگران كلمه، جمله يا مطلبي را مي‌نويسد گفتني است كه مهارت زباني نوشتن و جنبه‌هاي متفاوت آن امري اكتسابي است كه به ياد دهي و يادگيري نياز دارد و به خودي خود به وجود نمي‌آيد و پرورش نمي‌يابد.

هدف از دادن ساعت املا در برنامه درسي يادگيري صورت صحيح كلمه مي‌باشد كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم به دانش‌آموز تعليم داده شود كه رمزها ونشانه‌هاي صوتي و خطي چه هستند و چه ويژگي‌هايي دارند و چگونه مي‌توان آن‌ها را تبديل به كلمه‌اي داراي معني درست نمود. با توجه به اين كه در دوره ابتدايي به خصوص سال‌هاي اول تا سوم به اين درس توجه شده اما بررسي نشان داده كه آن چنان نتيجه‌اي مطلوب به دست نيامده و اين نتيجه داراي دلايل گوناگوني مي‌باشد.

مشكلات املايي را به 1- زاييده بدخطي 2- بي‌دقتي 3- مراعات نكردن نظم و ترتيب در نوشتن 4- توجه نكردن به قواعد نوشتن و درست نويسي كلمات و رعايت نكردن پاكيزگي و نظافت در هنگام نوشتن كلمات. و اين كه اين موارد بايد از راه‌هاي گوناگوني به فراگيران آموزش داده شود و اين در حالي است كه معلمين دركلاس يا وادار به رونويسي از متني يا اين كه مرتب ديكته گفته مي‌شود و مي‌خواهند اوليا هم در منزل ديكته بگويند.

در صورتي كه اگر روش‌هاي آموزش متنوع وكاربردي باشد به آن هدف صحيح نويسي مي‌توان دست يافت صحيح نويسي كلمات را مي‌توان در همه دروس به كار برد. علاوه بر اين مسائل عوامل ديگري نيز در بروز مشكلات املايي دانش‌آموزان به ويژه دانش‌آموزان دچار ناتوانائي‌هاي يادگيري سهم عمده‌اي دارند اين عوامل باعث مي‌شود كه دانش‌آموز در پيوند دادن آواهاي زباني با نماينده حرفي آن‌ها دچار مشكلات جدي شوند و آن‌هايي كه دچار اين ضعف آموزش هستند مي‌توانند به خوبي آواهايي را كه از زبان معلم مي‌شنوند به صورت حروف و كلمه‌هاي مربوط بنويسند.

ناتواني در پيوند دادن آواهاي زباني با حروف الفبا از عوامل زير ناشي مي‌شود.

1- ضعف در عملكرد شنيداري

2- ضعف در حافظه ديداري

3- ضعف در حافظه حركتي

1- ضعف در عملكرد شنيداري

به دو صورت بروز مي‌كند ضعف در تشخيص شنيداري كه بعضي از آنان به هنگام نوشتن املا يك يا چند حرف را از كلمه حذف مي‌كنند يا اضافه مي‌كنند اين امر براثر ضعف در قوه شنيداري حادث مي‌شود و ضعف در به كارگيري تعميم‌هاي رابطه آواها با حروف.

برخي از دانش‌آموزان كه دچار ناتواني يادگيري درنوشتن مي‌باشند كلمه را به آن صورت لفظي مي‌نوسند مانند لذت را با لزت- صابون را با سابون.

اين‌ها توانايي به كارگيري رابطه آواها با حروف را كسب نكرده‌اند ونياز به آموزش‌هاي جبراني دارند. جهت تقويت قوه شنيداري مي‌توان از كودك خواست كلماتي را كه مي‌شنود تكرار كند با دادن دستورهاي متوالي و توالي حافظه شنيداري را مي‌توان تقويت نمود.

2- ضعف در حافظه ديداري

بعضي از دانش‌آموزان نمي‌توانند صورت صحيح الفبا يا شكل كلمه‌ها را كه از توالي حروف ساخته مي‌شوند در حافظه ديداري خود ثبت كنند و به ياد آورند مانند كلمه جنگل را نجگل و كتاب را تكاب بنويسند. جهت تقويت ادراك ديداري مي‌توان از شيوه‌ي ردگيري فرنالد كه روشي است كلي و واژه‌محور كمك گرفت.

و هم‌چنين مي‌توان از كودك خواست كه تصوير آدمي راكه يك گوش ندارد يا گربه‌اي را كه يك پا ندارد از ميان تصاوير كامل پيدا كند يا اين كه تفاوت‌هاي حروف را ببيند و بگويد. يا با ديدن تصويرها هندسي نام آن‌ها را بگويد. جور كردن و گروه‌بندي كردن كلمات سبب تقويت مهارت‌هاي درست‌نويسي مي‌شود.

3- ضعف در حافظه‌ي حركتي

براي يادگيري شكل صحيح كلمات فراگير بايد حرف گونه‌هاي سازنده كلمه را بشناسد و تنها بازشناسي كلمه كافي نيست بلكه پس از شنيدن صداهاي سازنده كلمه بايد شكل صحيح كلمه را بر روي كاغذ بياورد كه بعضي از فراگيران از به ياد آوردن شكل صحيح كلمه عاجز مي‌باشند و حتي حركات دست را از ياد مي‌برند. جهت تقويت حافظه حركتي مي‌توان از بريدن حروف و اشكال متفاوت با قيچي و رنگ‌آميزي آن، كپي كردن حروف با طرح‌هاي ظريف، انداختن توپ در سبد، به نخ كشيدن دانه‌هاي تسبيح و ... هماهنگي دست و چشم را تقويت نمود.

يكي ديگر از مشكلات املائي نارسانويي مي‌باشد كه علل و عوامل زير باعث ايجاد اين مشكل مي‌شود.

1- عدم مهارت‌هاي پايه‌اي مانند چرخاندن، فشار دادن، گرفتن و امثال آن

2- عدم رشد مهارت‌ها و هماهنگي‌هاي حركتي و حركت‌هاي ظزيف كه براي نوشتن ضروري مي‌باشند.

3- عدم حركت مناسب انگشتان

4- عدم هماهنگي‌هاي چشم و دست

5- عدم توانايي كنترل بازو، دست و انگشتان

6- عدم يادگيري مفاهيم پايه‌اي مانند بالا، پايين، زير و رو

7- وضعيت قرار گرفتن نامناسب كاغذ و بدن به هنگام نوشتن

8- فاصله نامناسب سر كودك با كاغذ به هنگام نوشتن

9- استفاده از ميز و صندلي و مداد مناسب

10- دشواري در حفظ تجارب و تأثيرات ديداري

11- بي‌قراري و پرتحركي

12- نداشتن انگيزه كافي براي خوب نوشتن

13- تأخير در تكلم

14- فقر يا نارسايي آموزش

15- اشكال درتبديل و انتقال حس ادراك ديداري به حركتي

براي ترميم و درمان نارسانويسي پس از شناخت نوع خطاي آن بايد اقدامات زير را انجام داد:

1- در اختيار قرار دادن روان‌نويس تا خطوطي به دلخواه رسم كند.

2- دادن يك وايت‌برد جهت رسم خطوط و كشيدن نقاشي

3- به وضعيت نشستن به روي صندلي بايد دقت نمود و ارتفاع ميز بايد با صندلي و با وضعيت كودك تناسب داشته باشد.

4- دفتر يا كاغذ به صورت راست قرار گيرد.

5- نحوه مداد گرفتن به دست درست باشد.

6- اگر انگشت كودك از عضلات ضعيف برخوردار است جهت تقويت آن از خميربازي استفاده نمود و هم‌چنين از كاغذ و روزنامه‌هاي باطله جهت مچاله كردن مي‌تواند استفاده كند.

7- كارهاي شخصي بستن دكمه و بند كفش را خودش انجام دهد.

8- خط‌هاي موازي با فاصله‌هاي كم و زياد رسم كرده و از او بخواهيد تا وسط هر دو خط موازي يك خط راست رسم كند. (تصاوير 1 و 2- آزمون فراستيگ الگوي مناسبي است)

9- شكل‌هايي از ميوه يا اشكال هندسي به صورت نقطه‌چين داده و از او بخواهيد كه روي آن‌ها را پررنگ نموده؛

10- كلمات و اعداد را به صورت كامل نوشته و در كنار آن ناقص بنويسيد و از كودك بخواهيد آن را كامل نمايد

11- دو نوار موازي را با فاصله به كاغذي چسبانده و از كودك خواسته شود تا بين آن دو نوار بنويسد.

12- تقويت چشم و دست: دادن برنامه مناسب اما قبل از آن بايد اطمينان حاصل نمود كه چشم و دست برتر كودك در يك جهت قرار دارد و به وسيله دادن توپ با فاصله و از كودك خواسته شود با پا بزند. در اين جا با هر پايي كه شوت نمود آن پا همان پاي برتر است به وسيله دادن وسايلي مي‌توان چشم، گوش و دست برتر را پيدا كرد. بازي‌هاي فراوان است كه مي‌توان كمك‌بر، برطرف كردن نارسايي كودك شود. (بازي پينگ‌پونگ، بازي تيله، انداختن و گرفتن دو پرتقال با يك دست، دوختن، حمل يك زنگوله با راه رفتن به طوري كه آن به صدا درنيايد، نگه داشتن يك تكه چوب به طور عمد در دست، بازي بولينگ)

تمام اين تمرين‌ها بايد در فضاي پر شوق و شور انجام شود. به وسيله اين تمرين‌ها مي‌توان اميدوار بود نارسانويسي اصلاح گردد و سپس با دادن اعتماد به نفس به دانش‌آموز او را براي خوب نوشتن كمك كرد و چنان‌چه پس از انجام اين تمرين‌ها مشكل كودك رفع نگرديد با حفظ خونسردي و كسب اطلاعا نظري نوع نارسانويسي او را مورد بررسي قرار داد و برنامه تغيير و اصلاح را طراحي نمود و بايد مربي ميزان پيشرفت او را ارزيابي نموده و پيشرفت كار خود را بسنجد.

مربي با تقويت توجه و دقت در كودك و حذف كم كردن محركات شنيداري و مزاحم، كم كردن زمان جلسه و جالب كردن موضوع يادگيري با استفاده از مثال‌هاي عيني و زنده شناسايي حروف خاص و رنگ كردن آن‌ها، تجسم بخشيدن و تداعي دادن حروف با اشياء و امور محسوس و روزمره در آموزش آنان تأثير بسزايي داشته باشد.

اگر براي تقويت مهارت املاء به آموزش املا توجه بيشتر از آزمون املا گردد يعني وجه آموزش را در اولويت جهت بهتر شدن وجه آزموني قرار داد مي‌توان به نتيجه مطلوب رسيد و هم‌چنين اگر به مهارت‌هاي ذهني و مهارت‌هاي علمي توجه شود بدين ترتيب اصل انعطاف‌پذيري كه از سوي متخصصان امر آموزش مورد تأكيد قرار گرفته كاملا رعايت مي‌شود. در روش توجه، وجه آموزش واژه‌ها به صورت واحدهاي منفرد درنظر گرفته نمي‌شود بلكه به عنوان عناصر سازنده جمله كه اصلي‌ترين واحد ارتباط زباني است محسوب مي‌گردد و ويژگي ديگر اين روش ارتباط زنجيروار املاهاي گوناگون باهمديگر است به اين ترتيب كه معلم بايد در تهيه متن هر املا به مشكلات اساسي املاهاي قبلي هم توجه كافي داشته باشند.

نكات برجسته روش آموزش املا

الف- توجه بيشتر به وجه آموزشي درس املا نسبت به وجه آزموني آن

ب- انعطاف‌پذيري در انتخاب تمرينات در هر جلسه‌ي املا

ج- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده‌ي جمله‌هاي زباني

د- ارتباط زنجيروار املاهاي اخذ شده در جلسات گوناگون

مراحل روش آموزش املا

اين روش مي‌تواند از چهار گام تشكيل شود:

1- انتخاب متن املاء و نوشتن آن بر روي تخته سياه وخواندن آن

2- قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش‌آموز

3- صحيح كردن املا در گروه و تهيه فهرست از اشتباهات املايي

4- تمرينات متنوع با توجه به اولويت‌بندي اشكالات املايي گرفته شده كه آموزگار به وسيله اشتباهات و غلط‌هاي املايي دانش‌آموزان مي‌تواند تمرينات كلمه‌سازي و جمله‌سازي جهت تقويت توان نوشتاري دانش‌آموزان دهد.

با توجه به اين كه نوع اشتباهاتي كه كودك مرتكب مي‌شود از يك نوع و يك‌سنخ نيستند تا بتوان با اتخاذ يك روش همه آن‌ها را از بين برد و به پيشرفت وي اطمينان يافت براي دستيابي به يك راه‌حل ساده و اميدوار كننده بهتر است بعد از فصول اطمينان از عادي بودن هوش دانش‌آموز اشتباهات و نوع آن (حافظه ديداري- شنيداري و آموزشي) را در دفترش يادداشت نمود و به بررسي علت آن پرداخت.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:4  توسط مرادی زاده | 

ب) خشم

خشم يکي از عواطف مهم انفعالي است که کار با اهميت براي انسان انجام مي دهد به او در حفظ و نگهداري خويش کمک مي کند، زيرا وقتي انسان خشمگين مي شود نيرويش براي انجام کارهاي سخت عضلاني افزايش مي يابد و اين حالت او را براي دفاع از خود يا غلبه بر مشکلاتي که مانع تحقق اهداف مهمش مي شوند، قادر مي سازد.

 

قرآن متذکر مي شود با کفاري که در برابر گسترش اسلام ايستادگي مي کنند با خشونت و شدت رفتار مي شود و اين همان سختگيري است که از نيروي خشم در راه خدا و گسترش دعوت الهي سرچشمه مي گيرد. قرآن در توصيف پيامبر و مؤمنان همراهش چينن مي فرمايد: "محمد (ص) فرستاده خداست و ياران و همراهانش با کافران، بسيار سختگير و با يکديگر بسيار مشفق و مهربانند." (فتح، آيه 29) "اي اهل ايمان با کافران از هر که با شما نزديکتر است شروع به جهاد کنيد و بايد کفار در شما درشتي و نيرومندي و پايداري حس کنند و بدانيد که خدا هميشه با پرهيزگاران است." (توبه، آيه 123)

 

در قرآن، حالت انفعالي خشم و تأثيرش بر رفتار انسان توصيف شده است. اين موضوع را آنجا که قرآن درباره موسي (ع) سخن مي گويد مي يابيم. موسي وقتي از طور برمي گردد و مي بيند که بني اسرائيل گوساله طلايي سامري را مي پرستند، الواح را به زمين مي اندازد، ............. را مي گيرد و به طرف خود مي کشد و او را مورد سرزنش و عقاب قرار مي دهد.

 

انسان ميل دارد با يورش به موانعي که مانع ارضاي انگيزه ها و يا تحقق اهدافش هستند، به حالت انفعالي خشم، پاسخ مثبت دهد، اعم از اينکه موانع مزبور اشخاص و افراد باشند يا موانع مادي و يا محدوديتهاي اجتماعي؛ اما اغلب، اتفاق مي افتد که انسان خشم خود را به اشخاص ديگري منتقل مي کند که در واقع آنها مانع تحقق اهداف او و يا علت واقعي برانگيختن حالت انفعالي خشم در او نبودند. مثلاً گاهي کودک از پدرش خشمگين مي شود ولي عکس العمل خشمش را به برادر کوچکترش منتقل مي کند و  او را به بهانه هاي ناچيزي کتک مي زند. اين کار "جابه جايي" نام دارد.

 

گاهي اتفاق مي افتد که انسان از دست کسي خشمگين مي شود ولي در عين حال به سبب اينکه احتمال مي دهد اظهار خشم نسبت به آن شخص عواقب ناپسندي داشته باشد، خشمش را آشکارا متوجه او نمي کند. در چنين موقعيتهايی هم انسان خشمش را متوجه افراد ديگر  مي کند يا به شکستن و خرد کردن چيزهاي مادي ديگر مي پردازد و يا حتي گاهي خشم را متوجه خودش مي کند و رفتارهاي ظالمانه نسبت به خود انجام مي دهد.

 

در قرآن، اين رفتار پرخاشگرانه و انتقال آن در توصيف منافقان ذکر شده است که به جاي رفتار پرخاشگرانه با ديگران، اين رفتار را به خود اختصاص مي دهند و به خودآزاري می پردازند و آن را به صورت سمبليک در مي آورند. "آگاه باشيد چنان که شما آنها را (يعني کافران) دوست مي داريد و آنان شما را دوست نمي دارند شما چون به همه کتب آسماني ايمان داريد به آنها محبت مي کنيد اما آنها در مجامع شما اظهار ايمان کنند و چون تنها شوند از شدت کينه سرانگشت خشم به دندان گيرند. بگو بدين خشم بميريد، خدا از درون دلها آگاه است."  (آل عمران، آيه 119)

 

هنگامي که نيروي غضب بر انسان چيره مي شود، قدرت درست انديشيدن در انسان از کار مي افتد و گاهي رفتار ناهنجار از انسان، سر مي زند يا سخناني مي گويد که پس از فرو نشستن خشمش پشيمان مي شود.

 

از آنجا که به هنگام برانگيخته شدن خشم و به طور کلي عواطف شديد انفعالي، قدرت تفکر از انسان سلب مي شود شايسته است که در چنين حالتي از دست زدن به کارهايي که بعداً از انجام آنها پشيمان خواهد شد، بپرهيزد. علاوه بر اين لازم است چگونگي تسلط بر نيروي غضب را نيز بياموزد. از همين جا علت اينکه خداوند مردم را به حاکم شدن و تسلط بر انفعال خشم و فرو خوردن آن سفارش مي کند، روشن مي شود.

 

 

ج) محبت

محبت، اهميت زيادي در زندگي انسان دارد. زيرا پايه زندگي زناشويي و تشکيل خانواده و سرپرستي فرزندان و ريشه پيوند و همبستگي ميان مردم و تشکيل روابط گرم انساني، همين محبت است. دوستي و محبت، ريسمان محکمي است که انسان را به خدا پيوند مي دهد و باعث اخلاص در عبادت و پيروي از راه و روش الهي و تمسک و پايبندي به دين و شريعت مي شود.

 

 

1- حب ذات

مسأله عشق و محبت به اشکال گوناگون در زندگي انسان بروز مي کند. انسان علاقمند است زنده بماند و امکانات زندگي را زياد کند و شخصيت خود را بروز دهد و نيز به طور کلي هرچه را که برايش خير و امنيت و خوشبختي مي آورد، دوست دارد. از طرف ديگر از هرچه که مانع زندگي و رشد و تحقق شخصيت اوست و همچنين از چيزهايي که برايش رنج آور و آزار دهنده و زيانبخش است، متنفر است.

 

قرآن از اين حبّ ذات خطري در انسان و تمايلش براي رسيدن به چيزهاي سودمند (جلب منافع) و دوري از چيزهاي بد (دفع مضاّر) که برايش ضرر دارد، سخن به ميان آورده است. "... و بگو من از غيب آگاه بودم. بر خير و نفع خود هميشه مي افزودم و هيچگاه زيان و رنج نمي ديدم". (اعراف، آيه 188)

 

يکي از مظاهر حب ذات انسان، علاقه و عشق شديد به جمع آوري مال است که به واسطه آن بتواند به همه خواسته هايش دست يابد و تمام وسايل آسايش و رفاه زندگي را مهيا کند. يکي ديگر از مظاهر حب ذات انسان، اين است که او هميشه خير و خوبي از قبيل مال و تندرستي و چيزهاي خوب و نعمتهاي ديگر را براي خود مي خواهد و اگر شري يا بلايي يا فقري به او برسد نااميدي شديدي او را در بر خواهد گرفت و گمان مي کند بعد از آن ديگر هرگز روي خوشي نخواهد ديد. "انسان حريص، از خدا به دعا تمناي خير مي کند و هرگز خسته نمي شود ولي اگر شر و آسيبي به او برسد مأيوس و نااميد مي گردد".(فصلت، آيه 49)

 

همچنين يکي ديگر از مظاهر حب ذات در انسان اين است که هرگاه گرفتار بلايي شود، يا آزادي به او رسد، حالت ترس و بي تابي از آن گرفتاري به او دست مي دهد. از سوي ديگر اگر مالي به دست آورد، حرص شديدي نسبت به آن نشان مي دهد و از صدقه دادن بخشي از مال خويش به نياز مندان امتناع مي ورزد. "انسان طبعاً حريص و بي صبر آفريده شده است. چون تيري به او رسد سخت جزع و بي قراري مي کند و چون مال و دولتي به او رسد (بخل ورزد) و منع (احسان) کند." (معارج، آيه 19-21)

 

حب ذات در انسان تا آنجا که از چارچوبي مشخص تجاوز نکند قابل قبول است، اما ضرورت مي بايست با دوست داشتن و خيرخواهي مردم توأم باشد تا تعديل برقرار شود.

 

 

2- نوع دوستي

انسان براي اينکه بتواند خود را با ديگران هماهنگ کند و در حال مصالحت به سر برد، شايسته است که دامنه حب ذات و خودخواهي را محدود کند و در ايجاد موازنه خود دوستي و نوعدوستي و همکاري با مردم و دراز کردن دست ياري به سوي آنان بکوشد.

 

از اين رو خداوند متعال به هنگام اشاره به حب ذات در انسان - که در شکل ترس و بي تابي به هنگام گرفتاري و حرص و آز و به دست آوردن چيزهايي خوب و خست و بخل و نبخشيدن آنها به مردم بروز مي يابد - مستقيماً از کساني که در برابر زياده روي در حب ذات مي ايستند ستايش مي کند.

 

افراد اخير به هنگام گرفتار شدن به بلايا، اظهار ترس و بي تابي نمي کنند و هنگام دستيابي به نعمتها بخل نمي ورزند و به ايمان تمسک مي جويند، نماز به پا مي دارند و زکات مي پردازند، به فقرا و بي خانمانها و محرومان صدقه مي دهند و از کارهايی که موجب خشم خدا مي شود، پرهيز مي کنند، بدين ترتيب به وسیله چنين ايماني توازن ميان خوددوستي و نوعدوستي ايجاد می شود به طوري که هم منافع فرد و هم جامعه را حفظ مي کند. قرآن مردم را به محبت و همبستگي ميان خود و همکاري و نگهداري همديگر و برادري تشويق مي کند. "و همگي به رشته دين خدا چنگ زده و به راهها متفرق نشويد و به ياد آورید اين نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بوديد و خدا در دلهاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف خداوند همه برادر ديني يکديگر شدند." (آل عمران، آيه 103)

 

قرآن از مؤمنان مي خواهد که همديگر را چنان دوست بدارند که برادري، برادرش را دوست مي دارد و اين خود انسان را راهنمايي مي کند که در حب ذات، زياده روي نکند و برادر مؤمنش را نيز دوست بدارد چون محبت ديگران به نوبه خود موجب تعديل حب ذات و مانع گسترش دامنه آن است. "به حقيقت، مؤمنان برادر يکديگرند. پس هميشه بين برادران ايماني خود صلح دهيد و خدا ترس و پرهيزگار باشيد. باشد که مورد لطف و مرحمت الهي گرديد." (حجرات، آيه 10)

 

 

3- محبت جنسي

مسأله محبت رابطه اي عميق با انگيزه جنس دارد. چون محبت در واقع باعث ادامه پيوند و هماهنگي و همکاري زن و شوهر مي شود و به همين دليل براي تداوم زندگي خانوادگي، کاملاً ضرورت دارد. "و باز يکي از آيات لطف الهي آن است که براي شما از جنس خودتان جفتي بيافريد که به او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهرباني برقرار نمود و اين امر نيز براي مردم با فکرت ادله علم و حکمت حق آشکار است." (روم، آيه 21)

 

قرآن در جريان يوسف و زن عزيز مصر به محبت جنسي چنين اشاره مي کند. "و زنان شهر مصري زبان به ملامت گشودند که زن عزيز (خاطرخواه يوسف شده است) و قصد مراوده با غلام خويش دارد و عشق يوسف او را شيفته و فريفته ساخته است و ما او را از طرف محبت کاملاً در فرط ضلالت مي بينيم." (يوسف، آيه 30)

 

در جريان بحث از انگيزه جنسي توضيح داديم که اسلام به وجود انگيزه جنسي معترف است و طبعت عشق را که همراه انگيزه جنسي است، قبول دارد زيرا محبت جنسي يک حالت انفعالي خواصي در وجود انسان است که از نظر اسلام قابل انکار نمي باشد و در برابر آن از خود مقاومتي نشان نمي دهد و نيز آن را سرکوب نمي کند و تنها مردم را به غلبه و حاکميت بر آن فرا مي خواند، ارضاي اين انگيزه از نظر اسلام، از طريق مشروع که همان ازدواج است، امکانپذير مي باشد.

 

 

4- محبت پدري

ما در فصل اول درباره انگيزه مادري به عنوان يکي از انگيزه هاي فيزيولوژيک سخن گفتيم. اما از آنجا که پدر با فرزندان خود آن روابط فيزيولوژيک که مادر را به فرزندان پيوند مي دهد، ندارد، روان شناسان جديد انگيزه پدري را مانند انگيزه مادري، انگيزه اي فيزيولوژيک به شمار نمي آورند، بلکه آن را انگيزه اي رواني مي دانند و انگيزه پدري در ابراز محبت او نسبت به فرزندان تجلي مي يابد زيرا فرزندان براي پدران به منزله لذت و شادي و منشأ قدرت و مقاوم و عامل مهمي در ادامه نقش آنها در زندگي و نيز يادگار آنها پس از مرگشان هستند. همچنين با دقت در آيات قرآن ملاحظه خواهيم کرد که در بسياري از آيات، حب فرزندان، همراه با جلب مال آمده است. "مال و فرزندان، زينت و آرايش زندگي دنيا هستند." (سوره کهف، آيه 46)

 

قرآن در جريان بازگو کردن دوستان حضرت نوح به حب پدري و محبتي که نوح (ع) نسبت به پسرش در دل پنهان داشت، اشاره مي کند. اين محبت هنگامي که نوح (ع) با مهرباني و محبت و دلسوزي او را صدا زد و از او خواست که براي رهايي از غرق شدن سوار کشتي شود، ظاهر شد. "... و نوح فرزندش را در حالي که در گوشه ايي بود ندا کرد که اي پسر تو هم با ما سوار کشتي شو و با کافران همراه مباش." (سوره هود، آيه 42)

 

همچنين محبت پدري در گريه غم آلود و اسفبار يعقوب بر فراق فرزندش يوسف، که تا از دست دادن بينايي ادامه داشت، آشکار شد. "آنگاه يعقوب (از شدت حزن) روي از آنها بگردانيد و گفت: و بر فراق يوسف عزيزيم و از گريه غم چشمهايش (در انتظار يوسف) سفيد شد و سوز هجران و داغ دل ننهفت." (سوره يوسف، آيه 84)

 

محبت پدري در شکل اهتمام پدر نسبت به فرزندان و سرپرستي و نصيحت و راهنمايي آنها به کارهايي که خير و مصلحتشان در آن است، بروز مي کند. قرآن از زبان لقمان و نصايح پندوارش به پسر، نمونه اي از يک پدر حکيم که فرزندش را نصيحت و راهنمايي مي کند، ارائه مي دهد.

 

 

5- محبت خدا

اوج محبت و والاترين نوع آن از حيث صفا و معنويت در انسان، عشق به خداي متعال و اشتياق شديد به قرب الهي است. اين محبت، نه تنها در نماز و دعا و ذکر خدا، بلکه در هر کاري که انسان انجام مي دهد و هر رفتاري که از او سر مي زند، تجلي مي يابد؛ زيرا در اين حالت انسان در کليه اعمال و رفتارهايش به خدا توجه دارد و اميدوار است که خدا اعمالش را بپذيرد و از او راضي باشد. "بگو اي پيامبر اگر خدا را دوست مي داريد از من پيروي کنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناه شما را ببخشد که خداوند آمرزنده و مهربان است." (آل عمران، آيه 31)

 

عشق به خدا در زندگي مؤمن از هر محبتي، از حب ذات گرفته تا محبت فرزند و زن و پدر و مادر و خانواده و مال بالاتر و والاتر است. وقتي انسان در محبت به خدا اخلاص داشته باشد خود اين محبت در زندگي وي نيرويي پيش برنده و راهنما خواهد شد و تمام محبتهای ديگر در برابر اين عشق الهي سر تسليم فرو خواهند آورد. به اين ترتيب وجود انسان سرشار از عشق به مردم و حتي حيوانات و کليه مخلوقات خداوند و سراسر هستي خواهد شد، چون در موجودات اطرافش آثار قدرت خدا را که با شوق معنوي و اشراق قلبي با او پيوند دارد مشاهده مي کند.

 

 

6- محبت پيامبر (ص)

پس از عشق به خداي متعال از نظر والايي و پاکيزگي و معنويت، محبت پيامبر اکرم قرار دارد که خدا او را به عنوان رحمتي براي جهانيان مبعوث کرد تا آنها را هدايت کند و کتاب و حکمت، تعليمشان دهد.

 

پيامبر اکرم (ص) از نظر اخلاق و رفتار و داشتن صفات و خصلتهاي پسنديده، نمونه اي از يک انسان کامل بود. در اين خصوص چه دليلي بالاتر از خود قرآن که او را به داشتن اخلاقي عظيم توصيف کرده است. "و در حقيقت تو بر نيکي خلقي عظيم (و آيين و شرعي بزرگ) آراسته اي." (سوره قلم، آيه 4)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 14:15  توسط مرادی زاده | 

 

تحقيقات در مورد تغييرات جسمانی و روانی در دوران نوجوانی همچنان ادامه دارد. در حاليکه استدلالات کارشناسان مختلف در ارتباط با تحولات دوران بلوغ به طور عمومی بر محور تغييرات هورمونی می چرخد، بررسی ها تازه تر عوامل ديگری را نيز در اين روند موثر ديده اند:

هنگام بلوغ، وقتی ترشح هورمونها به ناگهان افزايش می يابد، بچه ها، اين موجودات شيرين و دوست داشتنی، يکشبه به موجوداتی پيش بينی ناپذير تبديل می شوند که وجودشان ترکيب انفجارآميزی از تکبر و قلدری است و دل شان می خواهد که بزرگترها آنها را به حال خود رها کنند.

” />

دم به دم حالات شان تغيير می کند و حتی برای دو دقيقه هم نمی توانند حواس شان را جمع کنند. در عين حال که خيلی نسبت به خودشان کنجکاو می شوند، خيلی از چيزها و از جمله پدر و مادرشان را مايه آبروريزی و خجالت می دانند.

اما اين تغييرات، رويه تاريکی هم دارد. رقم مرگ و مير در ميان نوجوانان بالا می رود. سه چهارم مرگها به علت حادثه يا بدبياری، سوء استفاده از مواد مخدر و الکل و رفتار جنسی مخاطره آميز اتفاق می افتد. و همه اينها نخستين نشانه های اختلالات عاطفی هستند که ممکن است يک عمر ادامه داشته باشند. آيا هورمئونها باعث همه اين دگرگونی ها هستند؟

بی ترديد بلوغ يک حادثه هورمونی استثنايی است. خوشبختی آدميزاد در اين است که تنها يک بار تجربه بلوغ را از سر می گذراند. در حاليکه بسياری از حيوانات سالی يک بار در فصل جفتگيری همه اين تغييرات را تجربه می کنند.

اولين رويداد هورمونی بطور نامحسوس و در سنين ۶ تا ۸ سلگی اتفاق می افتد. غدد فوق کليوی فعال می شوند. ترشح اين غدد ماده اوليه هورمونهای ديگر را توليد می کند. اين تغييرات باعث رشد مو در نواحی خاصی از بدن و همينطور باعث چرب شدن پوست می شوند.

تغيير بعدی موقعی اتفاق می افتد که مغز شروع به ترشح ماده ای به نام گوندوتروفين می کند. اين آغاز واقعی دوران بلوغ است. آدمها در سنين مختلفی بالغ می شوند بنابر اين سن تنها عامل تعيين کننده در بلوغ نيست. عوامل ديگری از جمله تغذيه هم مهم اند. بعد از اين مرحله، غده های ديگر ترشحاتی می کنند که با تاثير بر تخمدانهای دختران و بيضه های پسران باعث توليد اسپرم و تخمک می شوند.

تغيير چشمگيری رخ می دهد. پسر ها حالا پنجاه بار بيش از دوران قبل از بلوع تستسترون ترشح می کنند . استخوان بندی و ماهيچه های شان رشد می کند و دست کم هر دو دقيقه يک بار به سکس فکر می کنند. (بعضی ها خواهند گفت: فقط هر دو دقيقه يک بار؟!).

در دختران استروژن باعث تغييراتی در زمينه چربی ها می شود و باعث تحريک و آغاز رشد زهدان و پستانها می شود. عادت ماهانه و توليد تخمک - ابتدا بصورت نامرتب - آغاز می شود.

در همين سن است که به علت حساسيت پوست به هورمونها گاهی خالهايی روی پوست ديده می شود. ترشح هورمونها باعث افزايش اشتها و هجوم آوردن زود به زود نوجوانان به يخچال می شود. دير بيدار شدن و به اصطلاح تا لنگ ظهر خوابيدن هم ناشی از ترشح هورمون ملاتونين است.

اين تنها نمونه هايی از تاثير هورمون بر رفتار انسانهاست. هورمونها هميشه بر رفتار آدمها تاثير گذاشته اند اما بنظر می رسد که توضيح ميزان تاثير هورمونها بر رفتارهای پيچيده دشوار باشد.

تغييرات در مغز

هميشه می توان مطلبی را در باره نوجوانی و نوجوانان در رسانه های جهان يافت. روزنامه تايمز، چاپ لندن، هم چندی پيش گزارشی در مورد تغييرات روحی و جسمانی نوجوانان منتشر کرد.

دکتر سارا جين بلکمور، از پژوهشگران انستيتوی علوم عصب شناختی دانشگاه لندن، به روزنامه تايمز گفته است که نه تنها مغز نوجوانان در دوران بلوغ دستخوش تغييراتی می شود بلکه مغز انسان تا سالهای اوليه دومين دهه عمر او همچنان در حال رشد و گسترش است.

در دوران بلوغ دو اتفاق عمده در مغز روی می دهد: اول اينکه فعاليت مغز بشدت افزايش می يابد و ديگر اينکه در اين دوران مغز عکس العمل خود نسبت به محرک های محيطی را با ظرافت بسيار تنظيم می کند. اين امر بخصوص در قسمت جلوی مغز صورت می گيرد يعنی قسمتی که مسئول اقدامات اجرايی شامل برنامه ريزی، و اولويت بندی است.

تغييراتی که در مغز نوجوان صورت می گيرد در وهله اول بر انگيزه ها و عواطف او تاثير می گذارد. همين موضوع باعث تغيير حالات نوجوان می شود. ترکيب اين تغييرات و تغييرات هورمونی حالتی انفجارآميز پديد می آورد که باعث پيدا شدن احساس شجاعت و کاهش قدرت استدلال می شود.

مجموعه اين تغييرات قدرت تشخيص شرايط اجتماعی را در نوجوان کاهش می دهد و باعث می شود که او به اصطلاح نداند چه موقعی زمين زير پايش لغزنده و بی ثبات است.

ديگر مطالعات دکتر بلکمور نشان می دهد که نوجوانان درک کمتری از شرايط ديگران دارند و به سختی می توانند خود را به جای آنها بگذارند.

يک ويژگی مغزی نوجوانان اين است که آنها راحت تر و شديدتر تحت تاثير نيکوتين و الکل قرار می گيرند. در نتيجه کسانی که باده نوشی را در سن کمتر از ۱۵ سال شروع می کنند، بيشتر احتمال دارد که به الکل وابستگی و اعتياد پيدا کنند.

شخصيت نوجوان گاهی ديوانه کننده و گاهی شکوهمند و پرجلال است. آنها بين کودکی و بزرگسالی سرگردانند. اين ما بزرگسالان هستيم که بايد آنها را درک کنيم. و مغزشان را در مورد اعمال شان مقصر بدانيم نه خودشان را.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 14:12  توسط مرادی زاده | 

نگاهی بر برخی از مشکلات علوم اجتماعی درایران (سخنرانی در همایش مسائل علوم اجتماعی ایران)

در فرصت کوتاهی که در اینجا در اختیار دارم ناچار هستم به اختصار و فرمول وار گروهی از مسائل علوم اجتماعی را مطرح کنم و تفصیل بحث، به خصوص درباره مشکلات خاص انسان شناسی را به مقاله ای واگذار می کنم که در مجموعه مقالات این همایش به انتشار خواهد رسید. آنچه در اینجا مطرح می شود امکان دارد برای برخی از دوستان تا اندازه ای ناخوشایند بیاید زیرا همواره سخن گفتن از مشکلات و مسائل با تلخی ها و احساس شکست هایی همراه است به خصوص که به نظر ما متاسفانه موقعیت کنونی علوم اجتماعي در کشورمان مثل بسیاری دیگر از پدیده هایی که در حال حاضر با آنها سروکار داریم گویای وضعیتی بيمار و بیماری زا است. نفی و نادیده گرفتن این وضعیت نیز هیچ چیز را تغییر نمی دهد بنابراین بهتر است هر چه صریح تر و روشن تر با آن روبرو شویم و تلاش کنیم قدمی برای خروج از آن برداریم.
سخنران پیش از من بحث مجلات علمی- پژوهشی  را مطرح کرد و فکر می کنم خود این پدیده یکی از گویاترین نمود ها و نمادهای موقعیت بیمار علوم اجتماعی باشد. مجلات علمي‏پژوهشي ما به دليل سياست رسمی كه در رابطه با آنها وجود داشته و هنوز هم دارد و تصدي‏گري دولتي كه در اين زمينه غالب است، از یک سو و به دلیل نوعی اشرافيت خود خواسته و خود اعلام کرده مسئولان دانشگاهي آنها، از سوی ديگر امروزه بدل به نشرياتي شده اند كه دیگر نه تنها كسي آنها را نمي‏خواند بلکه حتی، به دلیل حجم و تعداد روزافزون آنها،  کسی دیگر حاضر نیست به عنوان آرشیو هم نگه شان دارد و حتی نمی توانند هزينه كتابداري و اشغال قفسه های کتابخانه ها را نیز توجیه کنند. بد نیست از خود بپرسیم به چه دلیل مجلات ما به این وضعیت تراژیک رسیده اند؟ درست به همان دليلي كه انتشارات دانشگاه های ما نیز اغلب همین وضعیت را دارند. از خود بپرسیم  چرا در کشورهای پیشرفته معتبرترین مجلات و انتشارات، متعلق به دانشگاه هاست و در کشور ما متاسفانه نه نام دانشگاه بلکه تنها نام نویسندگان که گاه حتی دانشگاهی نیز نیستند می تواند به مجله یا کتاب اعتبار ببخشد. آیا در این وضعیت می توان به تصدی گری دولت  به عنوان راه حل نگاه کرد؟ ابدا، تصدی گری در اینجا نه فقط گرهی را از گره های موجود نمی گشاید بلکه خود دلیل اصلی این وضعیت به شمار می آید.  برای نمونه می بینیم که امروز انواع و اقسام سازوکارهای دیوان سالارانه در دانشگاه ها وضع شده اند  اساتید را وادار می کنند کتاب ها و مقالات خود را در مجلات و انتشاراتی های دانشگاهی به انتشار برسانند ( موضوع ارتقا و امتیازهای آن) با این وجود می بینیم که معتبرترین نویسندگان دانشگاهی  ترجیح می دهند امتیازات را فراموش کنند و کار خود را به ناشران ومجلاتی بسپارند که آنها را معتبر می دانند.
به باور ما بهترین و موثرترین راه برای خروج از این وضعیت به کنار نهادن تصدی گری دولتی در علوم اجتمعی از طریق تفویض اختیار گسترده به انجمن های علمی است. به طور خلاصه می توان ادعا کرد که امروزه دو مانع بزرگ در علوم اجتماعي در كشور ما وجود دارد :
مانع نخست تصدي‏گري دولتي است كه نه معنا دارد و نه برای دانشگاهی کاربردی و کارا امكان پذير است: در اینجا ما با گفتمانی متناقض سروکار داریم : از يك طرف ادعا می شود  که باید دانشگاه‏ها را در اختیار دانشگاهیان قرار داد و به آنها استقلال کامل داد تا خود تمام امور خود را به انجام رسانند و از جمله منابع مالی مورد نیازشان را تامین کنند ولی از سوی دیگر همه ابزارها به گونه ای  تنظيم شده اند که كارها دوباره به دولت متصل می شود. البته به دلیل غالب بودن بخش اقتصاد دولتی در اقتصاد ما  این امر تا اندازه ای ناگزیر است  اما همواره می توان راه هایی برای خروج از این منطق، چنانچه واقعا به زیان بار بودن آن باور داشته باشیم، بیابیم.
اما مانع دوم همانگونه که گفته شد يك اشرافيت خود اعلام شده در سطح دانشگاه‏هاي كشور ما است که حضور و غلبه آن را به خصوص در علوم انسانی و باز به ویژه در علوم اجتماعی می توان احساس کرد. اين اشرافيت مبنای مشخصی ندارد به عبارت دیگر نه می توان با معیارهای متعارف محلی و بومی از آن دفاع کرد و نه به خصوص  بر پایه اصول بین المللی علمی می توان از آن دفاع کرد و نه اصولا هیچ منطق مشخصی بر آن حکم می راند. البته واقعیت آن است که این گونه اشرافیت های علمی در کشورهای دیگر از جمله در کشورهای توسعه یافته نیز وجود دارند و در آنجا نیز زیان بار هستند اما تفاوتی اساسی میان اشرافیت داشگاهی ما با آنها وجود دارد و آن اینکه برخلاف آنها فاقد پایه های علمی بوده و اغلب صرفا بر اساس روابط پیش پاافتاده و روابط غیر علمی شکل گرفته است اما قدرت آن در تاثیر گذاری بر سیر امور علمی به همان اندازه و حتی بیشتر از آن مورد محسوس است.

 اين دو گونه از مسأله است كه علوم اجتماعي را در کشور ما تهدید می کنند. اما اگر به طور خاص به موضوع انسان شناسی بپردازیم می توانیم بگوئیم که چالش های این رشته نیز تا اندازه زیادی همان چالش‏هاي علوم اجتماعي است که البته در بخش هایی خاص این یا آن مساله در آن پر رنگ تر یا کم رنگ تر است. نخستین مساله ای که ما در حال حاضر با آن سروکار داریم موضوع توزیع تحصیلات و دانشجویان در این رشته است. گرایش عمومی در سطح جهان آن است که بتوانیم تعداد دانشجویان را در مقطع کارشناسی متمرکز کنیم و در مقاطع بالاتر تعداد دانشجویان را بسیار محدود و متعادل با بازار نگه داریم. و بهر تقدیر تعادل بازار کار و دانشگاه امری اساسی است. در حالی که در کشور ما به صورتی فزاینده در حال بالا بردن تعداد دانشجو در این رشته در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد هستیم بدون آنکه هنوز دکترا در آن تاسیس شود و هیچ منطقی نیز بر رابطه  تحصیل و بازار کار در این وزه  مشاهده نمی شود. 
برای مثال ما در ایران امروز دارای دکتراهای تخصصی زیادی همچون  دكتراي مطالعات فرهنگي هستیم اما هنوز در انسان شناسی دکترا راه اندازی نشده است. گاه نیز می بینیم که تاسیس برخی از رشته ها برای نمونه همین مطالعات فرهنگی بدون اطلاع و آگاهی لازم نسبت به چند و چون و تاریخچه آن در جهان انجام می گیرد. زمانی که ما  حتی در تاسیس رشته هایمان چنین با سبکسری عمل مي‏كنيم روشن است که نتوانیم چشم انداز روشنی از تداوم آن رشته ها داشته باشیم.
نکته دیگری که باید از آن به صورت یک مشکل اساسی نام برد نوعی صنفی گرایی است که ابتدا در میان اساتید مشاهده می شود و سپس از طریق آنها به دانشجویان نیز سرایت می یابد. بنا بر این صنفی گرایی این تصور تبلیغ و رواج داده می شود که گویی علوم اجتماعی متشکل از شاخه هایی هستند کاملا جدا از هم که نباید هیچ ربط و رابطه ای با یکدیگر داشته باشند و از ابتدا  می توان دانشجویان آنها را در شاخه های تخصصی هر کدام از آنها تربیت کرد. بر این اساس نوعی نظام دانشگاهی شکل گرفته است. برای مثال ا در انسان شناسی اکثر قریب به اتفاق واحدهای دانشجویان دوره کارشناسی را از رشته خود به آنها می دهیم و همین کار را رشته های دیگر مثل جامعه شناسی، ارتباطات، جمعیت شناسی و دیگران هم همین کار را می کنند در حالی که آنچه دانشجویان در سطح کارشناسی بیش از هر چیز نیازمندش هستند داشتن دانش عمومی است که دانشگاه های ما نمی توانند به دلیل این صنفی گری عرضه اش کنند. این صنفی گری را هم گاه با نام تخصصی شدن عرضه ی کنند در حالی که تخصصی شدن در این سطح هیچ معنایی ندارد. کسانی که از این تز دفاع می کنند اصولا هیچ شناختی از تاریخ رشته های علوم اجتماعی ندارند. برای نمونه در انسان شناسی دائما با استدلال کسانی روبرو هستیم که می خواهند انسان شناسی  جامعه شناسی را در مقابل هم قرار دهند در حالی که نمی دانند که این دو رشته نه در بنیان گذاران کلاسیکشان ( دورکیم و وبر) و نه در نظریه پردازان کنونی شان ( بوردیو، گیرتز ) واقعا به جز در حوزه روش شناسی قابل تفکیک از یکدیگر نیستند.
درست است که دورکیم از جامعه شناسی سخن می گفت اما منظور او از این واژه همانگونه که هنوز  در فرانسه با آن روبرو هستیم کل علوم اجتماعی است. درباره وبر نیز می بینیم که نفوذ او آنقدر در سالهای اخیر قدرتمند شده است که جامعه شناسی تفهیمی کاملا بر پوزیتویسم پیشی گرفته است. و می دانیم که تا چه اندازه نزدیکی مفهومی و روش شناختی میان انسان شناسی و جامعه شناسی تفهیمی وجود دارد.
مشکل دیگری که باید باز هم فرمول وار به آن اشاره کنم، این پرسش است که در نهایت عالم اجتماعی و در مورد ما یک انسان شاس تا چه اندازه باید در امور اجتماعی دخالت کند. در بحث هایی که در همایش مطرح شدند باز هم دیدیم که همان تفکر اشرافیت خود خواسته چگونه به رسانه ها به طور کلی و به حضور دانشگاهیان در آنها می تازد. گمان می کنم این یک نوع گفتمان رایج و پیش پا افتاده شده است که به روزنامه و روزنامه نگاری بتازیم در حالی که همه می دانیم تا چه اندازه حضور رسانه ای برای همه کسانی که در علوم اجتماعی هستند ضروری است و چگونه اخلاق این علوم با پیروی از دورکیم به ما حکم می کند که در برابر مشکلات اجتماعی بی تفاوت نباشیم. در مورد خاص انسان شناسی باید بگویم تعهد این رشته به دخالت کردن در روندهای اجتماعی – فرهنگی جامعه باز هم بیشتر است، اخلاق انسان شاسی به ا حکم می کند که هر کجا می توانیم دخالت اجتماعی بری دفاع از فرهنگ های در خطر را در اولویت نسبت به کار علمی خود قرار دهیم. بنابراین اجازه بدهید که با افتخار بگویم که « من یک روزنامه نگار هستم» و این را نیز اضافه کنم که برغم و شاید بهتر باشد بگویم به برکت این موقعیت رسانه ای اتفاقا تولیدات علمی من نیز با همان معیارهای دانشگاهی کلاسیک به مراتب بیشتر از کسانی است که از همه رسانه ها می گریزند و تصور می کنند خاموش بودن در باره همه چیز یک افتخار آکادمیک به حساب می آید. اتفاقا تمام رفرانس های بزرگی که ما می توانیم در علوم اجتماعی بیابیم نیز دارای حضور قدرتمند رسانه ای بوده اند من تنها  به چند مثال بسنده می کنم در حوزه کلاسیک چه مارکس را بگیریم که هرگز موقعیت دانشگاهی نداشت و صرفا روزنامه نگار بود و چه مارسل موس، انسان شناس فرانسوی ، و چه در حوزه جدید کسانی مثل ریمون آرون ( در جناح راست) و ژان پل سارتر و پیر بوردیو( در حوزه چپ) و حتی فیلسوفانی مثل فوکو ودریدا هموراه حضور رسانه ای داشته اند. بنابراین باز هم از خود بپرسیم که رفرانس های تاریخی و واقعی کسانی که از عدم حضور رسانه ای دفاع می کنند چه چیزی جز همان اشرافیت خود خواسته می تواند باشد؟
این گونه از تفکر برای ما به شدت مخرب و زیان بار است زیرا رشته ما را بدل به رشته ای غیر قابل استفاده و غیر کاربردی می کند که اعتبار اجتماعی و عمومی آن را کاهش می دهد. همین امر نیز سبب کاهش استقبال دانشجویان از آن شده و در نهایت همانگونه که در کشور ما اتفاق افتاده است همه تصور می کنند اگر برای تحصیل به رشته های فنی و مهندسی بروند می توانند معجزه کرده  همه عقب افتادگی های کشور را از میان بردارند در حالی که از سوی دیگر تصور می کنند رشته های علوم اجتماعی هیچ سود وکاربردی برای جامعه دارند.
اما باز هم به چالشی دیگر در انسان شناسی امروز اشاره کنم که چالش بين انسان‏شناسي نسل جديد و انسان‏شناسي نسل قديم است .گذاري كه در علوم اجتماعي در دهه 1960 در اروپا و پيش از آن در در آمريكای بين دو جنگ جهاني اتفاق افتاد  هنوز در ايران اتفاق نيافتاده است: هنوز بخش بزرگي از مردم‏شناسان ما تصور مي‏كنند كه مسائل اساسی فرهنگی که ما با آنها سروکار داریم مسائل روستايي و عشایری است، در حالي كه عشاير تنها يك درصد جمعيت ايران و روستاها کمتر از 35درصد جمعیت ايران راتشکیل می دهند و هر دو گروه جمعیتی نیز به شدت تحت تاثیر موقعیت های شهری هستند. ورود در هر رسایی به ما نشان می دهد  که چگونه عناصر زندگي شهري وارد زندگي روستايي شده ، روستاي امروز ديگر ربطي ندارد به روستايي كه حتي 10سال پيش می دیدیم ندارد . بنابراين يك چالش با این نسل گذشته است که نمي‏خواهد اين را متوجه شود كه مسائل ما امروز مسائل جديد است نه اينكه ما امروز مسائل روستايي نيست ولي حتي آن مسأله روستايي بايد به شكل جديدی بررسي شود . ما حتي در يك حوزه‏اي مثل فولكور هنوز يك گردآوري دقيق و سيستماتيك نداريم هنوز يك گردآوري انتقادی نداریم . متون اسلامي تاریخی ما متونی درخشان و بسيار قدرتمندي هستند ( برای مثال تعداد بی شماری سفرنامله های تاریخی – جغرافیایی ) اما در هیچ موردی یک چاپ انتقادی از آنها یافت نمی شود. در حالی که سالهاست چاپهاي انتقادی آنها  به زبان فرانسه و انگليسي موجودند. مروج الذهب مسعودي را ما می توانیم به انگلیسی و فرانسه همراه با انتقاداتش بخوانیم اما در فارسی چیزی معادل آن وجود ندارد. هيچ كس بر این متون کار انسان شناختی نکرده است. بنابراین می بینیم که دیدگاه قدیمی حتی در حوزه تخصصی خودش نیز نیاز به تغییری اساسی و ریشه ای دارد که آن را به موقعیت علمی نزدیکتر کند.   
اما چالش دیگری هم برای ما وجود دارد كه ما را در رابطه با سه سطح آموزشي و پژوهشي و علمي قرار می دهد:  سطح محلي، سطح ملي و سطح جهاني. دولت از يك طرف فشار مي‏آورد كه حضور علمی ما در سطح بين‏المللي افزايش یابد اما در عین حال هيچ ابزاري براي این افزايش حضور ايجاد نمي‏كند چنانچه می بینیم سفرهای بین المللی و کمکی که دانشگاه ها باید در این زمینه ها به اعضای خود بکنند هر چه بیش از پیش با دست اندازهای اداری همراه است. از این گذشته اغلب با مشکل محدودیت های مسائلی که می توان در سطح بین المللی مطرح کرد نیز مواجه هستیم که این نیز کار ما را مشکل تر می کند. مساله مقالات بین المللی که امروز به صورت یک معضل در آمده به دلیل نبود روابط بین المللی با مشکلی اساسی روبروست . برای آنکه چنین مقالاتی به انتشار برسند باید ابتدا دست به فعالیت های علمی مشترک و ایجاد روابط علمی زد و سپس انتظار چنین حضوری را داشت.  نتیجه آنکه اين گفتمان‏هاي متناقض باید کنار گذاشته شود تا ما بتوانیم بين سطح جهاني و  سطح ملي رابطه ای منطقی ایجاد کنیم و در مرحله بعد نیز بتوانیم مشکل رابطه میان سطح ملی و سطح محلی را از میان برداریم و از موقعیت تمرکزگرایانه کنونی در تهران بیرون بیاییم. سطح محلي بايد بتواند با سطح ملي يك پيوند خيلي عميق بخورد و از اين طريق با سطح جهاني. اين سه سطح بايد با هم متصل بشوند و بتوانند با هم كار كنند .
در همین رابطه ما باید راه حلی برای آنچه می توان آنرا دياسپواي علمي نامید بیابیم. انسان‏شناسان در نقاط مختلف جهان در دانشگاه‏هاي مختلف هستند ما بايد بتوانیم با همه ای گروه ها به يك همگرايي و يك توافق برسيم . اتفاقي كه الان دارد مي‏افتد اين است كه اينها به صورت خيلي غيرسازمان‏يافته خودشان می دهند و مي‏روند و كتابهايشان را آنجا منتشر مي‏كنند . من متأسفم كه انتشارات دانشگاهي ما چنين وضعي دارد ولي از اين متأسف ترهستم كه برخی از معتبرترین دانشگاه های امریکا و اروپا كتابهايي را درباره ایران منتشر مي‏كنند كه حتي در سطح كارهاي كارشناسي ما در كلاسهايمان نيست منتهي چون اينها به زبان انگليسي است و آنجا يك فردي ادعا دارد كه ايران را مي‏شناسد اين كتابها به اين صورت منتشر مي‏شود .
بزرگترين فاجعه‏اي كه ما در علوم اجتماعي داريم . اين است كه مركز مطالعات اجتماعی بر کشورمان در خود ایران نیست. اين يك موقعيت استعماري است براي اينكه ما چنين موقعيتي از لحاظ تاریخی بیابیم باید به عهد ویکتوریایی بازگردیم. امروز تعداد انسان‏شناسهاي ايراني كه خارج از ايران در دانشگاه‏هاي اروپايي و آمريكايي هستند بيشتر از ايران است .
امروز تعداد جامعه‏شناساني كه مطرح هستند در خارج از ايران بيشتر از ايران است. ما هنوز يك مجله بين‏المللي به زبان انگليسي نداريم و تنها مجله «مطالعات ایرانی» که رتبه آي‏اس‏آي    (
ISI
) را هم گرفته در امریکا منتشر می شود. به نظر من این واقعا اسباب شرمندگی است که مرکز مطالعات بر مسائل اجتماعی ما در خارج از ایران قرار داشته باشند. آن هم در آکادمی هایی که لزوما کار بهتری انجام نمی دهند . واقعیت این است که کارهای بسیار خوبی در ایران انجام می شوند اما ما از انتشار آنها به زبان انگلیسی که زبان بین المللی علم است غافل هستیم  همین نیز در سطح بین المللی ما را مجازات می کند.
در نهایت تصور من آن است که ما امروز در زمینه علوم اجتماعی به طور کلی و در زمینه انسان شناسی به طور خاص با موقعیت بالقوه بسیار خوبی سروکار داریم که باید بتوانیم از آن استفاده کنیم. این موقعیت به آن مربوط می شود که ما دارای مواد خام و نیروی انسانی و زمینه های لازم برای کار مطالعه اجتماعی هستیم و تنها باید برخی از مشکلات اساسی را که مانع انجام کارها هستند کنار بزنیم که مهم ترین این مشکلات باز هم تکرا می کنم تصدی گری دولتی از یک سو و اشرافیت دانشگاهی از سوی دیگر هستند.
خلاصه متن سخنرانی دکتر نناصر فکوهی دانشیار گروه انسان شناسی دانشکده علئوم اجتماعی در  همایش مسائل علوم اجتماعی ایران>  انجمن جامعه شناسی ایران، اردیبهشت 1385، متن کامل این سخنرانی به صورت یک مقاله علمی در مجله انجمن جامعه شناسی به انتشار خواهد رسید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 13:56  توسط مرادی زاده | 

 

چگونه فرزند خود را برای مدرسه آماده کنیم؟

نانسی پائولو - مهر ۱۳۸۲

می توان گفت ، هیچ ویژگی و مهارتی وجود ندارد که بچه‌ها برای پیشرفت در مدرسه به آن نیاز نداشته باشند. برخی از این ویژگی‌ها و مهارت‌ها عبارتند از : بهداشت خوب و سلامت جسمانی ، بلوغ فکری و اجتماعی ، مهارت های زبانی ، توانایی حل مسأله ، تفکر خلاق ، و اطلاعات عمومی درباره جهان .
در حالی که به فرزند خود کمک می‌کنید در هر یک از زمینه های یاد شده پیشرفت کند ، به خاطر داشته باشید که :
О میزان پیشرفت بچه‌ها متفاوت است.
О بعضی بچه‌ها در بعضی زمینه‌ها قوی ترند.
همچنین به خاطر داشته باشید که آماده شدن برای مدرسه ، تا حدی به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگی دارد. ممکن است مدرسه ای بخواهد ، کودک در گوشه ای ساکت بنشیند و الفبا بیاموزد و مدرسه دیگری انتظار داشته باشد ، دانش آموز با بچه های دیگر پیش برود.
به نظر می‌رسد ، بچه هایی که می‌توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند ، ازآمادگی بهتری برخوردارند. ممکن است شما دوست داشته باشید از مدرسه فرزند خود دیدن کنید و از انتظارات مدیر و معلمان مدرسه اطلاع یابید. و درباره اختلافات نظر خود با آن‌ها به بحث بپردازید. هر چند مدرسه‌ها در برنامه های خود اولویت های متفاوتی دارند ، اما بسیاری از مربیان درباره عواملی که در موفقیت دانش آموزان نقش به سزایی دارند ، هم عقیده اند. این عوامل عبارتند از :

بهداشت و سلامت جسمانی
کودکان به غذای خوب ، خواب کافی ، فضای مناسب برای بازی و مراقبت های پزشکی نیازمندند. اگر این امکانات برای بچه‌ها فراهم شود ، آن‌ها می‌توانند زندگی خوبی را شروع کنند و مشکلاتی را که در زندگی با آنها روبرو می‌شوند ، مانند ، ناراحتی های جسمانی و مشکلات یادگیری ، کاهش دهند.
بهداشت مطلوب برای بچه‌ها ، قبل از تولد و با مراقبت های پیش از زایمان آغاز می‌شود. مادران باردار ، در طول دوره بارداری حتماً باید به پزشک یا درمانگاه مراجعه کنند ، غذاهای مقوی بخورند ، از مصرف الکل ، توتون و مواد مخدر بپرهیزند و استراحت کافی داشته باشند. زنان بارداری که از مراقبت های پزشکی مناسبی برخوردار نیستند ، شانس تولد بچه هایی با ویژگی های زیر را افزایش می‌دهند :
О هنگام تولد وزن کمی دارند و امکان این که در طول زندگی با مشکلات جسمی و ناتوانی در یادگیری روبه رو شوند ، زیاد است.
О دچار آسم هستند.
О عقب افتادگی ذهنی دارند.
О دارای مشکلات گفتاری و زبانی هستند.
О قدرت تمرکز ذهنی ندارند .
О بیش فعالند.
اگر کودک شما برخی از این مشکلات را دارد و یا قبلاً داشته است ، هر چه زودتر با پزشک حوزه مدرسه یا نماینده های محلی خود مشورت کنید. بسیاری از جمعیت‌ها ، خدمات رایگان یا ارزان قیمتی برای کمک به شما و فرزندتان ارائه می‌دهند.
کودکان ، بعد از تولد نیز باید از بهداشت مناسب برخوردار باشند. یک رژیم غذایی خوب می‌تواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد. بچه های که در سنین مدرسه هستند ، اگر غذای خوب و مقوی مصرف کنند ، تمرکز بهتری در کلاس درس خواهند داشت. غذای آن‌ها باید شامل این مواد باشد : انواع نان ، غلات ، میوه ، سبزیجات ، گوشت ، مرغ ، ماهی و یا جانشین آن‌ها ( مانند : تخم مرغ ، لوبیا و نخود خشک شده ) ، شیر ، پنیر و ماست . بهتر است ، از خوردن چربی و شیرینی زیاد بپرهیزند. معمولاً بچه های 2 تا 5 ساله می‌توانند غذاهایی را مصرف کنند که بزرگ ترها می‌خورند ؛ البته در حجم کم تر. پزشک کودک شما یا درمانگاه‌ها ، توصیه های خوبی برای تغذیه کودکان و بچه های نو پای زیر 2 سال دارند.
بچه های پیش دبستانی ، به طور مرتب ، به معاینات پزشکی ، دندانپزشکی و واکسیناسیون نیازمندند. مراقبت های پزشکی به صورت دائمی به اندازه زمانی که بچه‌ها بیمار یا دچار صدمه جسمانی شده اند ، اهمیت دارد.
واکسیناسیون کودکان از حدود 2 ماهگی شروع می‌شود و آن‌ها را از ابتلا به 9 بیماری : سرخک ، اوریون ، سرخجه ، دیفتری ، کزاز ، سیاه سرفه ،

 

آنفلوانزا ، فلج اطفال و سل مصون می‌سازد. این بیماری‌ها ، می‌توانند صدمات جبران ناپذیری به رشد ذهنی و جسمی کودکان وارد آورند . معاینه دندان های کودکان نیز حداقل از 3 سالگی آغاز می‌شود و باید به طور مرتب ادامه یابد.
ایجاد فرصت هایی برای ورزش و رشد هماهنگ بدنی ، برای بچه های پیش دبستانی ، اهمیت خاصی دارد. آن‌ها همچنین برای تقویت ماهیچه های بزرگ بدن ، به تمرین هایی مانند : پرتاب توپ ، دویدن ، جهیدن ، بالا رفتن و حرکات موزون نیاز دارند. تمرین هایی که برای تقویت ماهیچه های کوچک بدن ، به خصوص ماهیچه های دست‌ها و انگشتان توصیه می‌شود ، عبارتند از : نقاشی با مداد رنگی ، درست کردن پازل ، کار با قیچی و باز و بسته کردن زیپ لباس ها.
کودکستان محل مناسبی برای پرداختن به این قبیل کارها و کسب مهارت است .
والدین که بچه های معلول دارند ، به محض برخوردن با هر گونه مشکلی ، باید خیلی زود به پزشک مراجعه کنند. رسیدگی به موقع به این بچه‌ها ، به رشد استعدادهای آن‌ها کمک می‌کند.

آمادگی اجتماعی و عاطفی
بچه‌ها معمولاً هنگام ورود به مدرسه بسیار هیجان زده هستند. آن‌ها در مدرسه با محیطی روبه رو می‌شوند که با محیط خانه یا حتی محیط پیش دبستان فرق دارد.
در مدرسه بچه‌ها مجبورند در گروه های بزرگ کار کنند و با بزرگسالان جدید و بچه های دیگر کنار بیایند . آن‌ها باید توجه و محبت معلم خود را با بچه های دیگر تقسیم کنند. برنامه روزانه آن‌ها نیز فرق می‌کند. اغلب بچه‌ها ، مدرسه را با مهارت‌ها ی اجتماعی و بلوغ عاطفی آغاز نمی کنند. این مهارت‌ها را می‌توان با دقت و تمرین کافی آموخت. اگر از قبل فرصت هایی برای رشد برخی ویژگی‌ها در بچه‌ها فراهم شده باشد ، آن‌ها شانس بیش تری برای کسب موفقیت در مدرسه دارند. این ویژگی‌ها عبارتند از :
اعتماد به نفس : بچه‌ها باید بیاموزند ، نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند و باور کنند می‌توانند موفق شوند. بچه هایی که اعتماد به نفس بالایی دارند ، وقتی دست به کاری جدید می‌زنند و بار اول موفق نمی شوند ، دست از تلاش بر نمی دارند.
استقلال : بچه‌ها باید بیاموزند ، کارهایشان را خود انجام دهند.
انگیزه : بچه‌ها باید خواهان یادگیری باشند و در آن‌ها انگیزه برای درس خواندن ایجاد شود.
کنجکاوی : بچه‌ها ذاتاً کنجکاوند و برای به دست آوردن فرصت های بیش تر یادگیری ، باید همان طور کنجکاو باقی بمانند.
پشتکار : بچه‌ها باید یادبگیرند ، کاری را که شروع کرده اند ، تمام کنند.
همکاری : بچه‌ها باید بتوانند با بچه های دیگر سازگار شوند ، معنای همکاری را بفهمند و نوبت را رعایت کنند.
خویشتن داری : بچه‌ها در دوره پیش دبستانی باید بفهمند که بعضی از رفتارها ، مانند ضرب و شتم ، ناشایست هستند و بیاموزند که برای نشان دادن عصبانیت ، راه های خوب و بد وجود دارد.
همدلی : بچه‌ها باید دیگران را دوست داشته باشند و یاد بگیرند به احساسات آنان اهمیت بدهند. والدین حتی بیش از مدرسه و مراکزی که وظیفه مراقبت از بچه‌ها را دارند ، می‌توانند به بچه‌ها درس همدلی بیاموزند.
اگر مایلید فرزندان شما چنین ویژگی های مثبتی پیدا کنند ، توصیه های زیر را به کار بندید :
• مهم نیست چگونه ، اما بچه‌ها باید حس کنند که شما از آن‌ها مواظبت می‌کنید:
بچه‌ها از آنچه از دیگران می‌بینند یا می‌شنوند ، تقلید می‌کنند . اگر والدین ورزش کنند یا غذای کافی بخورند ، بچه‌ها بیش تر تمایل پیدا می‌کنند این کار‌ها را انجام دهند. در صورتی که والدین با دیگران با احترام رفتار کنند ، بچه‌ها نیز یاد می‌گیرند به دیگران احترام بگذارند و اگر والدین در کارها مشارکت داشته باشند ، بچه‌ها می‌آموزند به خواسته های دیگران نیز توجه کنند.
• نسبت به مدرسه و یادگیری نگرش مثبت داشته باشید :
هر کودکی که پا به عرصه وجود می‌گذارد ، محتاج کشف و یادگیری است. اگر پدر و مادر خواهان پرورش این ویژگی‌ها در کودک خود هستند ، باید کنجکاوی اورا تحریک کنند. نشان دادن علاقه به آنچه کودکان انجام می‌دهند ، سبب می‌شود ، آن‌ها از دستاوردهای خود احساس رضایت کنند.
اگر والدین نسبت به رفتن فرزندشان به مدرسه هیجان زده باشند ، بچه‌ها نیز دچار اضطراب می‌شوند. هنگامی که فرزند شما می‌خواهد وارد کودکستان شود ، سعی کنید راجع به جاذبه های مدرسه با او صحبت کنید . با او درباره فعالیت های هیجان انگیزی که در مدرسه انجام می‌شود ، مانند گردش های علمی و کارهای هنری سرگرم کننده ، سخن بگویید و سعی کنید با علاقه و اشتیاق زیاد درباره آنچه که او در مدرسه خواهد آموخت ، مانند : خواندن ، نوشتن ، اندازه گیری کردن و وزن کردن ، حرف بزنید.
• برای فرزند خود ، فرصت هایی برای تمرین و تکرار فراهم کنید: سینه خیز رفتن ، ادای کلمات جدید و یا حتی نوشیدن یک فنجان چای ، نیاز

 

به تمرین دارد. بچه‌ها نه تنها از تکرار کارها خسته نمی شوند ، بلکه با انجام دوباره کارها آن‌ها را یاد می‌گیرند و اعتماد به نفس لازم را برای انجام کارهای جدید پیدا می‌کنند.

• در زندگی فرزندتان نظم و انضباط مناسبی برقرار کنید: همه بچه‌ها تا اندازه ای به محدودیت نیاز دارند. معمولاً بچه هایی که والدینی منضبط و در عین حال با محبت دارند ، از نظر مهارت های اجتماعی بهتر و عملکرد شان در مدرسه مثبت تر از بچه هایی است که والدین شان ، آن‌ها را زیاد محدود می‌کنند یا کاملاً آزاد می‌گذارند ، است . در این رابطه توصیه های زیر ضروری به نظر می‌رسند :
О در ضمن این که فعالیت های بچه‌ها را هدایت می‌کنید ، از ایجاد محدودیت های غیر ضروری و تسلط بر اوضاع بپرهیزند.
О هنگامی که از فرزند خود می‌خواهید کاری را انجام دهد ، برایش دلایل کافی بیاورید. برای مثال ، بگویید : لطفاً کامیونت را از روی پله‌ها بردار ، چون ممکن است پای کسی به آن بر خورد کند و پرت شود. نه این که بگویید : این کار را انجام بده ، چون من می‌گویم .
О به صحبت های فرزند خود گوش دهید تا به خواسته های او پی ببرید و این که آیا به کمک خاصی نیاز دارد یا نه ؟
О موقع عصبانیت ، عشق و علاقه و احترام خود را نسبت به فرزندتان نشان دهید. از کار او انتقاد کنید، نه از خودش . مثلاً بگویید : من دوستت دارم ، اما این صحیح نیست که روی دیوارها نقاشی بکشی . وقتی این کار را انجام می‌دهی ، من عصبانی می‌شوم.
О به فرزندتان در انتخاب راه و حل مشکلات کمک کنید. شما ممکن است از فرزند 4 ساله خود بپرسید : چه کار کنیم که دیگر کوین به اسباب بازی های تو دست نزند ؟
О مثبت نگر و مشوق کودک خود باشید. او را به خاطر کار نیک تشویق کنید. لبخند رضایت و تشویق شما ، بیش تر از تنبیه های سخت ، رفتار خوب را در کودکان شکل می‌دهد.
О اجازه دهید بچه‌ها خیلی از کارها را خودشان انجام دهند : کودکان به مراقبت زیادی نیاز دارند ، ولی کم کم یاد می‌گیرند که با انجام کارهایی مانند ، پوشیدن لباس و مرتب کردن اسباب بازی های خود ، مستقل شوند و اتکا به نفس خود را تقویت کنند. بسیار اهمیت دارد که در هر کاری به جای آن‌ها تصمیم گیری نکنید و اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند. به یاد داشته باشید ، فقط زمانی به آن‌ها حق تصمیم گیری بدهید که یک راه بیش تر وجود نداشته باشد.
فرزندان خود را تشویق کنید با بچه های دیگر بازی کنند و درکنار بزرگ ترهایی بمانند که از اعضای خانواده آن‌ها نیستند. بچه های پیش دبستانی به خصوص به این فرصت های اجتماعی بیش تر نیاز دارند تا یاد بگیرند که چگونه از دید دیگران به مسائل نگاه کنند. اگر بچه‌ها قبلاً تجربیاتی از برخورد و نشست و برخاست با بزرگسالان وبچه های دیگر داشته باشند، با معلمان و همکلاسی های خود سازگاری بیش تری خواهند داشت.

زبان و دانش عمومی
بچه‌ها در مدرسه در فعالیت هایی شرکت می‌کنند که نیازمند استفاده از زبان و حل مسائل هستند . بچه هایی که نمی خواهند و یا نمی توانند به راحتی با دیگران ارتباط بر قرار کنند ، در مدرسه با مشکلات متعددی روبرو می‌شوند. راه های زیادی وجود دارد که به بچه‌ها کمک کنید تا بیاموزند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند ، به حل مشکلاتشان بپردازند و کمک خود را از جهان پیرامون افزایش دهند. در این زمینه می‌توانید به توصیه های زیر عمل کنید.
О به فرزندان خود فرصت هایی برای بازی بدهید: بچه‌ها از طریق بازی می‌آموزند. بازی راهی طبیعی است برای آن‌ها تا بتوانند کشف کنند ، خلاق شوند و مهارت های علمی و اجتماعی خود را رشد دهند. بازی همچنین به آن‌ها کمک می‌کند ، مشکلات خود راحل کنند. بچه‌ها از طریق بازی با بلوک‌ها ، با هندسه ، اشکال و توازن آشنا می‌شوند و می‌توانند ضمن بازی با دیگران به سازگاری برسند.

О از بدو تولد با بچه های خود حرف بزنید: نوزادان نیازمند شنیدن صدای شما هستند. رادیو و تلویزیون نمی توانند جای شما را بگیرند ؛ زیرا آن‌ها قادر نیستند به غان و غون بچه‌ها پاسخ گویند. هر قدر با کودکان خود بیش تر صحبت کنید ، بعدها مهارت بیش تری در حرف زدن پیدا خواهند کرد . صحبت با بچه‌ها تنها فهم و درک آن‌ها را نیز از مقوله زبان و جهان پیرامون افزایش می‌دهد.

فعالیت های روزانه ، همچون خوردن شام و حمام کردن ، فرصت هایی گاه مفصل برای صحبت کردن درباره اتفاقات پیش آمده و پاسخ به سؤالات فرزندانتان فراهم می‌آورد. برای مثال :" اول درپوش راه خروجی آب را بگذار ، حالا شیر آب را باز کن. می‌بینم که می‌خواهی اردکت را در وان بگذاری . فکر خوبی است. نگاه کن اردکت زرد است ...."
О به حرف و خواسته های بچه های خود گوش کنید: بچه‌ها افکار ، احساسات ، شادی‌ها ، غم‌ها ، امید‌ها و ترس های مخصوص به خود را

 

دارند. برای رشد مهارت های زبانی ، آن‌ها را به حرف زدن تشویق کنید. گوش کردن بهترین راه برای پی بردن به افکار آن هاست و کشف آنچه که می‌دانند و آنچه که نمی دانند و همین طور چگونگی فکر کردن و آموختن آن‌ها . شما با این رفتار نشان می‌دهید که احساسات و عقاید آن‌ها ارزشمندند.
О از فرزندان خود سؤال کنید و به سؤالات آن‌ها پاسخ گویید: به خصوص به سؤالاتی که پاسخی بیش از بله و خیر دارند. برای مثال ، خیلی از بچه های 2 تا 3 ساله هنگام قدم زدن در پارک ، می‌ایستند و شروع به جمع آوری برگ‌ها می‌کنند. شما می‌توانید به آن‌ها نشان دهید که برخی از برگ‌ها شبیه به هم و برخی دیگر متفاوتند. می‌توانید از بچه های بزرگ تر سؤال کنید که چه چیزهای دیگری روی درختان می‌رویند.
سؤال کردن به بچه‌ها کمک می‌کند ، یاد بگیرند اشیای گوناگون را مقایسه و یا طبقه بندی کنند. به سؤالات آن‌ها با تأمل پاسخ دهید و در صورت امکان تشویقشان کنید ، پاسخ سؤالاتشان را خودشان پیدا کنند. در صورتی که پاسخ سؤالی را نمی دانید ، بگویید نمی دانم و سعی کنید به کمک فرزندتان جواب آن را بیابید.
О هر روز با صدای بلند برای فرزند خود کتاب بخوانید : خواندن می‌تواند از بدو تولد آغاز و تا پیش از دبستان ادامه یابد. ممکن است فرزندتان مفهوم داستان یا شعری را که می‌خوانید ، درک نکند ، ولی برای او فرصتی به وجود می‌آید تا زبان یاد بگیرد ، از موسیقی صدای شما لذت ببرد و به شما نزدیک شود. لازم نیست حتماً خواننده ای بی نظیر باشید تا فرزندتان از خواندن شما و از با شما بودن لذت ببرد. گاهی می‌توانید فرزندتان را به کتابخانه ای عمومی ببرید تا از کتاب های داستان آن جا لذت ببرد.
О مواد خواندنی را در دسترس کودکتان قرار دهید: اگر کتاب و مواد خواندنی در دسترس کودکان باشد ، علاقه آن‌ها به زبان آموزی و یادگیری رشد سریع تری خواهد داشت.
О برنامه تماشای تلویزیون فرزندتان را کنترل کنید: تلویزیون ، پس از پدر و مادر ، معلمی است که تأثیر بسیاری بر فرزندان ما دارد. برنامه های تلویزیونی خوب قادرند بچه‌ها را وارد دنیای تازه ای کنند و یادگیری آن‌ها را افزایش دهند. اما برخی برنامه های تلویزیونی زیان آورند و زیاد تماشا کردن تلویزیون هم می‌تواند بسیار مضر باشد.
О در بر خورد با توانایی‌ها و علایق کودکان خود واقع بین باشید: اگر ارزیابی درستی از توانایی فرزندتان داشته باشید ، او در مدرسه عملکرد بهتری خواهد داشت . باید استانداردهای مهم را بشناسید . بچه های پیش دبستانی خود را برای انجام کارهای جدید تشویق کنید. اگر بچه‌ها به مبارزه با مشکلات خوانده نشوند ، خسته خواهند شد. بچه های که خیلی زود کنار گذاشته می‌شوند و یا انجام کارهایی از آن‌ها خواسته می‌شود که علاقه ای به آن‌ها ندارند ، مأیوس و سرخورده می‌شوند. اجازه ندهید فرزندانتان ؛ القاب ناشایست داشته باشند. القابی مانند " ابله " یا " کودن " تأثیر منفی زیادی بر اعتماد به نفس و عملکرد آن‌ها می‌گذارند. به یاد داشته باشید بچه هایتان را برای انجام کارهای خوب تشویق کنید.
О فرصت هایی برای کار و مشاهده بیش تر فراهم کنید: بچه‌ها هر اندازه تجربه بیش تری به دست آورند ، بیش تر درباره جهان اطراف خود می‌آموزند. مهم نیست کجا زندگی می‌کنید. جامعه می‌تواند زمینه تجربیات جدیدی را فراهم کند. در محله های اطراف قدم بزنید و با اتوبوس به جاهای گوناگون بروید. از موزه‌ها ، کتابخانه‌ها ، باغ و حش‌ها و جاهای دیگر دیدن کنید.
اگر در شهر زندگی می‌کنید ، روزی را در حومه شهر بگذرانید و اگر در حومه زندگی می‌کنید ، روزی را در شهر سپری کنید. به بچه های خود اجازه دهید به موسیقی گوش کنند ، بنوازند و نقاشی کنند. از آن‌ها بخواهید در فعالیت هایی که به رشد قوه تخیل آن‌ها کمک می‌کند ، شرکت کنند و بتوانند به بیان عقاید و احساسات خود بپردازند.
منبع

Helping your child get ready for school Nancy Paulu , June 1993

مجله رشد معلم ، مهر 1382

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 13:53  توسط مرادی زاده | 

ورود به دنياى مردانه درباره بلوغ پسران

 

بلوغ فرآيندى تدريجى و هنجار است كه طى آن بدن كودك شروع به رشد و تغيير مى كند و به تدريج به فردى بزرگسال و بالغ تبديل مى شود. اگرچه دخترها و پسرها در سنين مختلفى دوران بلوغ خود را طى مى كنند، ولى بسيارى از ويژگى ها و خصوصيات آنها كاملاً مشترك و يكسان است. آنها اغلب از تغييراتى كه در بدن شان رخ مى دهد، هم احساس شادى مى كنند و هم دچار سرگردانى و تشويش مى شوند.

تغييرات دوران بلوغ به طور ناگهانى و هم زمان ظاهر نمى شوند، بلكه تابع نظم معينى هستند كه طى چند سال رخ مى دهند. اين تغييرات سه مرحله عمده دارند كه عبارتند از: الف- مرحله پيش از بلوغ (۱۳ _ ۱۱سالگى)؛ كه در هر دو جنس به وسيله صفاتى مثل رشد سريع اندام ها، رشد صفات ثانويه جنسى (رشد سينه ها در دخترها، رشد بيضه ها در پسرها)، رشد غدد تناسلى، روئيدن مو در ناحيه شرمگاهى و زير بغل قابل مشاهده است. ب- مرحله بلوغ (۱۵_ ۱۴سالگى)؛ كه طى آن سرعت رشد كم مى شود و به تدريج صفات جنسى بارز مى شوند. براى مثال، تغيير صدا و وجود اسپرم در ادرار پسرها و رشد سينه ها و اولين پريودهاى ماهيانه در دخترها. پ- مرحله پس از بلوغ ( ۱۹ _ ۱۶سالگى)؛ كه نوجوان به رشد كامل خود رسيده است و طى آن غده هاى جنسى و اندام هاى تناسلى توانايى توليد مثل كردن را يافته اند.

تغييرات جسمانى ناشى از بلوغ پسرها

دوره بلوغ براى پسرها با پيدايش صفات ثانويه جنسى شروع مى شود و تا بلوغ كامل جنسى ادامه پيدا مى كند. در اين دوره بدن پسرها شاهد تغييرات جسمى، ذهنى، روانى و رفتارى گوناگونى مى شود كه گاه خود آنها را دچار سردرگمى مى كند. ترتيب كلى تغييرات جسمانى ناشى از بلوغ در پسرها عبارت است از: رشد غلاف بيضه و بيضه ها، رشد اندام هاى مختلف بدن، رشد آلت تناسلى، رويش موى زير بغل، بم شدن صدا، رويش موى شرمگاهى، نخستين انزال هاى شبانه

اين تغييرات معمولاً ۵ _ ۲ سال طول مى كشد و هر نوجوانى نيز اين دوره را طبق ويژگى هاى ژنتيكى خود پشت سر مى گذارد. برخلاف دخترها كه هنگام تولد تمام سلول هاى فوليكول تخمك هاى خود را دارا هستند، پسرها با سلول هاى تخم (اسپرم) خود به دنيا نمى آيند، بلكه هنگام بلوغ هورمون هاى متعددى بر بدن آنها تاثير مى گذارد تا اسپرم به تدريج به وجود آيد. (هورمون ها مواد شيميايى قوى اى هستند كه توسط غدد درون ريز مثل غدد جنسى، لوزالمعده، هيپوفيز، تيروئيد و غدد فوق كليوى در بدن ساخته مى شوند. اين غدد، هورمون هايى را در جريان خون ترشح مى كنند كه مى توانند در سرتاسر بدن تاثير گذارند.) اسپرم در بيضه ها توليد مى شود و اين عمل تا آخر عمر نيز ادامه خواهد يافت. مايع هاى ديگرى نيز هم زمان با اسپرم در بدن پسرها توليد مى شود كه هنگام انزال از مجراى ادرارى آنها دفع مى شود.

زمانى كه بدن پسرها شروع به توليد اسپرم مى كند، معمولاً نخستين انزال شبانه نيز رخ مى دهد. اين انزال ها به صورت غيرارادى و در هنگام خواب است و ارتباطى به ارضاى جنسى نيز ندارد. اگر پسرها براى چنين حالتى آمادگى ذهنى نداشته باشند، ممكن است از تجربه كردن انزال هاى شبانه خود دچار نگرانى و هراس شوند. در حالى كه اين امر كاملاً طبيعى است و اگر والدين_ به ويژه پدرها _ شرايطى به وجود آورند كه فرزند پسرشان بتواند به راحتى درباره اين گونه مسائل خود با آنها صحبت كند، مى توانند اطمينان داشته باشند كه اطلاعات غلط و اشتباهى از منابع غيرمعتبر كسب نمى كند. پدر و مادر مى توانند با تهيه كتاب هاى علمي_ پزشكى ساده و در دسترس گذاشتن آنها، شرايطى به وجود آورند كه فرزند پسرشان بتواند جواب پرسش هاى گوناگون خود را در اين زمينه از منبعى معتبر، علمى و سالم به دست آورد. اغلب پسرها بعد از اين مرحله (۱۶ _ ۱۵سالگى) توانايى بارور كردن و صاحب فرزند شدن را دارند. پس بهتر است والدين فرزند پسرشان را از اين موضوع آگاه سازند.

تغييرات هورمونى ناشى از بلوغ

تغييرات هورمونى در بدن پسرها باعث بروز بلوغ و آثار جانبى ناشى از آن مى شود. اين هورمون ها از غده هيپوفيز (واقع در مغز) و نيز غدد جنسى (بيضه ها) ترشح مى شوند و با تاثير گذارى بر ساير غدد بدن سبب رشد و تكامل اندام هاى جنسى، بروز صفات ثانويه جنسى و رشد بدن مى شوند. در دوره بلوغ هورمون هاى جنسى (تستوسترون) به تدريج افزايش پيدا مى كنند و در ۱۷ _ ۱۶ سالگى به نهايت ترشح خود مى رسند و از آن پس به آهستگى كاهش مى يابند تا در بزرگسالى به ميزان معينى برسند.

تغييرات خلقى ناشى از بلوغ

اغلب خانواده هايى كه داراى يك و يا دو نوجوان تازه بالغ شده هستند، با تغييرات و نوسانات خلقى اين دوره، كاملاً آشنا هستند. نوجوان در يك لحظه غمگين، در لحظه اى ديگر شاد و سرمست و لحظه اى ديگر بسيار منطقى و معقولانه رفتار مى كند. هيچ روش ساده اى براى مقابله با اين گونه نوسان هاى خلقى نوجوانان وجود ندارد، تنها دانستن اين واقعيت كه همگى نوجوانان از اين مرحله عبور مى كنند و به تدريج داراى خلق با ثبات و پايدار مى شوند، تا حد زيادى مى تواند از نگرانى ها و گرفتارى هاى آنان بكاهد و به آنها آرامش فكر بدهد.

بديهى است زمانى كه نوجوان دچار نوسان خلق مى شود، بايد با او صبورانه رفتار كرد، راه هاى ارتباط كلامى را باز نگه داشت و حمايت و راهنمايى احترام آميز خود را از آنان دريغ نداشت.

تغييرات رواني_ اجتماعى ناشى از بلوغ

از آنجايى كه سرعت تغييرات جسمانى ناشى از بلوغ به اندازه اى است كه يك نوجوان نمى تواند احساسات و افكار خود را با همان سرعت با آن سازگار نمايد، مى تواند تاثير فراوانى بر خودپنداره او گذارد و باعث نگرانى و آشفتگى فكرى او شود. پژوهش هاى مختلفى نشان مى دهند كه احساسات نوجوان در مورد خودش، با احساس او درباره بدنش رابطه اى مستقيم دارد. اغلب نوجوانان پسر براى داشتن اندامى متناسب، چهره اى جذاب و قدى متعارف چنان اهميتى قائل هستند كه گاه موقعيت اجتماعى خود را براساس آنها ارزيابى مى كنند. پسرهاى تازه بالغ در آغاز شروع تغييرات جسمانى خود رضايت چندانى نسبت به ظاهر خود ندارند، و اين احساس تا زمان آشنايى كامل آنها با توانايى ها و محدوديت هاى بدنى شان ادامه دارد. ولى به تدريج كه روند تغييرات كاهش مى يابد، نوجوان نيز خود را با اين دگرگونى ها سازگار مى كند و عملكردهاى خود را با شيوه هايى كه از نظر اجتماع مقبول و پذيرفته شده است، هماهنگ مى سازد.

راهكارهايى براى والدين

بلوغ دوره بحرانى گذر از كودكى به بزرگسالى است كه مى تواند رابطه بين والدين و فرزندان را تحت الشعاع قرار دهد. بيشتر پدر و مادرها از بحران ها و آشفتگى هاى دوران بلوغ آگاه هستند. بلوغ موجب مى شود كه نوجوان به گونه اى متفاوت رفتار و احساس نمايد، نگاهش نسبت به جهان تغيير كند و رابطه اش با اطرافيان دستخوش تحولات زيادى شود.

نوجوانى كه زود بالغ مى شود، در عين آن كه از مشاهده رشد خود نسبت به همسالانش احساس غرور و شادى مى كند، گاه نيز دچار نگرانى و سردرگمى مى شود و دوست ندارد كه از دوستانش خيلى بزرگتر (به لحاظ جثه و اندام) باشد. از طرف ديگر، نوجوانى كه دير بالغ مى شود، ممكن است در برابر همسالان بالغ شده خود احساس حقارت و كوچكى كند. پژوهش هاى مختلفى نشان مى دهند، پسرهايى كه زود بالغ مى شوند به دليل آن كه زودتر به عنوان يك فرد بالغ پذيرفته مى شوند، اعتماد به نفس بيشترى دارند. مشكل اين گروه تنها اين است كه دوره كودكى كوتاهى داشته اند. از طرف ديگر، پسرهايى كه دير بالغ مى شوند، اغلب دچار ضعف تعاملات اجتماعى هستند و همين امر موجب خود كم بينى و دشوارى هاى گوناگونى در زمينه روابط اجتماعى شان مى شود.

نكته قابل ذكر آن كه تغييرات ناشى از بلوغ را نبايد تنها عامل تبيين ويژگى هاى روانى _ اجتماعى نوجوانان دانست. به عبارت ديگر، عوامل زيادى بر نوجوانى كه دوران بلوغ خود را طى مى كند، تاثير مى گذارند كه هر يك به تنهايى در تعامل با ديگر عوامل مى توانند تغييرات زيادى در رشد فكرى _ ذهنى و روانى آن گذارند. از آن جايى كه نوجوانان درصدد كسب هويتى مستقل هستند، به تدريج اختلاف ها و تعارض هايشان با پدر و مادرشان شروع مى شود، كه البته در بيشتر موارد وجود پيوندها و وابستگى هاى عاطفى عميق و صميمانه در خانواده موجب مى شود كه اين مشكلات و مسائل حل شود و تحت كنترل درآيد.

براى نوجوانان ۱۶ _ ۱۳ ساله هيچ چيز ارزشمندتر از پذيرش بى قيد و شرط آنان از سوى والدين و اعضاى خانواده شان نيست. بيشتر پسرهاى تازه بالغ در تلاشند كه به نظر ديگران سرسخت بيايند، در حالى كه بيشتر از هر زمانى به امنيت و رابطه اى صميمى با اطرافيانشان احتياج دارند. بهترين شيوه براى كمك به آنها، يافتن روش هاى سالم برون ريزى هيجانى است. پسرها مى توانند براى هدايت انرژى هاى دوران بلوغ خود برنامه ريزى هاى متنوعى داشته باشند. فعاليت هاى ثابتى به آنها واگذار شود، امكان آموزش هاى مختلفى در اختيارشان گذاشته شود، شغل و كارى در حد توانشان به آنها داده شود و به آنها بياموزيم كه چگونه از اوقات فراغت خود استفاده كنند. آشفتگى هاى ذهنى و نوسانات خلقى خود را چگونه كنترل كنند. از جمله مى توانند به رژيم غذايى خود توجه كنند، نفس هاى عميق در هواى آزاد بكشند، به پياده روى بپردازند، ورزش كنند، از روش هاى آرام سازى عضلانى استفاده كنند و...

اغلب نوجوان ها در حدود ۱۷ _ ۱۶سالگى توانايى فكر انتزاعى، برنامه ريزى، مسئوليت پذيرى و آينده نگرى را به دست آورده اند و مى توانند بسيارى از تغييرات ناشى از بلوغ را بپذيرند. والدين در اين مرحله تنها كمكى كه مى توانند به نوجوانان خود بكنند آن است كه محيط خانه را تبديل به محيطى آرام و به دور از تشويش ها و مشاجرات گوناگون نمايند تا نوجوان بتواند در كمال آسودگى تنش ها و استرس هاى ناشى از اين دوره را با كمترين آسيب جسمى و روحى اين دوران به كمك والدينش حل كند. در اواخر نوجوانى (۱۹ _ ۱۸ سالگى) اين طور به نظر مى رسد كه خانواده تا حد زيادى به آرامش رسيده است. نوجوانان در اين دوران نسبت به باورها، ارزش ها و ديدگاه هاى پدر، مادر و خانواده شان مطيع تر مى شوند و به طور جدى تر به آينده فكر مى كنند. نوجوانان پسر خواستار برقرارى ارتباط بيشتر با ساير بزرگسالان هستند. آنها نياز دارند كه با ديگر مردان جامعه آشنا شوند تا با آنان مردانه رفتار كنند. آنها مى خواهند در جريان زندگى واقعى قرار گيرند. آنها مى خواهند تا ماهيت روشنى از نقش هاى مردان برايشان ترسيم شود

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:1  توسط مرادی زاده | 

بنام خدا

بلوغ جنسی مناسب ازدواج موضوعی ساده نیست.

***********************************************

1.      مرد و زن در ازدواجهای خوب واجد پنج بلوغ بوده اند :                            شخصیتی/ عاطفی/ اجتماعی/ مالی/ جنسی

2.      برای بلوغ مالی مناسب ذکر شد که پسر یا دختر باید مدیریت مالی در دوران مجردی داشته باشد یعنی بداند چقدر پول دریافتی دارد و با چه نسبتی در چه مخارجی صرف میکند.

3.      حتما زمانی به خواستگاری بروید که وضع هزینه های رایج در کشور را از نزدیک لمس کرده باشید ولو به شکل امتحانی هم که شده نحوه خرید در یک فروشگاه زنجیره ای و حول و حوش قیمتها را بدانید.

4.      بحث از مسائل جنسی به علت بافت حساس بومی ما لازم است که با نهایت دقت طرح شود اما این دقت نباید به قیمت جهل و نا آگاهی مردم تمام شود.

 

خانمی 37 ساله ، مترجم و شاغل ، با خانواده ای خوب ،  قصد ازدواج دوم داشتند . لازم است که علت طلاق او در زندگی زناشویی اولشان روشن شود که مبادا در رابطه زناشویی دوم نیز از همانجا ضربه بخورند. وی اظهار داشت که شوهر اولش گرچه بسیار مرد خوب و مهربان و پولداری بود اما توان جنسی لازم برای زندگس زناشویی را فاقد بود و گرچه دو سال با کلی دکتر و کلینیک و ...با هم زندگی کرده بودند اما نتیجه بخش نبوده و زندگی جنسی این زوج  در حد صفر بوده است. متاسفانه پروسه اداری طلاق این دو نفر هفت سال طول کشیده است زیرا مرد ناتوان از ترس بر ملا شدن عیبش حاضر به طلاق نبوده و بارها و بارها دادگاه این زن را برای حصول ادله لازم و... برده و اورده است و نهایتا وقتی بهترین دوران جوانی او گذشت است ، طلاق صادر شده است.

اهمیت بحث امروز ما از اینجا شروع میشود که گاهی اوقات دردهایی را زنان و حتی مردان به دوش میکشند که نزد مشاور و وکیل و قاضی قابل طرح نیست . یعنی کمتر کسی رویش میشود که از انحراف جنسی همسرش صحبت کند و بیشتر با شکایت ناسازگاری و عدم تفاهم مراجعه میکنند.

موضوع سکس ، بلا شک اصلیترین کارکرد زناشویی در مراحل اولیه محسوب میشود . گرچه شاید کسانی که زندگی را خیلی رنگارنگ و رویایی میبینند ، از این قسمت صحبت جدی من روی ترش کنند اما این باعث نمیشود که خود را به نفهمی بزنند. محققین بهداشت روانی کشور در بررسیهای دقیق خود اعلام کرده اند که  بعد از اعتیاد ، مسائل جنسی ، بزرگترین عامل اختلافات زناشویی و طلاق در ایران محسوب میشود.بنابراین تسامح در ورود به این مباحث به این معنیست که ما در برابر ویروسی به این خطرناکی که کیان خانواده ایرانی را مورد حمله قرار داده است ، به حیا بنشینیم!

ازسویی در مشی پیشوایان دینی خود به ویژه شخص رسول اکرم ، کرارا مشاهده میکنیم که اصحاب و مومنین را با دقتی حیرت آور به رعایت تکالیف زناشویی جنسی  صحیح راهنمایی میکنند. این دقت نظر شارع به ما میرساند که قوای جنسی اولا مطرود نیست ثانیا حقوق و تکالیف جنسی مشخصی برای انسان وجود دارد.

از دیدگاه بیولوژیک و روانشناسی نوین  نیز رفتار جنسی انسان بسیار در سایر رفتارهای او دخیل است.

ورود ما به این بحث از الگوی زیر تبعیت میکند :

·       در کشور ما آموزش رفتار جنسی صحیح وجود ندارد و اگر هم جایی هست بسیار محدود است. در حالیکه در بسیاری از کشورهای دنیا حداقل به خاطر پیشگیری از بیماریهای مقاربتی ، از سنین دبیرستان و حتی کمتر، در متون درسی دانش آموزان ، سرفصلهایی در ارتباط با سکس و راههای پیشگیری از بارداری گنجانده شده است ، در کشور ما خوشبختانه به تصویب مجلس محترم  از سال 77، آموزش پاره ای از آگاهیهایی از این جنس برای دانشجویان الزامی اعلام شده است . در نظر داشته باشید که در کشور جوان ما 49 میلیون نفر زیر 35 سال زندگی میکنند و به جز اندکی دانشجو بقیه جوانان و نوجوانان ، از کجا به آگاهیهای جنسی دست می یابند؟ از بازار سیاه!

·        مشتری بسیاری از کتب غیر علمی و فیلمهای پورنوگرافیک و مجلات مبتذل و... مگر غیر از فرزندان همین خاک هستند؟ یعنی شما فکر میکنید که شبکه های فساد جهانی و داخلی ، دست از بازار عالی تشنگی جنسی مردم ما به همین راحتی میکشند؟؟؟ در جایگاه مدرس دانشگاه و مشاور بهداشت روانی برداشت من این است که وقتی ما و سایر مسولین ، اقدام به تغذیه علمی جوان  از نظر سوالات جنسی نکنیم ، هستند سوداگرانی که با شبیخون فرهنگی خود از این جهل و عطش نهایت سود آوری را به یغما میبرند. و فاجعه اینجاست که اطلاعات غلط جنسی از طریق همین فیلمها و... به ذهن جوان راه می یابد و دیگر به این راحتی نمیشود ذهن او را پاک کرد

·       بزرگترین مشکل ما به ویژه با زوجهای جوان چیست؟ اکثر زنان و مردان نه حقوق جنسی خود را میدانند نه تکالیف جنسی خود را.

·       هر مرد و زن حق دارد در رابطه زناشویی خود به بهره وری و ارضای جنسی برسدو موظف است که همسر خود را به ارضای جنسی برساند.کم نیستند زنانی که حتی نمیدانند اوج لذت جنسی یعنی چه.نگرانی ما اینجاست که فرهنگ غالب ما به مرد وضایفش را تاکید نمیکند و زنی که در زندگی زناشویی خود بیشتر سرویس بدهد تا اینکه دریافت کند ، کم کم دچار علائم اضطراب و پرخاشگری و...میشودمردی هم که زنش فاقد توانمندی مناسب جنسی باشد دچار علائم مختلف رفتاری نظیر پرخاشگری و بی حوصلگی و... میشود.ببینید اگر بین این زن و مرد دعوایی رخ دهد هرگز حتی خودشان هم بعید است که بدانند به خاطر عدم کفایت جنسی است که دعوا کرده اند نه مثلا خرج خانه و بی احترامی

·       مردم ما به طور سنتی از ورود به اینگونه مباحث حتی در جوامع شهری ابا دارند. ما دیده شده که در خلوت خود در لطیفه های خود و در ادبیات خود ردی اشکار از مسائل جنسی را نمایان میسازند پس اینقدر هم که موضوع را پنهان میکنیم هم موضوع بی اهمیت نیست.

·       در بحث ازدواج بسیار مهم است که فرد بداند چقدر نیاز جنسی دارد .افراد به طورکلی در طیفی قرار میگیرند از نیاز کم تا زیاد.هیچ کدام از این افراد نیز از این حیث بد و خوب نیستند ، تنها متفاوتند.اما اگر فردی با مزاج جنسی گرم با فردی سرد وصلت کند حتما این دو دچار مشکل خواهند شد زیرا فرد گرم به دیگری اتهام بی تفاوتی خواهد زد و فرد کم نیاز نیز به همسر خود اتهام سطحی بودن و اسیر غرایز میزند درحالیکه هیچ کدام اگر ازدواجی درست کرده بودند این اتهامات را نمیخوردند.

·       انجام صحیح رفتار جنسی مستلزم این است که مرد و زن مقداری با کارکرد جنسی خود و جنس مخالف آشنا باشند و این آگاهی را نه از طریق خاله شمسی (!) بلکه از طریق صحیح علمی آموخته باشند . زیرا انتقال سینه به سینه این آموزشها به طور سنتی باعث خطاهای بسیاری شده است که بعضا غیر قابل اصلاح میباشد.

·       زن و مرد باید بدانند که سکس خوب احتیاج به صبر و تلاش فراوان دارد و اگر زن و مرد در این زمینه زحمت بکشند، بسیاری از درگیریهای رایج خانواده ها در منزل ایشان راه نخواهد یافت.

·       متاسفانه بعضی زنان از مردان خود گله مبکنند که فیلمهای ناشایست در منزل خود میبینند.چنین رفتاری بسیار به امنیت جنسی زناشویی آسیب میزند و متاسفانه اکثر مردانی این چنین از عواقب اخلاقی این کار و ضزبه روحی وارده به زن خود غافلند .حداقل برداشت زن از شوهری اینگونه ، ضعف شخصیتی و بی ارادگی و هوسبازی است.

·       بسیاری از زنان با شخصیت کشور ما نیز به عنوان فداکاری و حیا قربانی تله های زناشویی میشوند. همه مردان از اینکه در زندگی جنسی خود موفق باشند ، به سرور درونی میرسند. شما به مرد خود یاد بدهید که حقوق شما را رعایت کند. رسول گرامی اسلام زنانی را در امت خود برتر خطاب میکند که در بیرون از منزل باحیا و در خلوت  جنسی زناشویی بی حیا باشند. یعنی رفتار جنسی بین زوجین باید چنان باشد که دیگر عطشی برای غیر باقی نمانده باشد .

·       بسیار مناسب است که زوجین برای مبتلا نشدن به روزمرگی جنسی در ازدواج ، از خلاقیت خود بهره بگیرند و فانتزی مناسب همسر خود را در بیابند.

·       حساسیت این بحث نباید مانع از انجام وظیفه شما به عنوان همسر شود.لطفا رودربایستی را با همسر خود کنار بگذارید و نیازهای خود را به او اعلام بدارید وگرنه با خودخوری و سکوت، تبدیل به آدمی نق نق زن میشوید که اساس زندگی را به خطر خواهید انداخت.یا خدای ناکرده به روایط خارج از ازدواج کشیده میشوید.

·       در کشور ما یکی از علل اعتیاد به مواد اپیویید( تریاک ) این تصور غلط است که تریاک توان جنسی را افزایش میدهد و لذا بسیاری از جوانان معتاد به این علت است که به دام افتاده اند پس لازم است که در این زمینه خرافه زدایی انجام شود

·       بنابراین بلوغ جنسی تنها به ابن معنا نیست که پسر در 15 سالگی و دختر در 9 سالگی بالغ میشوند بلکه به این معناست که هر کس نیازهای جنسی خود و توقعات جنسی خود را بشناسد، بداند که حقوق جنسی او چیست؟ و بداند که تکالیف جنسی او در برابر همسرش کدام اند؟ اینکه چگونه بفهمم که فرد مورد علاقه من سرد مزاج است یا گرم مزاج به معنای گستاخی و روابط پیش از ازدواج نیست.بلکه از نوع آراستگی ظاهری ، صحبتها و شوخیها ، حتی مطالعات و هنر پیشه محبوب نامزدتان میتوانید به طور کلی بفهمید که او چه تیپ جنسی دارد.از سویی در مراحل جدی قبل از ازدواج بعضی از سوالات بالا را میتوانید با حفظ رعابتهای گفتاری با او مطرح کنید وگرنه باید پس فردا در مطب مشاوره به این کار مبادرت بورزید.

·       خلاصه آنکه داشتن زندگی جنسی مناسب با نیازهای شما ، حق شماست و به بهانه تفاهم و ... از حق خود نگذرید زیرا از درون شما را فرسوده خواهد کرد و فراموش نکنید که  کارکرد اصلی ازدواج به ویژه در دوران قبل از فروکش توان جنسی ، مسائل جنسی است و این به این معنا نیست که مسائل مهمی چون صمیمیت و صفا مهم نیست بلکه بدین معناست که شما ازدواج کرده اید که تمابلات جنسی خود را باعشق و تعهد در اختیار یک نفر قرار دهید پس قرار اول یادتان نرود.زیر نقاب حیا ، از حق خود مگذرید .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 12:45  توسط مرادی زاده | 
ویژگیهای نوجوان نوجوانی اغلب به عنوان دوره ی بین بچگی وبزرگسالی تعریف میشود. گرچه بعضی از مو لفین نوجوانی رامساوی بلوغ جنسی ودوره ی تغییرات فیزیکی که اوج آن درتکامل ورسیدگی در تولید مثل است می دانند. ● تعریف نوجوانی از نظر دائره المعارف بریتانیکا نوجوانی اغلب به عنوان دوره ی بین بچگی وبزرگسالی تعریف میشود. گرچه بعضی از مو لفین نوجوانی رامساوی بلوغ جنسی ودوره ی تغییرات فیزیکی که اوج آن درتکامل ورسیدگی در تولید مثل است می دانند. ولی اغلب نوجوانی بامفاهیم روانی اجتماعی تعریف میشود مثلا" شروع ان با بلوغ جنسی وخاتمه مبهم ونا مشخص آن بزرگسالی است این واژه برچسب مناسبی جهت دوره ای از زندگی فرد( تقریبا" بین سنین ۱۲ _ ۲۰ سالگی) می باشد وچنین استعمالی هیچ گونه قید وتعریفی درباره ی خصو صیات رشد نوجوانها یاعلل اختصاصی نوجوانی ندارند. هر دوره ای از زندگی را میتوان بر مبنای پاره ای از مسایل رشدی نظیر:مسایل بیولوژیکی*_روانی واجتماعی دسته بندی کرد از جمله ی آنها که به طور مشخص ولی نه الزاماً درطی دهه ی دوم زندگی اتفاق می افتد ارتباطات با جنس مخالف آگاهیهای شغلی رشد ارزشها و خودمحوریهای مسئولانه وباز شدن گره های عاطفی باوالدین است ● ویژگیهای نوجوانی به عنوان یک واقعیت دوره ی نوجوانی را باید یک مرحله ی بسیار مهم از زندگی تلقی کرد دوره ای که با ویژگیهایش از سایر دوران زندگی متمایزمیشود این خصوصیات از: ▪ نوجوانی یک دوره ی مهم به شمار می رود گرچه همه ی دوران عمر مهم است ولی برخی از انها مهمتر از سایرین میباشد زیرا این دوره دارای تاثیرات ناگهانی بر رفتار ودیدگاه فرد می باشد با در نظر گرفتن اینکه سایر دوره های زندگی به دلیل تاثیرات دراز مدت آن پر معنی و قابل توجه هستند لیکن دوره ی نوجوانی یکی از دوره هایی است که از هر دوره جنبه تاثیرات ناگهانی و دراز مدت برخورداروقابل توجه است برخی ادوارزندگی به دلیل تاثیرات فیزیکی و بدنی با اهمیت وبرخی دیگر از لحاظ تاثیرات روانی قابل اعتنا هستند لیکن نوجوانی از هر دو جهت مهم می باشد در بحث و برسی تاثیرات بدنی نوجوان(( تانر)) گفته است: ((برای اکثریت اشخاص جوان سالهای۱۲ تا۱۶ پر حادثه ترین سالهای زندگی آنها می با شد تا آنجا که رشد وتحول آنها با نگرانی آمیخته است مسلماً در طول زندگی جنینی واولین یا دومین سال پس از تولد رشد باز هم سریعترواقع می شود و یک محیط همحسی(سمباتیک) جدیتر به وجود می آید اما نوجوان خودش جذاب ودلربا نیست یا آنگونه نیستکه بیننده ای را که شاهد تحولات ویاعدم تحولات نوجوان میباشد متوحش کند)) توام بودن این تحولات فیزیکی مهم وسریع بخصوص در طول اولین مرحله نوجوانی تحولات پر شتاب ذهنی از خصایص این دوره میباشد.این تحولات نیاز به سازگاری روانی را افزایش می دهد وبرای ایجاد دیدگاههای ارزشها وعلائق نوین ضروری به نظرمیرسد. ▪ نوجوانی یک دوره ی انتقال(برزخی)است انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نمی باشد بلکه بیشتریک عبور ازمرحله ای ازرشدبه مرحله دیگرمی باشد این به آن معناست که انچه قبلاًواقع شده نشانه خود را روی آنچه که درزمان حال و آینده اتفاق می افتد باقی میگذارد۰کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی میرسندباید جنبه های کودکانه را کنار بگذراندوهمچنین الگوهای جدید رفتاری ونگرشی را بیا موزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند. به هر حال این مهم است که درک کنیم آنچه قبلاً واقع شده است نشانه های خودراباقی گذاشته است وبر الگوهای نوینی از رفتارها ونگرشهای فرد اثر می گذارد. همچنان که((استرایس))شرح داده است:((ساختمانهای بدنی نوجوان پایه هایی درکودکی دارد وبسیاری ازخصوصیاتی که معمولاًبه عنوان معرف ظهورنوجوانی در نظر گرفته می شدند قبلاً درطول اواخر کودکی حضورداشته اند. تغییرات بدنی که درسالهای اولیه نوجوانی اتفاق می افتد بر رفتار موزون شخص اثر میگذارد وبه ارزیابی مجددارزشها وجابجایی آنها منتهی میشود)) در طی هر مرحله انتقالی وضع وجایگاه فردمبهم است ونوعی گم گشتگی درباره نقشهایی وجود دارد که فرد انتظار دارد آنها را ایفا کند نوجوان در این زمان نه کودک ونه بزرگسال است اگر نوجوانان مانند کودکان رفتارکنند به آنها گفته میشود که به مانندسن خودشان عمل کنند. اگر آنها سعی کنند نظیر بزرگسالان عمل کنند اغلب متهم می شوند که برای شلوارهای کوتاه خود خیلی بزرگ شده اند وبرای این تلاشی که انجام می دهند تا مثل بزرگترها عمل کنند مورد سرزنش واقع می شوند.از طرف دیگر موقعیت مبهم نوجوانان امروز این منفعت را برای آنها در برداردکه فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها میدهد تاآنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری،ارزشی ونگرشی بهترمی توانند نیازهای انان را تامین نمایند. نوجواني يكي از مهمترين و پرارزشترين دوران زندگي هر فرد محسوب مي‌شود زيرا سر آغاز تحولات و دگرگوني‌هاي جسمي و رواني در اوست و بلوغ نقطه عطفي در گذر زندگي او از مرحله كودكي به بزرگسالي است. بر اساس تعريف سازمان جهاني دوره نوجواني به گروه سني 10 تا 19 سالگي اطلاق مي‌شود و در اكثر كشورهاي جهان به خصوص كشورهاي درحال توسعه بخش قابل توجهي از جمعيت را نوجوانان تشكيل مي‌دهند. با توجه به اين واقعيت كه نوجوانان، پدران و مادران فردا هستند پرداختن به مسائل بهداشتي‌شان (به خصوص بهداشت روان آنان) نه فقط براي خود آنها بلكه براي خانواده‌ها، جامعه و نسل آينده سودمند است و در برنامه توسعه هر كشوري مي‌بايست به مسائل آنها توجه خاص شود. آشنا شدن با پديده‌هاي جديد در زندگي، ‌انسان را از بار هيجاني همراه آن پديده كه غالبا اضطراب و آشفتگي است مي‌رهاند، مطالعات روانشناختي نشان داده است كه تاثير منفي عوامل استرس‌زا كه همراه با آگاهي قبلي است بسيار كمتر از زماني است كه عوامل استرس‌زا ناگهان و بدون مقدمه به انسان وارد مي‌شوند. در زمينه برخورد با پديده بلوغ جنسي و تغييرات جسماني و رواني متعاقب آن هر اندازه آگاهي نوجوانان ما بيشتر باشد نتايج مبحث اين مرحله از زندگي در مسير آينده نوجوان بيشتر است. آگاهي نداشتن و يا عدم آگاهي كامل و صحيح، نوجوانان را گيج و سردرگم مي‌كند و اين حالات نتايج منفي و زيانباري بدنبال خواهد داشت. والدين و مربيان وظيفه دارند اطلاعات كافي در خصوص تغييراتي كه در طول و به دنبال بلوغ جنسي در نوجوان اتفاق مي‌افتد به تدريج و با استمرار ارائه كنند. عدم ارائه اطلاعات كافي و صحيح در مورد بلوغ باعث مي‌شود كه نوجوان از منابع ديگر كه معمولا انحرافي است، اطلاعات كسب كند و اين اطلاعات غلط مي‌تواند او را به انحراف كشاند. والدين و مربيان از يك تا دو سال قبل از بلوغ كامل نوجوان مي‌بايستي اقدامات زير را انجام دهند. - او را آماده كنند كه به زودي و بتدريج تغييراتي را در جسم و روان خود احساس خواهد كرد. - به طرق مختلف او را مطمئن كنند كه تغييرات ايجاد شده طبيعي است. - از اينكه اين تغييرات در او شروع شده به او تبريك بگويند و خاطرنشان كنند كه دوره جديدي در زندگي او آغاز شده است. - به او يادآوري نمايند كه اين تغييرات در جهت تكامل فردي و قدمي بسوي اجتماعي شدن اوست به همين دليل وظايف فردي و اجتماعي جديدي براي او منظور شده است. - خاطرنشان كنند كه اين تغييرات قطعا شروع مي‌شود اما زمان دقيق و مشخصي ندارد؛ بنابراين اگر ديرتر از ديگران هم شروع شود يك امر طبيعي است . - به او بگويند كه تغييرات جسماني همراه با تغييرات رواني خواهد بود اين تغييرات رواني در سه بعد هيجاني، خلقي و رفتاري اتفاق مي‌افتد. نكته مهم در دوره بلوغ برقراري ارتباط صحيح با نوجوان است. كودك دلبند ديروز شما با تغييراتي كه درجسم و روانش روي مي‌دهد پا به دوران بزرگسالي مي‌نهد. او اينكه مي‌خواهد هويت جديدي را براي خودش به دست آورد، طبيعي است كه در برقراري رابطه با او مشكلاتي براي شما بوجود آيد. براي اين كه روابط شما والدين و مربيان با فرزند يا دانش‌آموز نوجوانشان صميمانه‌تر و گرمتر باشد، لازم است كه به نكات زير توجه كنيد. پذيرش نوجوانان: گام اول براي ايجاد و تحكيم يك رابطه دوستانه و صميمي با نوجوان اين است كه او را با همه كمي‌ها و كاستي‌هايش قبول داشته باشيد. كاستي‌هاي رفتاري او را همچون نقاط قوت و توانايي‌هايش بپذيرد و او را به عنوان فردي كه داراي استقلال، سليقه‌هاي خاص و عقايد قابل ارائه است،‌ نگاه كنيد. احساساتش را پذيرفته و اعتماد به نفس او را با كم اهميت جلوه دادن اشتباهات و تقدير از كارهاي پسنديده‌اش بالا ببريد. نوجوانانتان را درك كنيد: درك و برداشت از زندگي و مسائل آن متفاوت از برداشتي است كه نوجوان دارد. او زندگي را به ساده‌ترين وجه ممكن مي‌نگرد، بطوري كه عقايدش براي شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقايدش بي‌اهميت نباشيد وي را مورد تمسخر قرار ندهيد. چرا كه اين استهزاء به تداوم رابطه عاطفي با فرزندان لطمه مي‌زند. ارتباط را دو طرفه كنيد: در بسياري از اوقات و به دلايل گوناگون ممكن است شما والدين و مربيان به نوجوان بگوييد كه چه بكند و چه نكند و از او توقع حرف‌ شنوي نيز داشته باشيد. اين برخورد با نوجوان كه حاكي از ارتباط يك طرفه، معيوب و غير قابل دوام است، منجر به سركشي و عصيان نوجوان در برابر دستورات شما مي‌شود و به رابطه عاطفي و صميمانه بين شما و او لطمه مي‌زند. در اين مواقع بهترست در برخورد با نوجوان، هر زمان كه سخني را گفتيد از او نيز سخني بشنويد و نظر او را نسبت به وظايف محوله‌اش جويا شويد. از دادن پند و اندرز مستقيم خودداري كنيد: نوجوانان از شنيدن نصيحت و اندرز مستقيم و اينكه آنها را يكجا ارائه كنيد و اشكالات رفتاري و گفتاري‌شان را تذكر بدهيد گريزان هستند. نوجوانان اعمال خود را بي‌نقص مي‌دانند و تحمل شنيدن پند و اندرز از جانب شما را ندارند. جهت اصلاح رفتار، آنها را بطور غير مستقيم نسبت به اعمال و رفتار نادرست‌شان آگاه كنيد و خودتان الگويي براي آنها باشيد تا با پيروي از رفتار و گفتار شما روش صحيح برخورد را فرا گيرند. آزادي عمل به نوجوانتان بدهيد همچنان كه به كودك نوپا اجازه مي‌دهيم تا گاهي خود به تنهايي راه رفتن را امتحان كند و دفعاتي هم به زمين افتد، بايد به نوجوان هم اجازه داد كه تا حدودي پيامدهاي رفتارهايش را تجربه كند و طعم برخي سختيها را چشيده و براي زندگي مقاوم شود. براي ارتباط با نوجوان وقت كافي بگذاريد: نوجوانان نيازمند توجه هستند، آنها مي‌خواهند صحبت كنند. اعتراض كنند و از هيجانات و اتفاقاتي كه در مدرسه مي‌افتد و يا از دوستانشان مي‌شنوند، حرف بزنند؛ هر چه زمان اين ارتباط با شما به عنوان مادر، پدر و يا مربي بيشتر باشد خرسندي آنها بيشتر شده و امكان ارتباط نادرست و غلط آنها كمتر خواهد شد. توجه به تاثير مشكلات اجتماعي: مشكلات اجتماعي تاثيرات ناخوشايندي بر نوجوانان دارد. عدم مداخله شما والدين و مربيان در بهبود شرايط اجتماعي، تاثير تلاش‌هايتان را در خانه و مدرسه كمرنگ مي‌كند. انرژي سرشار نوجوانان نياز به تخليه دارد: در اين سنين نوجوان داراي انرژي فراوان جسماني است، بخشي از اين انرژي در غريزه جنسي نهفته است كه در شروع دوران نوجواني به طريق مقبول اجتماع قابليت ندارد. نوجوان مقادير ديگري از انرژي جسماني خود را به صورت رفتارهاي پرخاشگرانه مبارزه طلبي، حادثه‌جويي و .. تخليه مي‌كند. تشويق نوجوانان به انجام ورزشهاي مختلف، شركت در فعاليتهاي الگوسازي براي آنان و تحريك آنها بر همانندسازي با آن الگوها باعث مي‌شود تا آنها انرژي خود را به طريق منطقي تخليه كنند. وضعيت تحصيلي نوجوان را پيگيري كنيد: در اين سنين ممكن است كه فرزند شما نسبت به درس اظهار بي‌علاقگي نمايد و به اموري مثل افراط در ورزش كردن، رسيدگي به سر و وضع خود و ... بپردازد، چنانكه مي دانيد پند، اندرز، سرزنش و مقايسه با ديگران كارساز نيست.. لذا علت بي‌توجهي او را نسبت به درس جستجو كرده و سعي در برطرف نمودن مشكل كنيد. آموزش مهارت در برقراري روابط اجتماعي: نوجوانان در دوره بحران بلوغ نسبت به تعلق داشتن خود در گروه كودكان و يا بزرگسالان سردرگم مي‌شوند و ممكن است كه در ميان جمع خانواده يا دوستان و آشنايان، رفتارهاي بزرگتر از سن و يا گاهي كودكانه از خود بروز داده و روابط اجتماعي پسنديده‌اي برقرار نكنند، كه با شركت دادن فرزند نوجوانتان در جمع دوستان و آشنايان مهارت روابط اجتماعي او را افزايش دهيد؛ مثلا با فرزند نوجوان خود به گردشهاي دو نفره برويد و در بسياري از روابط اجتماعي نظير آشنا شدن با ديگران، خريد كردن از مغازه، پيدا كردن نشاني يك موسسه و درخواست انجام كاري از يك اداره با وي تمرين عملي كنيد. استقلال طلبي نوجوان: نوجوان مي‌خواهد از قيد و بندهاي دوران كودكي كه او را به خانواده‌اش متصل كرده است، جدا شود و الگوهاي جديدي را جايگزين آنان كند. از طرفي نيز شديدا به خانواده وابسته است و مي‌خواهد كه توقعاتش را برآورده كنند. لذا حس استقلال‌طلبي خود را با مخالفت، مقاومت كردن و لجبازي با والدين و مربيان نشان مي‌دهد و اين نياز نوجوان براي شما مشكل‌آفرين مي‌شود. براي برخورد با اين رفتار نوجوان، بهترست هميشه با او به لحني صحبت كنيد كه احساس نكند برايش تصميم‌گيري مي‌كنيد آزادي را به تدريج و متناسب با سني كه دارد به او عطا كنيد و نظارت غير مستقيم داشته باشيد و اگر زماني دريافتيد كه از آزادي شما، سوء استفاده كرده به او تذكر داده و او را متوجه اعمالش بكنيد. بدانيد كه حذف آزادي، براي يك مدت كوتاه مي‌تواند برايش آموزنده باشد. منبع : پايگاه اطلاع رساني پزشكان ايران ________________________________________ مسئله‌اي که ممکن است، روزي براي هر پدر و مادري به‌ وجود آيد اين است که ببينند، فرزندشان ديگر آن کودک شيرين زبان و بازي‌گوش گذشته نيست. خردسالي نيست که بتوان دست او را گرفت و قدم به قدم به سوي خوشبختي و آينده‌اي روشن، هدايت کرد. او اکنون، دوران کودکي را پشت سرگذاشته و قدم به دنياي پراز تشويش و نگراني نوجواني گذاشته است؛ دنيايي که در آن، احساس استقلال مي‌کند. او مي‌خواهد تنها خودش از پس تمام مسائل و مشکلات برآيد. اگر مادر، خواهان نظافت و پاکيزگي او باشد، انگار مي‌خواهد کوهي را از جا بکند. اگر شوق داشته باشد که فرزندش به موقع تکاليفش را به پايان برساند، نوجوان همه درس‌هايش را براي آخرين ساعات باقي مانده از شب مي‌گذارد. اگر از او بخواهيم که آرام و متين باشد، با همسايه‌ها دعوا مي‌کند و بچه‌هايشان را کتک مي‌زند و اگر به خوش رفتاري و ادب و نزاکت اهميت بدهيم، او به عمد راه بي‌ادبي را انتخاب مي‌کند. والدين از اينکه مي‌بينند فرزندشان ساعت‌هاي متوالي در رختخواب‌ دراز کشيده و چشم به سقف دوخته است تعجب مي‌کنند. او که تا ديروز کودک سرحال و پرانرژي بود، چرا امروز به انساني گيج و مبهوت تبديل شده است؟ نوجواني، يک دوره انتقال است، عبوري است پيوسته از يک مرحله به مرحله ديگر. اين به آن معناست که آنچه در دوران کودکي واقع شده است، نشانه خود را روي آنچه که در زمان حال و آينده اتفاق مي‌افتد، باقي مي‌گذارد. کودکان در زماني که از خردسالي به بزرگسالي مي‌رسند، بايد جنبه‌هاي کودکانه را کنار بگذارند. آنها بايد سرمشق و الگوي رفتاري داشته باشند تا جانشين آن چيزهايي شود که ترک کرده‌اند. آنها بايد الگوي مناسبي براي شکل‌گيري شخصيت فردي و اجتماعي داشته باشند. با آنها نبايد مانند کودکان رفتار کرد و نيز از آنها نمي‌توان انتظار داشت که در مسئله و موضوعي که مربوط به سنين جواني است، اطلاع داشته باشند. اگر نوجوان‌ ما، درباره مسئله‌اي فکر و پيشنهادي بدهد، بايد به نظر او احترام گذاشت و نبايد شخصيت او را با کلمات تحقيرآميز، پايين آورد. در جستجوي هويت همه نوجوانان در جستجوي هويت هستند. در آينه به خود نگاه مي‌کنند و مي‌گويند: «به راستي من کيستم؟» از خويشتن، معناي واقعي خود را مي‌پرسند. مطمئن نيستند که چه مي‌خواهند، خود را سردرگم مي‌يابند. گاهي احساس پوچي مي‌کنند. قصد آزار و اذيت پدر و مادر خود را ندارند، اما رفتارهاي ناخودآگاهي که از خود بروز مي‌دهند، موجبات آزار ديگران را فراهم مي‌کنند. با اين همه، واقعيتي است که نوجوان چه بخواهد، چه نخواهد به کمک ما احتياج دارد. به کمکي قطعي و عاقلانه. اريکسون در همين زمينه مي‌گويد: «سؤالي که نوجوان درصدد است تا به طور روشن با آن مواجه شود اين است که من کيستم؟ نقشي را که بايد در جامعه ايفا نمايم چيست؟ آيا من يک کودک هستم يا بزرگسال؟ آيا من توانايي آن را دارم که روزي به عنوان همسر يا پدر باشم؟ آيا جدا از زمينه اجتماعي، احساس اعتماد به نفس دارم؟ يکي از راه‌هايي که نوجوان‌ها تلاش مي‌کنند تا خود را مانند افراد بزرگسال نشان دهند اين است که از موقعيت‌هاي ظاهري نظير ماشين‌ها، لباس‌ها و ساير وضعيت‌هاي قابل مشاهده بهره گيرند. آنها اميدوارند در اين راه افراد قابل توجه و جذايي به نظر برسند. خيال پردازي نوجوانان تمايل دارند به خود و سايرين آن‌ چنان بنگرند که دوست دارند. اين مطلب به ويژه در مورد آرزوهاي نوجوان صادق است. اين آرزوهاي غيرواقعي نه فقط درباره خودشان، بلکه همچنين در مورد بستگان و دوستان آنها نيز وجود دارد. اين آرزوها در اوايل نوجواني با توسعه عواطف همراه هستند. با پيشرفت تجربه‌هاي شخصي و اجتماعي و افزايش قدرت تعقل، نوجوانان رشد يافته‌تر، به خود، خانواده، دوستان و زندگي به طور کلي واقع بينانه‌تر مي‌نگرند. در نتيجه، آنها کمتر از نااميدي و خيال ‌پردازي نامعقول رنج مي‌برند و نسبت به سال‌هايي که کوچکتر بوده‌اند، با دنياي واقعي سازگاري بيشتري پيدا مي‌کنند. اين، يکي از موقعيت‌هايي است که آنها را در شادي‌هاي بيشتري که خاص نوجوانان رشد يافته‌تر است، مشارکت مي‌‌دهد. با ادامه دوره نوجواني، دختران و پسران به‌طور يکسان، دچار آرزوهاي طولاني مي‌شوند. آرمان‌گرايي که از زندگي سبک‌بار، بي‌خيال و مجرد ناشي مي‌شود و نوجوانان به تدريج خود را از آرمان‌ گرايي رها نموده و به موقعيت بزرگسالان نايل مي‌شوند. احساس اينکه دوره نوجواني از دوره بزرگسالي و مسائل مربوط به آن از قبيل نيازمندي‌ها و مسئوليت‌هايش، شادتر و با نشاط‌ تر است، تمايلي را به وجود مي‌آورد که نوجواني را به يک دوره فريبنده، شاد و سبکبار مبدل نمايد. تحمل بي‌قراري دوران نوجواني زمان مشکلي است. سال‌هائي که به خود به ديده ترديد و شک مي نگرد. دوران رنج کشيدن، سختي ديدن و دلسرد بودن از خود. نوجوان در اين سن، احساسات ضد و نقيض دارد. جرج شانزده ساله مي‌گويد: «مي‌خواهم کاري انجام دهم، عضلاتم را بيازمايم و قدرتم را احساس کنم. بايد شخصاً و نه به صرف حرف ديگران، تلخي را از شيريني تميز دهم. تشنه تجربه‌ام. ميخواهم جواب پرسش‌هاي زياد خود را بيابم». از زبان يک دختر شانزده ساله مي‌شنويم: «هر روز از خودم مي‌پرسم: چرا شخصي که مي‌خواهم نيستم، آتشي مزاج و تندخو هستم، با خودم هم ميانه خوبي ندارم. از نظر خودم فردي منطقي، گرم و پرحرارت هستم، اما از نظر معلمانم، چيز ديگري هستم. به عقيده آنها من سرد و نجوش هستم، با کساني که با من خوب رفتار مي‌کنند، مشکلي ندارم، اما با کساني که فکر مي‌کنند من متوجه هيچ‌چيز نيستم، اصلاً ميانه خوبي ندارم.» تظاهر به دانايي نکنيد اظهار فضل کردن و خود را از نوجوانان داناتر دانستن؛ اين بدترين زجري است که نوجوان آن را با تمام وجود حس مي‌کند. نوجوانان بر اين گمانند که احساساتشان منحصر به فرد است. نوجوانان دوست دارند که اطرافيانشان آن‌ها را موجوداتي استثنايي و خارق‌العاده بدانند. وقتي کسي به آنها بگويد: «کاملاً احساساتت را درک مي‌کنم» يا اينکه بگويد: «مي‌فهمم که چه مي‌گويي»، انگار بدترين توهين‌ها را به آنها کرده است. وقتي آنها خودشان را موجوداتي منحصر به فرد و عجيب بدانند، چه ناراحتي از اين بيشترکه ديگران مدعي درک حال و روزشان شوند و آنها را ساده و بي‌آلايش تويف کنند. فهميدن اينکه نوجوان چه موقع انتظار درک شدن و چه زمان انتظار درک نشدن دارد، وظيفه ظريفي است. واقعيت تلخي است که عليرغم همه دانايي‌ها نمي‌توانيم براي هميشه در نظر نوجوانان مدير و همه چيزدان باشيم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 15:30  توسط مرادی زاده |